کد خبر: ۸۰۰۲
۱۳ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
محافظان سبز مشهد

محافظان سبز مشهد

مرادیان باغبان با سابقه شهرداری مشهد از نحوه هرس درختان در دهه‌های گذشته می‌گوید: «حدود ۱۰ سال پیش اره‌ برقی به مشهد آمد، قبل از آن مجبور بودیم با نردبان روی درخت برویم.»

در خیابان ها‌ی شهر که قدم بزنید، افرادی را می‌بینید که دور درختان شهر تاب می‌خورند. قیچی به دست دارند و یا صدای اره‌شان بلند است و مشغول هستند. کارگرانِ اینجا به معنی واقعی کلمه در حال کارند تا از خواب زمستانی درختان بهره ببرند و آن‌ها را برای بیداری‌شان آماده کنند.

آن زیبایی چند ماه دیگر که می‌خواهد به تنفس شهر کمک کند حاصل دسترنج پرستارانِ دلسوز فضای سبز شهر ماست. کاری که دیده نمی‌شود. به سراغ چند گروه از هرس‌کاران و باغبانان زحمت‌کش، اما بی‌ادعای شهرمان در محلات مختلف منطقه می‌رویم تا کمی برایمان از عشقی که دارند بگویند. کارشان درآمد کافی ندارد و سخت است، ولی دلبری ها‌ی طبیعت  کار خودش را کرده‌است تا آن‌ها را شیفته کنند. آن‌ها با درختان شهرمان زندگی می‌کنند.

 

زمستان وقت هرس است

زمان هرس درختان در روز‌های سرد زمستان است. وقتی که دیگر به سختی می‌شود برگی روی شاخه‌های درختان یافت و در واقع درختان به خواب زمستانی می‌روند. این را مرادیان می‌گوید.

در ابتدای خیابان خلج، اره برقی بزرگی را دستش گرفته است و می‌گوید که امروز بالابر ندارند. نمی‌توانند کار را رها کنند و به سختی اره سنگین را به شاخه ها‌ی اضافه نزدیک می‌کنند و می‌بُرند.

او که باغبان با سابقه شهرداری مشهد است و ۲۶ سال تجربه کار در فضای سبز را در کارنامه کاری خود دارد از چگونگی و دلیل هرس درختان می‌گوید: «ما برای تقویت و حفظ درخت، شاخه‌هایی را که خشک شدند یا مزاحم رشد دیگر شاخه‌های درخت هستند و آن‌هایی که ممکن است برای شهروندان خطرآفرین باشند، قطع می‌کنیم».

کار هرس تنها به قطع شاخه‌ها ختم نمی‌شود. بعد از آن یک نفر مأمور می‌شود تا با چسب مخصوص روی قسمت‌هایی که شاخه‌ها از درختان جدا می‌شود، بپوشاند. انگار زخم‌های تازه درخت پانسمان می‌خواهد.

مرادیان می‌گوید: «بعد از هرس ما به تمام قسمت‌هایی که شاخه از آن جدا می‌شود، چسب می‌زنیم تا درخت بیمار و یا دچار آفت نشود.». انگار شبیه زخمی است که به ضدعفونی نیاز دارد. هرچه پیش می‌رویم بیشتر باور می‌کنیم که درختان زندگانی پر سود در سکوت هستند.

 

درختان بچه‌هایمان هستند

برای ما که گلی نکاشته‌ایم و قد کشیدن درختی را نظاره نکرده‌ایم قطع درخت هم دردی به جانمان نمی‌اندازد، ولی برای یک باغبان جزو سخت‌ترین کار‌هایی  است که گاهی حمل بر وظیفه می‌شود و گاهی نمی‌تواند از زیر بارش شانه خالی کند، قطع درخت است.

درختی که تمام مدت برای به بار نشستن آن تلاش می‌کند و گاهی به آن دل بسته می‌شود. درختان برای بسیاری از باغبانان شهر ما حکم کودکی را دارد که او را به فرزندخواندگی قبول کردند.

باغبان باتجربه شهر ما، دشوارترین لحظات شغلش را قطع درخت می‌داند و می‌گوید: «برای درختانی که به قطع آن مجبور هستم دلم می‌سوزد. تنها درختانی را قطع می‌کنم که نامه کمیسیون برای قطع درخت آمده باشد.» این نامه زمانی صادر می‌شود که شهروندی به دلایل منطقی درخواست قطع یک درخت را بدهد.  

من بین تمام درختان، توت را از همه بیشتر دوست دارم و قطع آن را گناه می‌دانم

 

قطع درخت گناه است

باغبان محله سیدی به درخت توت علاقه ویژه‌تری دارد. شاید، چون ثمرده است و قطع این درخت را گناه می‌داند. می‌گوید: «من بین تمام درختان توت را از همه بیشتر دوست دارم و قطع آن را گناه می‌دانم.

