کد خبر: ۳۷۸۱
۰۲ آذر ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۰

حمله به حرم امام رضا(ع)، روایت واقعه تلخ 29 آبان 1357

حرم مطهر رضوی به عنوان آخرین پناهگاه مردم این دیار همیشه کانون وقایع و رویدادهای مهم و سپر بلای آن‌ها بوده است. این را می‌توان در گلوله‌باران‌ و حمله‌های مکرر به آن در بزنگاه‌های مهم تاریخی دید. در جنگ جهانی اول و پیش از آن، در قیام مسجد گوهرشاد، در سال 1314 و روزهای مبارزاتی مردم به سال1357 که تلخ‌ترین آن‌ها 29آبان همان سال رخ داد و نه‌تنها مشهد که همه ایران را تا چند روز بعد در عزای عمومی فرو برد.

حرم مطهر رضوی به عنوان آخرین پناهگاه مردم این دیار همیشه کانون وقایع و رویدادهای مهم و سپر بلای آن‌ها بوده است. این را می‌توان در گلوله‌باران‌ و حمله‌های مکرر به آن در بزنگاه‌های مهم تاریخی دید. در جنگ جهانی اول و پیش از آن، در قیام مسجد گوهرشاد، در سال 1314 و روزهای مبارزاتی مردم به سال1357 که تلخ‌ترین آن‌ها 29آبان همان سال رخ داد و نه‌تنها مشهد که همه ایران را تا چند روز بعد در عزای عمومی فرو برد. 

این حادثه اما تنها در عزای عمومی خلاصه نشد و واکنش‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری در پی داشت که بر شعله آتش انقلاب اسلامی دمید و در نهایت آن را به فروغی جاودانه تبدیل کرد. آنچه می‌خوانید روایت این روزهاست که از 29آبان تا 5آذر 1357، مشهدی‌ها را به پای ثابت مبارزات انقلابی در کشور تبدیل کرد.

 

18سند، 5عکس و یک دنیا خاطره

در مرکز اسناد آستان قدس رضوی هجده سند، پنج عکس و مصاحبه های بسیاری با افراد مختلف وجود دارد که موضوع آن، روزهای آخر آبان تا اوایل آذر 1357 است. روزهایی که نَقل همه مجالس کشور ماجرای حمله به حرم مطهر رضوی است. اما چه می شود که مبارزات مردمی در آخر آبان به یورش به حرم منجر می شود؟

اسناد، گویای آن هستند که در این دوران مبارزات انقلابی مردم مشهد جانی دوباره گرفته است. 10 روز پیش از این اتفاق یعنی بیستم آبان ، درست در روز عید قربان، مشهدی های خشمگین از به قدرت رسیدن ارتشبد ازهاری در زیر بارش بی امان برف راهپیمایی می کنند و کلاس های درس به نشانه اعتراض تعطیل می شوند.


3شهید در 26آبان1357

فردای این روز هم حکومت «سراج حجازی» را که به روحانیت ادای احترام کرده و به مردم قول داده بود آرامش را به شهر برگرداند و حق هر که را مورد ظلم و ستم قرار گرفته بود، بدهد، از استانداری خراسان عزل می کند و تیمسار «صادق امیرعزیزی» را برای انتساب در نظر می گیرد و او چهار روز بعد (25آبان) در مشهد بر این مسند تکیه می زند. 

در اسناد و مطبوعات آن دوران نام این سه شهید را منوچهر رزاقی(معلم) که مدرسه ای در سه راه راهنمایی به نام اوست، غلامرضا قدسی (کارمند بهداری) و محمدنبی(روحانی) نوشته اند

با روی کار آمدن امیرعزیزی تهدیدها روند تازه ای پیدا می کند و درجه داران نظامی اعلام می کنند که به زودی دستگیری رهبران و گردانندگان راهپیمایی ها را آغاز خواهند کرد. به روایت اسناد این تهدیدها، اسباب تحریک دانشجویان و تحصن فرهنگیان در منزل آیت الله قمی را رقم می زند.

