کد خبر: ۲۴۸۴
۱۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۰۰:۰۰

خطبه‌خوانی تاریخی در حرم امام رضا(ع)

در عاشورای سال 1357 و در آذرماه خواندن خطبه به نام امام خمینی(ره) ازسوی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای اتفاق افتاد.

شعر معروف «آمدم ای شاه، پناهم بده» خلاصه همه حرف ها، کتاب ها و آمدن و شدن هایی است که قرن هاست اتفاق می افتد. پناهندگی و پناه خواستن در صحن و سرای ملائک پاسبان حرم، نه امروزی، که سنتی دیرینه است.

تاریخ نیز شاهد این است که حرم همیشه پناه و ملجأ همه به ویژه مشهدی ها در روزگاران سخت و دشوار بوده است، خاصه آنجا که سر به تظلم خواهی برمی داشته و قیام های بزرگ را شکل می داده اند.

برای نمونه در دروه قاجار، اعتراض به قرارداد رژی یا انحصار خرید و فروش تنباکو که قیامی سراسری را در کشور در پی داشته، نخست در مشهد و با تحصن مردم در حرم مطهر رضوی است که جلوه ای همه گیر پیدا می کند. پس از واقعه به توپ بستن مجلس در تیر1287 خورشیدی هم تعداد بسیاری از طلبه ها در حرم جمع می شوند و در تبعیت از آنان، کسبه، بازارها را تعطیل می کنند.

این تحصن چند روز در حرم ادامه پیدا می کند و در نهایت، جلوه ای کشوری می یابد. همچنین در دوران پهلوی اول، واقعه مسجد گوهرشاد در سال 1314 خورشیدی و اعتراض به کشف حجاب رضاخانی نیز در همین صحن و سرای مطهر است که به قیامی تاریخی تبدیل می شود. این سنت در دوران مبارزات مردمی مشهدی ها برای به بهار نشستن درخت انقلاب اسلامی ادامه می یابد و حرم همچنان کانون مبارزه و تجمع های مردمی بوده است.

حتی تشییع پیکربیشتر شهدای انقلاب اسلامی مشهد در اینجا انجام می شده و پایان همه راهپیمایی ها نیز به حرم مطهر رضوی ختم می شده است. جلوه این حضور را می توان در چند رویداد مهم دیگر نیز دید که سرآمد رخدادهای تاریخی و مبارزه های مردمی در حرم مطهر رضوی است که نخستین آن در 29آبان و دیگری در عاشورای 1357 رخ می دهد.

 

11 شهید در حمله دژخیمان به حرم در سال 1357

آنچه در 29آبان 1357 اتفاق می افتد، حکم ریختن نمک را دارد بر زخم همه شهیدداده های این دوران. ماجرا از این قرار است که در راهپیمایی مردمی این روز، وقتی مشهدی ها مانند همیشه پای اعتراض و مشت گره کرده اعتراض خود را تا حرم می برده اند، با حمله دژخیمان پهلوی روبه رو می شوند، آن هم به یک بهانه کوچک؛ در آخرین روزهای آبان1357 عده ای از تظاهرکنندگان که قصد ورود به صحن عتیق را داشتند، در راه با پرتاب سنگ، تابلو نئون سردر آگاهی حرم را که آن روز ها محل حضور مأموران طاغوتی بوده است، می شکنند.

دژخیمان پهلوی نیز همین موضوع را بهانه می کنند و به سوی مردم حاضر در حرم حضرت(ع) حمله می برند. در ادامه این رویداد، تعدادی از زنان و مردان به شهادت می رسند و چندی نیز زخمی می شوند. برابر اسناد برجای مانده، مأموران حتی در داخل حرم و رواق ها با مردم درگیر می شوند و به سویشان شلیک می کنند.

آن ها همچنین با پرتاب گاز اشک آور به داخل تلاش می کنند مردم متفرق شوند و در این گیرودار است که چادرها، کفش ها و کلاه های به زمین افتاده بسیاری داخل رواق ها و صحن عتیق را می پوشاند.

تعداد شهدای این واقعه را ۱۱ نفر اعلام کرده اند. برخی خاطرات تاریخ شفاهی برجای مانده از مردم مشهد، اما دلیل دیگری نیز برای حمله مأموران طاغوتی به داخل حرم ذکر کرده اند و آن گویا نجات جان دو ساواکی بوده است که ازسوی مردم شناسایی و دستگیر شده بودند.