یک بار که مجبور به قطع یک درخت توت شده بودم، با صاحب آنجا صحبت کردم تا شاید بتوانم او را از این کار منصرف کنم. اما او قانع نشد و در آخر به او پیشنهاد دادم پس از قطع درخت یک قربانی بکند، چرا که به عقیده من برای قطع درختی که میوه می‌دهد به‌ویژه توت باید خون ریخته شود.»

 

محافظان سبز، در راه مراقبت از درختان

 

درخت درد را حس می‌کند

جدا از قطع درخت دیدن بد رفتاری برخی از شهروندان با درختان برای افرادی که مسئول نگهداری از آن‌ها هستند، شبیه شکنجه است. از اینکه می‌بینند، بعضی برای آتش روشن کردن و یا کندن چند میوه به خود اجازه می‌دهند شاخه‌های درختان را بشکنند، آزار می‌بینند.

این باغبان از حس و حالش، هنگام مواجه شدن با این صحنه می‌گوید: «دیدن افرادی که شاخه‌های درختان را می‌شکنند، یکی از دشوارترین لحظات شغل ما محسوب می‌شود به‌ویژه که اگر خودم برای آن درخت زحمت کشیده باشم.

من وقتی با این افراد روبه رو می‌شوم از آن‌ها خواهش می‌کنم دست از این کار بردارند. به آن‌ها می‌گویم که درخت یک موجود زنده است و درد را حس می‌کند. اگر بی فایده بود سریع آن را گزارش می‌کنم».

 

از درخت زیاد افتادم

فناوری در کار باغبانان هم تأثیرگذار بوده و تا حدودی کار آن‌ها را ساده‌تر کرده است. همه اره‌هایی که برای قطع درختان بیشتر در گذشته استفاده می‌شود، دیده‌ایم. باغبان‌ها در سال‌های نه چندان دور برای هرس درختان مجبور بودند، روی درخت بروند و با این اره‌ها شاخه‌های درختان را هرس کنند که این کار آن‌ها  همیشه با خطر همراه بوده است.

مرادیان از نحوه هرس درختان در دهه‌های گذشته می‌گوید: «حدود ۱۰ سال پیش بود که اره‌های برقی به مشهد آمد و از آن زمان برای هرس درختان از این اره‌های بلند استفاده می‌کنیم. قبل از آن مجبور بودیم با نردبان روی درخت برویم و با اره‌های ساده شاخه‌ها را هرس کنیم. این کار در فصل زمستان بسیار دشوار بود. یک بار وقتی  روی یک درخت مشغول هرس شاخه‌ای بودم از روی درخت سقوط کردم و دستم شکست و تا چند وقت نمی‌توانستم کار کنم. این حادثه برای خیلی‌ها پیش می‌آمد.»

 

آپارتمان زندان من است

حدود ۴ سال دیگر بازنشسته می‌شود. او که روستازاده است قدر درخت و سرسبزی را خوب می‌داند، ولی حیاط کوچکش نمی‌گذارد باغچه‌ای از آنِ خودش داشته باشد. تنها به کاشت درختی در باغچه کوچک جلوی خانه‌اش اکتفا کرده است و به جایش باغ‌های شهر را آباد می‌کند.

او از حالا برنامه‌ریزی کرده است، روزی که بازنشسته می‌شود، بار سفر ببندد و به روستای خود بازگردد. می‌گوید: «من در یک واحد آپارتمان کوچک در محله سیدی زندگی می‌کنم. برایم زندگی در آپارتمان لذتی ندارد.

من دوست دارم خانه‌ام حیاط با چندین درخت داشته باشد. البته در خانه گلدان داریم، اما هیچ گلدانی نمی‌تواند جای درخت را بگیرد. تصمیم دارم بازنشسته که شدم، به دامان طبیعت بازگردیم و در هوای پاک آنجا زندگی کنیم.»

 

نشاطم را از باغبانی دارم

مسیر خود را برای یافتن گروه‌های هرس کننده دیگر ادامه دادیم تا اینکه در حاشیه بوستان غدیر گروه دیگری را یافتیم. با علی غلامی، یکی از باغبانان این گروه، که با لبخند مشغول هرس درختان است، گفتگو می‌کنیم. غلامی می‌گوید: «من کار‌های متفاوتی انجام می‌دهم. مانند کاشت گل و درخت، سم پاشی، کود دهی و همین هرس که در حال انجامش هستم.  