 در ادامه سیصدتن از زنان مدارس حوزه علمیه دست به اعتصاب غذا زده و این اعتصاب را تا 26آبان ادامه می دهند. در این روز مأموران رژیم پهلوی سه نفر را در مشهد به شهادت می رسانند. در اسناد و مطبوعات آن دوران نام این سه شهید را منوچهر رزاقی(معلم) که مدرسه ای در سه راه راهنمایی به نام اوست، غلامرضا قدسی (کارمند بهداری) و محمدنبی(روحانی) نوشته اند.

 خشم بی امان مردم از این اتفاق سبب می شود، سید جواد شیرازی مصاحبه ای با رادیو بی بی سی انجام دهد و بگوید: «اگر رژیم به ارتکاب جنایاتش پایان ندهد، انقلابیون مشهدی سرتیپ جعفری فرمانده انتظامی مشهد را خواهند کشت.»


روزی که حرم گلوله باران شد

این رویدادها در 29آبان با حمله به حرم مطهر رضوی به اوج خود می رسد. روزی که قرار است مجلس ترحیمی به مناسبت شهدای آن هفته در منزل آیت الله قمی برگزار و در نهایت به حرم مطهر رضوی ختم شود. روایت ها درباره این روز برابر اسناد مکتوب، چنین ثبت شده است؛«چند نفر از مأموران ساواک که بیشتر در بین مردم و زوار مراقب و گزارشگر بودند و سابقه دستگیری چند نفر از جوانان مبارز را داشتند، در موقع مراقبت و فتنه انگیزی به محاصره مردم در آمده و دستگیر می شوند. 

بر اثر زد و خورد با مردم و مجروح شدن عده ای از زوار معلوم می شود که این چند نفر مأمور که خود را زوار معرفی کرده بودند، در زیر لباس، اسلحه کمری دارند و وقتی یک نفر از مأموران موفق به فرار می شود در خارج از صحن به سایر مأموران اطلاع می دهد و به دنبال آن چند نفر مأمور مسلح وارد صحن شده، آن گروه، مردم را محاصره و به خارج از صحن، روی چمن های فلکه حضرتی می کشانند تا از طرف مأموران انتظامی کمک برسد.

در این موقع گروهی از مبارزان حمله می کنند و محاصران را نجات داده، ولی با یورش مأموران کمکی چند نفر از مبارزان خود را به حرم حضرت رضا(ع) می اندازند که از طرف مأموران تعقیب و تیر اندازی می گردد. طبق اظهار شاهدان بر اثر تیراندازی مأموران مسلح که وارد توحیدخانه حرم مطهر شده، ابتدا چند تیر به داخل توحید خانه اصابت می کند که از طرف کفشداری گنبد الله وردی خان تیراندازی می شود، به طوری که چند نقطه از در و دیوار حرم بر اثر اصابت گلوله فرو می ریزد. 

به علاوه با پرتاب گاز اشک آور در داخل حرم عده ای از زوار بی هوش و یک نفر از زوار اصفهانی از ناحیه پا مجروح می شود. با ازدحام زوار و فریاد مردم، مأموران از صحن خارج شده و فرار می کنند.» بلافاصله پس از این رخداد، استاندار و نایب التولیه آستان قدس رضوی ضمن اعلامیه ای که از رادیو مشهد پخش می شود، واقعه تأسف بار حرم مطهر را محکوم و از مردم معذرت خواهی می کنند و قول می دهند مرتکبان این واقعه را که توسط عده ای درجه دار و اشتباهی روی داده است مجازات کنند اما دیگر کار از کار گذشته است و این حرف ها مرهم زخم مردم عزادار مشهد نمی شود.

