اوایل انقلاب هر چندتا مسجد، یک مرکز و پایگاه مقاومتی داشتند و پایگاه ما مسجد «شمسالشموس» بود. ما تئاتر را در مدرسه شروع کردیم. یک دوست در مدرسه، ما را علاقهمند کرد و کار گروه تئاتر تشکیل داد. یکبار آنقدر بلیت فروش رفت که در سالن مدرسه موثق عاملی جا نبود و به اجبار به مدرسه آیتالله کاشانی آمدیم و نمایشنامه را 2 بار اجرا کردیم و پول کلانی جمع شد. همان باعث شد در مسجد این کار را ادامه دهم.
محله طلاب اواخر دهه۴۰ با افزایش جمعیت طلاب دینی در مشهد، آیتالله فقیه سبزواری برای اسکان طلبهها از آستان قدس درخواست زمین کرد. مسئولان آستان قدس نیز مزرعه محرابخان همراه با مزارع اطراف را در قالب یک پلاک به ثبت رساندند و به طلاب مشهد اجاره دادند. از آن زمان این محله به کوی طلاب معروف شد.

فائزه حسینی هنوز 6سالش نشده بود که با تشویق اطرافیان متوجه شد که با دیگر هم سن وسال هایش فرق می کند. در یازده سالگی بی آنکه بداند نقاشی هنر است و می تواند حرفه محسوب شود، اولین سفارش طراحی را پذیرفت. پدرومادرش تبعه هستند و از کشور افغانستان، اما خودش متولد ایران است و بزرگ شده این خاک و بوم. شانزده ساله و ساکن محله طلاب است. او نقاشی را از کودکی شروع کرد. در همان شش هفت سالگی و زمانی که می خواست خواندن و نوشتن را یاد بگیرد، فهمید که چقدر در این زمینه مستعد است و می تواند پیشرفت کند.
مسجد آیت الله فقیه سبزواری دومین مسجد در شهر مشهد است که درهایش را روی بیپناهان گشوده است و از آنها پذیرایی میکند.
اولین مسجد، مسجد حضرت عباس(ع) بود که تا پیش از شیوع کرونا از بیخانمانها استقبال میکرد. با آغاز فصل بارندگی و پس از دعوت شهردار مشهد برای پیوستن مراکز مذهبی شهر به پویش «گرمای همدلی، بهرسم همسایگی»، هیئتامنای 2مسجد آیت الله فقیه سبزواری و امامسجاد(ع) در محله طلاب اعلام آمادگی کردند.
جوانان فعال محله طلاب شبهای نخست دیماه کوچهبهکوچه میگشتند و آنهایی را که حس میکردند جا و مکانی ندارند، به مسجد دعوت میکردند.
کمتر ورزشدوستی هست که سعید نمازی را نشناسد. رزمیکاری که بیشترین اوقات روزگار نوجوانی و جوانیاش را مشغول تمرینات سخت بوده و در مبارزههای طاقتفرسا کم نیاورده است. به همه اینها علاقهاش به موفقیت هممحلیهایش را اضافه کنید که تمرکزش را روی آن گذاشته است. مدالآوری که در کارنامه ورزشی خود یک حکم دومی هم ندارد. کسب 2مدال و کمربند طلای مسابقات آذربایجان (باکو) بهانهای شد تا به سراغ استاد نمازی برویم.
به مشهد که آمدیم، اول در مدرسه دو در مشغول تحصیل شدیم و بعد هم نواب. آن موقع در میان طلبهها کموبیش زمزمههایی از امامخمینی (ره) شنیده میشد. در اتاقی که من بودم، طاقی بود که جلو آن مقواهایی محکم شده بود. یک روز از سر کنجکاوی مقواها را کندم. همین که مقوا را کنار زدم، دیدم مقدار زیادی کاغذ انباشته شده است. در را از داخل بستم و تعدادی را برداشتم و مشغول مطالعه شدم. نوشتههای حضرت امام بود درباره واقعه ۱۵ خرداد و کشتار بیرحمانه طلبههای بیگناه. آن شب تا نیمهشب بیدار بودم، میخواندم و اشک میریختم. این نقطه آغازی برای من بود که پا در این میدان بگذارم.
در روزهای نخست ماه مبارک رمضان گروه تهیه نماهنگ «افطار آسمانی» همراه با 4بازیگری که از پیش برای ایفای نقش های امام خمینی(ره)، شهیدمحسن حججی و شهدای کادر درمان انتخاب شده بودند، از دیگر شهرهای کشور به مشهد آمدند و گروه با 29بازیگر کارش را آغاز کرد. در این میان جای خالی بازیگر اصلی این نماهنگ که می بایست در نقش سردارشهید حاج قاسم سلیمانی بازی می کرد، همچنان خالی بود، به طوری که حتی کارگردان قصد نشان دادن چهره «مرد میدان» را به مخاطب نداشت، اما میزبان کریم این گروه، امام علی بن موسی الرضا(ع)، راهی دیگر پیش پای آن ها قرار داد که باعث بهتر دیده شدن این نماهنگ شد.
صدیقه طیرانی از سال ۷۰ بهعنوان بازیکن در رشته فوتسال وارد زمین شده است و از سال ۸۸ بهصورت تخصصی فعالیت میکند. رشته تحصیلیاش ربطی به تربیتبدنی ندارد و به قول خودش بین آمار که او درسش را خوانده است و تربیتبدنی فاصله است. انتخاب این رشته دانشگاهی هم بهدلیل شرایط خانوادگیاش بوده است. با این حال مقامهای زیادی در المپیادهای دانشگاهی و مسابقات شهرداری داشته است و میگوید: «تیمی که با آن مشغول تمرین هستم، مجوز رسمی آکادمی فوتسال بانوان را دارد و بهصورت رسمی ثبت شده است.»