راستهبازار سمساریها در محله کاشانی، چهارشنبهبازار مشهد بود
نزدیک میدان توحید یا همان دروازه قوچان قدیم مشهدیهاست و چند کوچه با میدان توحید فاصله دارد. شلوغی کوچه شاید همان تلنگر اولیه برای سو گرفتن نگاهت به سمت آن باشد، کوچه نور در محله کاشانی را میگویم همان کوچهای که بخشی از خاطرات مردم مشهد و حتی گوشهای از تاریخچه این شهر است.
چند سالی است که چرخهای آهنی شهرسازی از روی تن کوچهها گذشته و امروز کوچهها به همان غربتی گرفتار شدهاندکه برخی از ما با ورود فناوری به زندگی و دور شدن از جمعهای خودمانی به آن گرفتار شدهایم، همان غربت و تنهایی که گاه پاککننده صفحههای تاریخ است و با گذشت زمان دیگر کمترکسی است که از یک کوچه و آنچه که در آن میگذرد میداند و به زبان میآورد.
هرکسی در چهاردیوار آپارتمان خودش با سیستمهای دیجیتالی، رایانه و تلویزیونهای چند اینچ، ساعتها و لحظههای فراغت از کار و تلاش را میگذراند بی آنکه از محله و کوچهای که گاه دوران کودکی خود را در آن گذارنده چیزی بداند.
اما در همین نزدیکی و در محله خودمان کوچهای است که خاطرات زیادی دارد و بسیاری از مردمانی که در آن زندگی میکنند از خاطرات خود و کوچهشان میگویند. برخی از آنان هم کاسب کوچه نور هستند و از مغازههای آن کوچه نان بر سر سفره میبرند و نقل محافل خودمانی آنها با دیگر کسبه و همسایگان قدیمیکوچه ورق زدن خاطرات ریز و درشت خودشان است، خاطراتی که با آن زندهاند و زندگی میکنند.
عدهای هم این خاطرات را گوش به گوش به کودکان و نوجوانان میرسانند تا بدانند کوچه نور که از چند سال پیش راسته بازار سمساریهاست زمانی چهارشنبهبازار مشهدیها بوده و از مهمترین بازارهای مهم مشهد محسوب میشده است. این بار میخواهیم ازکوچه نور، اهالی و مغازهداران راسته بازار سمساریهای این کوچه بگوییم و از خاطرات تلخ و شیرین این کوچه و کاسبهایش.

انواع پرنده میخریم و میفروشیم!
«ماشین خریدی، مرغ بدم یا خروس، میگم خروس ببرید مناسبتتر هست، حالا بیایید داخل مغازه باهم سر قیمت توافق میکنیم»؛ اینها جملات یکی از پرندهفروشانی است که در همان ابتدای کوچه نور به هرکسی که میخواست داخل کوچه شود بیان میکرد و به نوعی برای مغازه خود مشتری جذب میکرد.
در ابتدای کوچه نور تعدادی پرندهفروشی در دوطرف کوچه وجود دارد. در داخل و بیرون مغازهها انواع پرنده از مرغ و خروس گرفته تا انواع پرندههای حساس و زیبا مانند مرغ عشق وجود دارد.
انتهای کوچه نور با پیخ و خمیکه دارد مشخص نیست، این را هم بگویم که کوچه نور مانند همه کوچههای باسابقه و قدیمیمشهد دارای عرض کم است به گونهای که انتهای کوچه در این کش و قوس و عرض کم با یک نگاه مشخص نیست.
البته باید گفت تعداد جمعیتی که در کوچه در حال تردد هستند قابل توجه است و گاه باید کنار میایستادی تا ماشین بهراحتی عبورکند. در هر دو طرف کوچه بعد از چند پرنده فروشی بقیه مغازهها سمساری است و لوازمی در آنها وجود دارد که رنگ و چهرهشان حکایت ازعمری چندساله دارد.

این کوچه در گذشته محلی برای تجمع و اتراق کردن زابلیها یوده و به کوچه زابلیها معروف شده است
کوچه نور یا گودال زابلیها
پس از گذر از چند مغازه سراغ قدیمیهای راسته بازار سمساریهای کوچه نور را میگیرم که میگویند حاج آقای غلامییکی از قدیمیهای محل است و از کودکی همراه با پدرش در این کوچه و راسته بازار بوده و مدتی است که نماینده کاسبهای این راسته بازار است.
پس از پرسوجو حسن غلامی همان قدیمیراسته بازار سمساریها را پیدا میکنم که در بیرون مغازه نشسته است و با چند نفر دیگر از کاسبهای آن کوچه صحبت میکند. روی صندلیهایی در بیرون مغازه کنار یکدیگر نشستهاند و جمعشان جمع است.
انگار نقل محفل آنان سخن از بالا و پایین کسب و کار است، شاید هم از روزگار و آنچه در بازار خرید و فروش در این راسته بازار حاکم است، حرف میزنند. وارد جمع آنها میشوم تا از بازار سمساریها و اهالی این کوچه بدانم که آن چند کسبه خواستند استاد غلامی قدیمی راسته بازار به جای همه آنان سخن بگوید. غلامیحدود ۵۰ سال است در این کوچه همراه با پدر عمرش را سپری کرده و با گذشت چندین دهه اکنون بهعنوان نماینده سمساریها هنوز در این کوچه فعال است.
او تاریخچه راسته بازار سمساریها را اینگونه بیان میکند: این کوچه در گذشته به دلیل اینکه محلی برای تجمع و اتراق کردن زابلیها در مسیر عبور بوده به گودال زابلیها معروف شده بود و تا ۳۰ سال قبل این کوچه را با همین عنوان میشناختند.

راسته بازار سمساریها روزی چهارشنبه بازار بالاخیابان مشهد بود
او ادامه میدهد: از همان کودکی همراه با پدرم در این کوچه مغازه دارم. بعدها این کوچه به کوچه چهارشنبهبازار معروف شد، دلیلش هم این است که در این بازار هرآنچه که امکان فروش دارد را میآورند و بساط میکنند از تخممرغ گرفته تا پارچه و دیگر اقلام مورد نیاز و قابل فروش.
غلامیدر ادامه بیان میکند: در گذشته سه راسته بازار در مشهد بود که یکی از آن راسته بازارها در خیابان طبرسی فعلی بود و دیگری در خیابان ارگ آن دوران که اکنون پشت بانک ملی مرکزی در خیابان امامخمینی (ره)
قرار گرفته است.
این قدیمی بازار سمساریهای کوچه نور در ادامه میگوید: به جز این دو بازار سمساری که گفتم بازار سوم سمساری مشهد که از همه معروفتر بود و همه برای خرید به آن بازار مراجعه میکردند همین بازار فعلی در کوچه نور بود که در آن هنگام به چهارشنبهبازار بالاخیابان معروف بود.
این گزارش شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ در شماره ۳۶ شهرآرامنحله منطقه دومنتشر شده است.