انتشار خبر این حادثه مردم مشهد را به یاد حمله روس های تزاری در سال ۱۳۳۰ هجری قمری به حرم مطهر و به توپ بستن گنبد و واقعه شوم مسجد گوهرشاد در سال ١٣١٤خورشیدی از جانب سربازان رضاخان می اندازد و به ساعت نکشیده شهر مشهد یک پارچه سیاه پوش می شود. ساواک ولی در گزارشی چند خطی به دنبال ماست مالی کردن ماجراست. پس می نویسد: «دلیل حمله نظامیان به داخل حرم مطهر، نجات جان دو ساواکی بود که از سوی مردم شناسایی و دستگیر شده بودند.»


آغاز اعتصابات سراسری

فردای این روز از سوی آیت الله شیرازی عزای عمومی اعلام و شهر تعطیل می شود. این آغاز اعتصابات سراسری است؛ برای نمونه 30آبان روز اعتصاب پزشکان است و اول آذر هم دانشگاهیان درس و کلاس را تعطیل می کنند. روز دوم آذر هم به مناسبت یورش مأموران نظامی به حرم مطهر اعلامیه ای از سوی آیت ا...شیرازی منتشر می شود. در این اعلامیه روز 5آذر در سراسر کشور تعطیل عمومی اعلام شده است.


قبر امام هشتم گلوله باران شد

فردای آن روز (سوم آذر) نیز امام خمینی(ره) و دیگر آیات عظام مانند مرعشی، گلپایگانی و شریعتمداری نیز با صدور اعلامیه ضمن محکوم کردن جنایات عوامل رژیم پهلوی خواستار تعطیلی عمومی در سراسر کشور می شوند.
5آذر برابر برنامه از قبل اعلام شده، در مشهد راهپیمایی عظیمی شکل می گیرد. مردم در این راهپیمایی که جمعیت آن را 500هزار نفر شمرده اند فریاد می زده اند: «روز همه شیعیان شام غریبان شده/ قبر امام هشتم گلوله باران شده.»

از این روز تا آغاز محرم(11آذر) هر روز گروهی از اقشار و اصناف مشهدی دست به اعتصاب می زنند. در تهران مطبوعات به حمایت از روزنامه های مشهدی (آفتاب شرق و خراسان) که کار را تعطیل کرده بودند، انتشار جراید را متوقف می کنند. این روند در نهایت با رسیدن به 20آذر ( عاشورا و تاسوعای حسینی) به فصل الختام تبدیل می شود. فصل الختامی که در حرم مطهر رضوی با خطبه خوانی آیت ا... خامنه ای(رهبر معظم‌انقلاب) در شب شام غریبان، زیر برگه پایان دودمان پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را امضا می زند.

 


حمله مزدوران پهلوی به حرم مطهر رضوی به روایت یک شاهد عینی

شخصی که در راهپیمایی روزهای آخر بهمن 57 کنار پرچم مربوط به حمله نظامیان شاهنشاهی به حرم ایستاده، حسین خوشبخت است. او یکی از مجروحان حادثه بیست‌ونهم آبان سال 57 است. خودش می‌گوید: «اصلا از حضور مأموران ساواک و سربازان ارتش در اطراف حرم اطلاعی نداشتم. 

آن روز در بیت مرحوم آیت‌الله سیدکاظم اخوان‌مرعشی برنامه‌ریزی راهپیمایی فردا یا پس‌فردا انجام می‌شد و من روز حادثه آنجا بودم. تازه هوا تاریک شده بود که با موتورم راهی منزل بودم. دور فلکه حضرت را از خیابان امام رضا(ع) به سمت پایین خیابان دور می‌زدم تا به خانه‌ام در خیابان طبرسی بروم.