در شرح این واقعه آمده است: «به قرار اظهار شاهد عینی چند نفر از مأموران ساواک که بیشتر در بین مردم و زوار مراقب و گزارشگر بودند و سابقه دستگیری چند جوان مبارز انقلابی را هم داشتند، به محاصره مردم در آمده و دستگیر می شوند. اینان که خود را زائر معرفی کرده، بر اثر زد و خورد با مردم و مجروح شدن عده ای از زائران معلوم می شود که مأمورند و در زیر لباس خود اسلحه کمری پنهان کرده اند. یکی شان فرار کرده و به مأمورانی که بیرون صحن حرم ایستاده بودند، اطلاع می دهد و آنان نیز به داخل حرم حمله می کنند. گروه تازه سر رسیده با تهدید اسلحه مردم را دستگیر کرده، روی چمن ها می نشانند تا نیروهای کمکی برسند. در این موقع تعدادی از مردم مبارز برای آزادی دستگیر شدگان وارد عمل می شوند و در زد و خوردی که بین آنان رخ می دهد، حرم به ویژه توحید خانه گلوله باران می شود.»

اینان که خود را زائر معرفی کرده، بر اثر زد و خورد با مردم و مجروح شدن عده ای از زائران معلوم می شود که مأمورند و در زیر لباس خود اسلحه کمری پنهان کرده اند

پس از این هتک حرمت به آستان ملک پاسبان حضرت دوست، آیت الله شیرازی و تنی چند از دیگر علما با انتشار اعلامیه ای، یورش دژخیمان رژیم پهلوی به حرم مطهر امام رضا (ع) را محکوم و آقای شیرازی، روز ۳۰ آبان را تعطیل عمومی اعلام می کند اما مردم در خانه نمی مانند. نخستین واکنش را جامعه پزشکی و دانشگاهی نشان می دهند. آنان به نشانه اعتراض در محوطه بیمارستان امام رضا(ع) جمع می شوند و گروهی از مردم نیز به آنان می پیوندند.

مورخان نوشته اند در این روز، محمد شهرستانی، حبیب بهار، محمود مسعود یغمایی و احمد صبوری یزدی، نمایندگان مردم مشهد در مجلس شورای ملی، با ارسال نامه ای به ارتشبد غلامرضا ازهاری نخست وزیر، مجازات متخلفان، آمران و عاملان تجاوز به حرم مطهر رضوی را خواستار می شوند. ساعت ۹ صبح اول آذر نیز تعدادی از طبقات مختلف مردم که بیشتر آن ها دانش آموز، دانشجو و روحانی بودند، در مقابل منزل آیت الله قمی اجتماع و پس از آن به سمت منزل آیت الله سید کاظم مرعشی حرکت می کنند و به خاطر تیراندازی در حرم مطهر رضوی، شعار هایی علیه رژیم سر می دهند.

همچنین در ساعت ۱۱ صبح، تعدادی از مردم در اطراف فلکه ششم بهمن(17شهریور) اجتماع می کنند، ولی با پرتاب نارنجک و گاز اشک آور متفرق می شوند. روز دوم آذر، به مناسبت یورش مأموران نظامی به حرم مطهر امام هشتم (ع)، اعلامیه ای از سوی آیت الله شیرازی منتشر و در اعتراض به این حوادث، ازسوی علمای تراز اول، روز یکشنبه ۵ آذر ۱۳۵۷ در سراسر کشور، تعطیل عمومی اعلام می شود.

فردای آن روز امام خمینی (ره) و آیات عظام، مرعشی، گلپایگانی و شریعتمداری نیز با صدور اعلامیه، ضمن محکوم کردن جنایت عوامل رژیم پهلوی و در اعتراض به کشتار مردم در حرم مطهر توسط مأموران شاه، بر تعطیل عمومی دوباره ای در سراسر کشور تأکید می کنند. پس از این واکنش ها در مشهد، راهپیمایی عظیمی به راه می افتد. تاریخ نگاران این راهپیمایی را با این شعار های مردمی ثبت کرده اند: «روز همه شیعیان شام غریبان شده / قبر امام هشتم گلوله باران شده».


زنگ پیروزی انقلاب اسلامی در عاشورای 1357 به صدا در آمد

اما اوج این اتفاق ها در عاشورای سال 1357 و در آذرماه جلوه گری می کند و آن، خواندن خطبه این روز به نام امام خمینی(ره) ازسوی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای است؛ روزی که به ظن تاریخ نگاران، اعلام قطعی پیروزی انقلاب اسلامی در مشهد است. ماجرا از این قرار است: عصر روز تاسوعا در پایان راهپیمایی اعلام می شود که شب، پس از نماز مغرب و عشا، حضرت آیت الله خامنه ای، اقدام به خواندن خطبه شب عاشورا خواهند کرد.