درخت در سال باید هرس شود تا خوب رشد کند.» این باغبان که در یکی از روستا‌های نزدیک فریمان متولد شده و به مشهد آمده است، می‌گوید: «من در روستا به دنیا آمدم و در واقع کشاورز هستم. در روستا زمینی دارم که در آن هندوانه دیمی می‌کارم. الان حدود ۱۶ سال است که به مشهد آمدم و باغبانم». باغبان بوستان غدیر به ما از حسی که به گیاهان دارد می‌گوید: «من عاشق گیاه و درخت هستم.

کارم را خیلی دوست دارم. شادابی و نشاطم را از کار در اینجا می‌دانم. اگر تنها دو روز سر کار حاضر نشوم، افسرده می‌شوم و دلم برای درختان تنگ می‌شود». او همچنان که حرف می‌زند به سر و روی درختان هم می‌رسد تا شانه‌شان را از زیر بار اضافه خالی کند. به زمستان فکر می‌کند که درخت نباید سنگین بخوابد و به بهار که باید دوباره رویش سبزینگی را  تجربه کند.

 

برای شاخه‌های شکسته دلم می‌سوزد

بوستان غدیر جایی است که برخی از زائران امام رضا (ع) آن را برای اسکان چند روزه در مشهد انتخاب می‌کنند. از غلامی درباره رفتار مسافران با درختان این بوستان می‌پرسیم و او پاسخ می‌دهد: «تعطیلات نوروز و فصل تابستان مسافران زیادی به بوستان غدیر می‌آیند.

خوشبختانه بیشتر آن‌ها هیچ آسیبی به فضای سبز و درختان نمی‌رسانند. اما متأسفانه برخی از شهروندان مشهدی که در آخر هفته به بوستان می‌آیند، به درختان آسیب زیادی می‌رسانند تا یک آتش روشن کنند.

 شنبه‌ها وقتی با شاخه‌های شکسته روبه رو می‌شوم دلم می‌سوزد.» با روی خوش ما را به چای دعوت می‌کند. زائران آن‌ها را دوست دارند و گاهی انگار به طبیب رسیده‌اند از احوال گیاهانشان برایشان می‌گویند و نسخه شفا می‌گیرند. دنیای او پر است از خاطرات زائرانی که هوای درختان شهر ما را دارند.

 

درختان عشق را می‌فهمند

مسیر را به سمت شهرک ابوذر به پیش می‌گیریم تا به سومین گروه باغبانی که درختان را هرس می‌کنند، برسیم. در حاشیه شهرک ابوذر یک گروه شش نفره از باغبانان را می‌بینیم که در حال هرس درختان هستند.

محدوده فعالیت این گروه در شهرک ابوذر و حاشیه آن است و آنان حدود ۳۰ هزار درخت را باید هرس کنند. با علی اصغر حامدی، سرکارگر این گروه، ابتدا گفتگو می‌کنیم. او در آغاز صحبت‌هایش می‌گوید: «من با بسیاری از درختان این محدوده خاطره دارم.

من مطمئن هستم درختان عشق و محبت را حس می‌کنند. این را می‌شود به سادگی متوجه شد که گیاهان قدرت درک دارند. فقط کافی است به آن‌ها توجه کنید تا رشدشان بیشتر شود.»

حامدی در انتها زیباترین لحظات شغلش را دیدن نتیجه کارش می‌داند: «زمانی که می‌بینم مردم زیر سایه درختانی که کاشته‌ایم و آن‌ها را پرورش دادیم می‌نشینند و لذت می‌برند، من نیز از تماشای آن‌ها و دیدن نتیجه کارم لذت می‌برم».

 

به خاطر درختان زندان رفتم

در حاشیه شهرک ابوذر، تعدادی درخت سنجد کاشته شده است که با رسیدن میوه‌های این درختان شاهد رفتار ناشایست تعداد محدودی از شهروندان با این درختان هستیم. آن هم درست در مقابل چشمان افرادی که برای رشد این درختان بسیار زحمت می‌کشند.

کارش شرافتمندانه است، ولی نامی از او نمی‌بریم. او مدافع درخت است. یکی از باغبانانی است که در این گروه به خاطر دفاع از درختان و جلوگیری از شکستن شاخه‌های درخت حتی کارش به کلانتری هم رسیده است.

این اتفاقات که برای ما غیر عادی است برای این باغبانان زحمت‌کش دیگر عادی شده است. می‌گوید: «شب بود و من مشغول آبیاری درختان بودم که چند خودرو توقف کردند و چند خانواده از آن‌ها پیاده شدند. آن‌ها به محض پیاده شدن مشغول پایین کشیدن و شکستن شاخه‌های درختان شدند تا سنجد‌ها را بچینند. من سمت آن‌ها رفتم و خواستم دست از شکستن شاخه‌های درختان بردارند، اما با واکنش تند چند نفر از آنان روبه‌رو شدم.