 سمت پایین خیابان با جمعیتی چشمگیر از نیروهای ارتش روبه‌روشدم که خیلی غیرطبیعی بود. کنجکاو شدم بدانم چه خبر است. موتورم را کنار خیابان گذاشتم و به آن قفل زدم. دقایقی بیرون حرم رفت‌وآمدها را نظاره‌گر بودم، دیدم عده‌ای با لباس شخصی که ساواکی بودند به داخل حرم می‌رفتند، ابتدا مخفیانه برخی از مردمی را که به آن‌ها مشکوک بودند از حرم بیرون آورده، کتک می‌زدند و سوار ماشین جیپ می‌کردند و با خودشان می‌بردند. 

داخل حرم شدم، دیدم یکی از همان ساواکی‌ها، اسلحه پشت یک نفر گذاشته و آرام او را به سمت بیرون حرم هدایت می‌کند. فریاد زدم و به مردم گفتم که او‌ ساواکی است. مردم دورش را محاصره کردند. ظاهرا آن لحظه، مأموران بیرون حرم از طریق بی‌سیم باخبر شده بودند که یک ساواکی از سوی مردم محاصره شده است. 

نزدیک سقاخانه بودم که سربازان ارتش از بست پایین خیابان به داخل حرم حمله‌ور شدند. من هم برای فرار به سمت بالاخیابان ‌رفتم تا از حرم خارج شوم که زیر ایوان ساعت مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و نقش زمین شدم. گلوله از نزدیک گوش سمت چپم وارد دهانم شد و فک بالا را کلا از بین برد و سمت راست صورتم را پاره کرد و بیرون افتاد.

 گیج بودم به سمت بیرون راهی شدم، داشتم به دل سربازان می‌رفتم. برادر دکتر علی‌اکبر سرجمعی، من را گرفت و کمک کرد و من را به بیرون حرم برد و سوار پیکانی کرد و به خانه برادرش که متخصص اطفال بود، برد. دکتر مقداری باند روی زخمم گذاشت و به برادرش گفت: او را باید به بیمارستان ببری، من نمی‌توانم برایش کاری کنم. 

او را باید یک متخصص عمل کند.» حسین خوشبخت، یک ماه به‌عنوان یک فرد تصادفی (تصادف با ماشین حمل میلگرد) در بیمارستان امدادی بستری می‌شود و در ابتدای دهه 60 به لطف همین جانبازی برای 30 سال به خدمت آستان قدس رضوی در می‌آید.

***

28 آبان
تظاهراتی بدون درگیری برگزار و قطعنامه آن در فلکه حضرت خوانده می‌شود.

29 آبان
ماموران ساواک که پس از شناسایی از سوی مردم، درحرم به محاصره درآمده‌اند، دست به اسلحه می‌برند؛ توحیدخانه، کفشداری و گنبد ا... ‌وردی‌خان آسیب می‌بیند. به همین منظور استاندار به عنوان نیابت تولیت از مردم عذرخواهی می کند و قول مجازات عاملان این حادثه را می‌دهد.

5 آذر
عزا و تعطیلی عمومی برای هفتم حادثه تیراندازی به حرم.
این شعار مردم است:
«روز همه شیعیان شام غریبان شده/ قبر امام هشتم گوله باران شده»

11 آذر
هم‌زمان با اول محرم مدرسه نواب به عنوان مقر فعالیت‌های آشکار آیت‌الله خامنه‌ای انتخاب می‌شود. در این مکان با آقایان هاشمی‌نژاد و طبسی هماهنگ می‌شود که با فرستادن وعاظ تظاهرات‌ را به شهرستان‌ها نیز بکشانند. در مدرسه نواب علاوه بر عزاداری و سخنرانی‌های طولانی آیت‌الله خامنه‌ای، مراسم شعرخوانی نیز برگزار می‌شود. کارکنان شرکت نفت نیز با اعتصاب خود به کارمندان هواپیمایی ملی، بانک مرکزی و فرهنگیان می‌پیوندند؛ اعتصابی که مورد تشویق مردم قرار می‌گیرد. معلمان مشهد هم، مانند اصفهان قرار تأسیس کانون معلمان را می‌گذارند.

 

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44