این کار در آن زمان، یک بدعت و حرکت نو محسوب می شده است؛ زیرا براساس رسمی قدیمی، فقط افرادی که از پیش به صورت رسمی به مراسم خطبه خوانی شب عاشورا دعوت می شدند، حق شرکت در آن را داشتند و مردم عادی به هیچ روی تا آن زمان، امکان حضور در این نوع مراسم را نداشتند؛ همچنین خطبه در این شب با نام شاه قرائت می شده است.

رهبر معظم انقلاب درباره اینکه چه شد که ایشان خطبه خوانی در آن شب را برعهده گرفتند، گفته اند: «صبح تاسوعا بود که پیش از راهپیمایی، چیزی به ذهنم رسید. آن را برای برخی برادرانم گفتم و خواستم اگر موافق هستند، خبرش را پوشیده بدارند تا زمان آن برسد. فکر کردم که چنین خطبه رسمی، آن هم با یادکرد شاه، متناسب جو انقلابی مشهد نیست. باید زمام امور را به دست بگیرم و موضوع باید پنهان می ماند؛ زیرا اگر آشکار می شد، درهای حرم را روی ما می بستند. این مخفی ماندن خبر همان گونه که به آن اشاره کردم، تنها تا عصر تاسوعا طول کشید و پس از آن اعلام همگانی شد؛ آقای واعظ طبسی قطعنامه راهپیمایی روز تاسوعا را خواند و خطاب به جمعیت گفت مردم به طرف حرم بروید. قرار است امشب خطبه به نام [امام] خمینی خوانده شود. قرار است امشب [آقای] سیدعلی خامنه ای به نام [امام] خمینی خطبه بخواند.»

غروب تاسوعا مردم که از شنیدن خبر خطبه خوانی توسط یک عالم مبارز، شادمان شده بودند و این را یک پیروزی بزرگ برای خود می دانستند، در پایان راهپیمایی عظیم تاسوعا از درهای مختلف حرم چون سیلی وارد مجموعه می شوند تا مانع از هرگونه اقدام احتمالی طرفداران سلطنت برای جلوگیری از این حرکت ضدسلطنت شوند.

مردم به طرف حرم بروید! قرار است امشب خطبه به نام [امام] خمینی خوانده شود. قرار است امشب [آقای] سیدعلی خامنه ای به نام [امام] خمینی خطبه بخواند

این مردم در مسیر خود، اقدام به کندن و پایین آوردن عکس های موجود در حرم مطهر از شاه می کنند. برجسته ترین عکس پهلوی دوم در حرم، در دارالزهد مبارک نصب شده بوده که مردم در حالی که سیدجواد حائری طبسی جلو آنان بوده و فریاد می زده «عکس این سگ را پایین بیاورید» به سمت آن رفته و به رغم دخالت مأموران حاضر در حرم، آن را از جای خود می کنند. بلند شدن صدای اذان از بلندگوهای حرم باعث می شود درگیری فروکش کند و مردم به خواندن نماز بپردازند.

نماز جماعت مغرب وعشا در حالی به پایان می رسد که در طول آن، استاندار خراسان و تعدادی از رؤسای ادارات طبق سنت سال های گذشته، قصد حضور در خطبه خوانی شب عاشورا بر اساس برنامه هرساله را داشتند. لحظات سرنوشت ساز فرا می رسد؛ زیرا اگر اندکی تأخیر می شد، امکان داشت برنامه رسمی آغاز شود و انقلابی ها در اجرای نقشه خود ناکام شوند و این در حالی بود که همه چیز آماده بود، جز بلندگو.

رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره این لحظات گفته است: « دیدم پر است از زائران منتظر خطبه. به طرف اتاقی که مشرف به صحن بود، رفتم. از آنجا مردم را می دیدم ولی آنان نمی توانستند مرا ببینند. محمد، پسرم، مصطفی و عده ای دیگر همراهم بودند. دانستم که تسلط بر این همهمه، بسیار مشکل خواهد بود. آن روزها صدایی قوی و بلند داشتم. خداوند این نعمت را به من داده بود که بدون بلندگو صدایم را تا دورها می رساندم.»

ایشان درباره لحظات پیش از خواندن خطبه نیز گفته اند: «توکل کردم به خدا. متوسل شدم به امام رضا(ع). با صدای بلند و کشیده خطبه را شروع کردم. خطبه را موبه مو حفظ نکرده بودم. اما سخنم را با جمله های عربی مسجع که حمد [خداوند] و درود بر پیامبر و خاندانش بود، آغاز کردم.