به من حمله کردند و من تنها از خودم و درختان دفاع کردم. آن‌ها از من شکایت کردند. در نهایت من را تحقیر کردند و مجبور شدم از آن‌ها عذرخواهی کنم تا آزاد شوم.» این باغبان عاشق به دلیل انجام این کارش اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «درختان زنده هستند. جان دارند».

جانِ درختان چیزی است که آن‌ها می‌بینند و ما نمی‌بینیم. انگار آن‌ها چشمی بصیر دارند که می‌توانند صدای نفس کشیدن و صحبت‌های درخت را بشنوند.  

 

درختی نکاشتم که خشک بشود!

به سمت رمضان غلام زاده می‌رویم که روی نردبان رفته و با قیچی مخصوص مشغول هرس است. این باغبان هم ناراحتی‌اش به خاطر رفتار ناشایست تعدادی از شهروندان با درختان سنجد است.

او با ناراحتی به درخت سنجدی اشاره می‌کند و می‌گوید: «یک بار دیدم شش نفر روی درخت سنجدی رفته بودند که روز قبلش من آن را هرس کرده بودم. از آن‌ها خواستم دست از این کار بردارند، اما آن‌ها جواب دادند شهرداری این‌ها را کاشته که مردم میوه‌هایش را بخورند.»

غلام‌زاده ۱۴ فروردین را دشوارترین روز کاری خود می‌داند. او از این روز می‌گوید: «سخت‌ترین روز در سال برای من روز بعد از سیزده بدر است. زمانی که به سر کار می‌آیم با شاخه‌های شکسته درختانی روبه رو می‌شوم که برای قدکشیدنشان تلاش کردم. دلم بار‌ها با دیدن این صحنه‌ها برای درختان سوخته است.»

او که آن‌قدر گل و گیاه را به ثمر رسانده دیگران را هم به این باور رسانده که دستش برای کاشت گل و گیاه خوب است. می‌گوید: «همسایه‌هایم معتقدند دست من برای کاشت درخت و گیاه خوب است. برای همین می‌آیند و از من می‌خواهند برای آن‌ها درخت بکارم. تاکنون هیچ گیاه یا درختی نبوده که من کاشته باشم و خشک شده باشد.»

سخت‌ترین روز سال برای من روز بعد از سیزده بدر است که با شاخه‌های شکسته درختانی روبه رو می‌شوم

 

درختان مانند کودکان هستند

یکی از باغبان‌ها که مشغول هرس درختان است کارش با یک درخت به اتمام می‌رسد و پس از آن وسایلش را داخل یک ظرف مملو از ضدعفونی کننده رقیق شده فرو می‌کند.

می‌گوید: «درختان مانند کودکان هستند. ممکن است حالشان خوب نباشد. باید از آن‌ها نگهداری کرد. باید پس از هرس هر درخت وسایل را ضدعفونی کرد، چرا که ممکن است یک درخت بیمار باشد و این بیماری به درخت دیگری انتقال پیدا کند.»

 

محافظان سبز، در راه مراقبت از درختان

 

منطقه ۷ سبزترین منطقه‌ مشهد است

سید حسن محمدی طرقی، کارشناس فضای سبز شهرداری منطقه ۷، درباره هرس درختان منطقه می‌گوید: «حدود ۶۰ نفر در روز کار هرس درختان منطقه را انجام می‌دهند شروع هرس زمستانی از ۱۵ دی ماه آغاز شده است و تا نیمه بهمن ماه ادامه خواهد یافت».

حدود ۳۵۶ هزار اصل درخت در منطقه ۷ است. از این تعداد حدود ۸۰ هزار اصل درخت امسال هرس خواهند شد. وی با اشاره به اینکه منطقه ۷ دارای بیشترین فضای سبز و بوستان در شهر است درباره  تنوع گونه‌های درختان در منطقه می‌گوید: «درختان این منطقه را بیشتر کاج، عرعر، اقاقیا، توت، صنوبر، چنار، سرو نقره‌ای، بلوط، زبان گنجشک، پالونیا، سدروس، نارون، افرا، زیتون تلخ، بید، لیلکی و سنجد است».

برخی از این گونه‌های گیاهی در مشهد منحصر به فرد هستند و در سایر نقاط شهر دیده نمی‌شوند.  محمدی درباره بوستان‌های سطح منطقه ۷ می‌گوید: «بوستان غدیر با مساحت ۹۸ هکتار بزرگ‌ترین بوستان در سطح مشهد است. کار‌های عمرانی و فضاسازی بسیار زیبایی در چند سال اخیر در این بوستان صورت گرفته است که آن را منحصر به فرد کرده است».




* این گزارش سه شنبه ۲۵ دی سال ۱۳۹۷ در شماره ۳۱۸ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44