طراحی شجره هنرهای تجسمی
وقتی در کنکور انسانی سال ۸۲ رتبه خوبی نیاورد، برخلاف بعضی جوانهای آن سالها که کنکور را همه چیز میدانستند، ناامید نشد؛ «معصومه داه» راهی کلاسهای آموزشی هلالاحمر شد تا در دو سال، هم در زمینه امداد و کمکهای اولیه آموزش ببیند و هم در رشته مورد علاقهاش نقاشی.
این هنرمند جوان محله طلاب مشهد، تأکید زیادی دارد که از کانون مسجدی که فعالیتهایش را در آن دنبال میکند بگوید؛ درست همانجایی که با او قرار گفتوگو را گذاشتیم.
در کمترین فرصت اول شدم
خانم داه متولد ۱۳۶۰ در مشهد است و دیپلم علوم انسانی دارد. او که مسئول هنرهای تجسمی کانون شهید ابوذرغفاری مسجد ابوالفضلی است، درباره ورودش به عرصه نقاشی میگوید: در کلاسهای هلالاحمر کارم از بقیه بچهها بهتر بود و به همین دلیل استاد و مربیام خیلی مرا تشویق میکرد.
سال ۸۳ یا ۸۴ بود که در مسابقه «پدران آسمانی» که هلالاحمر در سطح مشهد برگزار کرد، اول شدم. برای این مسابقه دو روز مهلت داده بودند، اما من تازه روز دوم باخبر شدم و همان شب چهره شهیدکاوه را با تکنیک رنگ و روغن کشیدم. کسب مقام اول در آن مسابقه از بهترین خاطراتم است؛ بهخاطر فرصت کم و شرایط سختی که برای تمامکردن تابلو پشت سر گذاشتم، آن را همواره به یاد دارم.
نقاش جوان محله ما ادامه میدهد: بعد از دو سال آموزش دیدن، هلالاحمر پیشنهاد تدریس در کلاسهای آنجا را داد. اما به دلیل دوری راه نتوانستم به آموزش بپردازم. فاصله زیاد خانه از محل کار یک بار دیگر هم برایم مشکلساز شد؛ بهطوریکه وقتی یکی از نقاشان مجتمع «زیستخاور» پیشنهاد داد در کشیدن تابلوهایی که در آنجا به فروش میرسید، با او همکاری داشته باشم، نتوانستم این کار را انجام دهم.
در مسابقه «پدران آسمانی» با ترسیم چهره شهید کاوه رتبه اول را به دست آوردم
اینبار برای مربی نقاشیاش گریه میکرد!
او با بیان اینکه در نقاشی به آن چیزی که میخواسته رسیده است، توضیح میدهد: همیشه دوست داشتهام با بچهها کار کنم زیرا آنها دنیای پاک و متفاوتی دارند و به استاد و مربی انرژی میدهند. حالا هم به عنوان مربی نقاشی بچهها فعالیت دارم.
داه از یکی از خاطراتش با بچهها اینگونه یاد میکند: پارسال شاگردی پنجساله به اسم ابوالفضل داشتم. او بدون حضور مادرش راضی نمیشد در کلاس بماند و گریه میکرد. یک هفتهای که با او کار کردم، آنقدر به نقاشی علاقهمند شد که زمانی که از مسافرتی چندروزه برگشتم، مادرش میگفت ابوالفضل این بار برای ندیدن مربیاش (من) گریه میکرده است!
بهجای پرستار، امدادگر شدم
اما جالب است بدانید که این نقاش جوان آنقدرها هم علاقهمند به نقاشی نیست: در سال ۸۹ در جشنواره استانی ترنج، سوم شدم و تابهحال در چند نمایشگاه گروهی شرکت کردهام. رنگها هم برایم جذابند و تنوع رنگ را خیلی دوست دارم، اما نقاشی، ایدهآلم نیست! به نظرم امداد و کمکهای اولیه ماورای نقاشی است؛ خدمت به مردم است که باعث میشود آن را بیشتر از نقاشی دوست داشته باشم. من حتی به ادامه تحصیل در رشته پرستاری علاقهمند بودم که درس خواندن در رشته علوم انسانی در دوره دبیرستان مانع از آن شد.
او میگوید: در برنامههای زائران پیاده، من به عنوان یکی از اعضای گروههای امداد، ۹ روز در جاده بهصورت مستقر و گشت سیار حضور دارم که میتوانم به زائران خدمترسانی کنم. تشکر یا دعای خیر زائری که او را مداوا میکنم، برای من ارزش زیادی دارد.
از هر انگشت، هنری...
تواناییهای خانم داه به نقاشی و امداد محدود نمیشود؛ خودش میگوید: من پنجشش سالی در رشتههای سرود، تئاتر، امداد و نقاشی در کلاسهای بسیج مسجد محل تدریس کردهام که سرود و تئاتر را خودم بدون آموزشدیدن و فقط از طریق تماشای نمایش و شنیدن سرود یاد گرفتم. همچنین به عکاسی علاقهمندم و اگر موقعیتش پیش بیاید عکاسی هم میکنم؛ هرچند دوربین حرفهای ندارم و آموزش ندیدهام.
پنج سال است در رشتههای سرود، تئاتر، امداد و نقاشی در کلاسهای بسیج مسجد محل تدریس کردهام
شجره هنرهای تجسمی، اولین بار در کشور
او اضافه میکند: وقتی در سال ۸۹ کانون شهید ابوذرغفاری تبدیل به یک کانون تخصصی هنرهای تجسمی شد، به همراه دوستانم یک سال در مورد شاخههای هنرهای تجسمی یعنی رشتههای نقاشی، خوشنویسی، گرافیک، عکاسی و طراحی تحقیق کردم که نتیجه این تحقیقات قرار است به صورت یک کتابچه هنرهای تجسمی و یک نرمافزار هنرهای تجسمی با حمایت کانون منتشر شود.
با مراجعه به این دو محصول فرهنگی علاقهمندان میتوانند اطلاعات مورد نیازشان را درباره هنرهای تجسمی به دست بیاورند. نرمافزار به شکل یک شجره است که بنا به گفته مسئول دبیرخانه مرکزی جشنواره نخبگان فرهنگی و هنری، مشاور وزیر ارشاد (آقای ارباب سلیمانی) و استادانی که با آنها در ارتباط بودهایم، طراحی آن تا به حال در کشور سابقه نداشته است.
این هنرمند محله آنقدر سرش شلوغ است که دیگر فرصت نمیکند به ورزش که در آن هم دستی دارد، بپردازد. حسرتی که به این صورت عنوان میشود: به والیبال و هندبال و بهویژه دو ومیدانی علاقهمندم و دوست داشتم در این ورزشها قهرمان شوم، اما مشغله کاریام آنقدر زیاد است که فرصتی برای قهرمانی نمیماند؛ البته چند مقام اول در دو ومیدانی و آمادگی جسمانی در سطح مشهد و یک مقام سوم رشته دوومیدانی در سطح استان دارم.
*این گزارش یکشنبه، ۱۲ شهریور ۹۱ در شماره ۱۹ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.