همهمه مردم همچنان ادامه داشت، اما به تدریج آرامش و سکوت بر سر آن جمعیت خیمه زد. سپس ادامه خطبه را به زبان فارسی خواندم و گفتم: یابن رسول الله ! از شما معذرت می خواهم که طاغوتیان هرساله مراسم امشب را درکنار تو برپا می کردند، درحالی که نه به تو ایمان داشتند و نه به جد تو حسین(ع). ما خراسانی ها فقط نظاره گر آن ها بودیم. نه چاره ای داشتیم و نه توانی. ساکت بودیم.»

رهبر معظم انقلاب سپس روی سخن را به فرماندار نظامی مشهد و استاندار می کنند و می گوید: «من نکته ای را از تاریخ انقلاب فرانسه به شما یادآوری می کنم؛ حاکمان فرانسه در آن زمان، انتظار سقوط حکومتشان را نداشتند. 20 روز پیش از پیروزی انقلاب فرانسه، خیرخواهان، حاکمان را به تسلیم در برابر اراده ملت فراخواندند، اما آنان بر لجاجت و تکبر خود پافشاری کردند. انقلاب برخلاف میل حاکمان، پیروز شد. اینک یکی دو ماه بیشتر به پیروزی [ما] نمانده است. من شما را نصیحت می کنم و می گویم که با مردم به نیکی رفتار کنید.»

سخنرانی رهبر معظم انقلاب یک ساعت به درازا می کشد. پس از آن درحالی که مقامات در بهت و حیرت بوده اند، ایشان حرم مطهر را ترک می کنند. این خطبه در ارتقای روحیه مردم و از دیگرسو، تضعیف موقعیت فرمانده نظامی و دیگر مسئولان، تأثیر چشمگیری داشت، به نحوی که بسیاری در مشهد، همان شب، پیروزی قیام مردم را به یکدیگر تبریک می گفتند.

 

به روایت مطبوعات مشهد

13 و 14بهمن 1357
روزنامه‌ها خبرهای ورود و سخنرانی امام را منتشر می‌کنند. آفتاب شرق به‌نقل از امام‌خمینی(ره) نوشته شاه حق بازگشت به ایران را ندارد و دولت بختیار غیرقانونی است.
تیتر 14بهمن در روزنامه «آفتاب شرق» نیز به جمله امام خمینی(ره) در بهشت زهرای تهران اختصاص دارد:«به شاه اجازه بازگشت به ایران داده نخواهد شد. »


15بهمن1357

آفتاب شرق به نقل از امام(ره) نوشته که «بختیار باید استعفا کند.»
رادیو لندن نیز از قول امام خمینی(ره) در تماس با ارتش چنین گفته است:«شاه فکر نمی‌‌کند که ایران را برای همیشه از دست داده است.»روزنامه خراسان هم سخن‌های امام(ره) را بازتاب می‌دهد. حالا همه‌چیز حول تشکیل دولت جدید می‌گردد.

16بهمن1357

خبرهای نخست‌وزیری و تأیید حکم گوش‌به‌گوش می‌پیچد و در روزنامه‌ها هم منتشر می‌شود. قرار بر این شده که در موافقت با دولت موقت و مخالف با دولت بختیار، 17 و 18 و 21بهمن، مردم مشهد هم مثل بقیه شهرها راهپیمایی کنند. این خبر هم به‌عنوان فراخوان در روزنامه‌ها منتشر شده است.

 

13 بهمن 57 به روایت مشهد

9 صبح
به مناسبت ورود امام خمینی(ره) به ایران، مردم مشهد همچنان در حال شادمانی و سرور هستند. کاروان‌های شادی در شهر به راه افتاده و در و دیوار شهر از شعار «خوش‌ آمدی امام» پر شده است.
 

10 صبح
طبقات مختلف مردم و اصناف تلگراف‌های تبریک ورود و اعلام هر نوع فداکاری برای امام(ره) و اطاعت از ایشان را به تهران مخابره می‌کنند. شهر در دست مردم است و همه به انتظار تصمیم امام(ره) درباره اعلام شورای انقلاب اسلامی و تعیین نخست‌وزیر هستند.
 

12 ظهر
جلسه کانون نشر حقایق اسلامی در مسجد گوهرشاد برگزار شد.
در این جلسه درباره انقلاب و ادامه مبارزه انقلابیان گفت‌وگو شد.

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44