ابوالقاسم علیشاهی شاعر قدیمی محله المهدی(عج) است. لابهلای حرفهایش به هر موضوعی که میرسیم، شعری آماده در آستین دارد و همان دم آن را با لهجه محلی تربت حیدریه یا به سبک حماسی میخواند.
رحمتعلی خاکسار بعد از دیدن خواب پدرش که از او میخواهد بنای فاطمیه را در رباط طرق بنا کند، به فکر ساخت این مکان میافتاد و در گام اول زمینی به مساحت ۲/۵ هکتار را وقف میکند.
ناصر ایروانی میگوید: با یک دستگاه ملخی و یک اُفسِت، کار را آغاز کردم. آن روز با چهار نفر شروع کردم و امروز با سخت کوشی که داشتم توانستهام مجموعه کاملی از یک چاپخانه را به وجود آورم.
مادر شهید علیاصغر مرتضوی میگوید: از او فقط یک ساک دستی بهجا ماند. مدتی پس از شهادت برادرش امیر، پیراهن علیاصغر را در قبری خالی کنار مزار برادرش دفن کردم تا دلم با زیارت قبور آنان آرام بگیرد.
اگر گذرتان به بازار جنت افتاده باشد، حتما فرهنگسرای بهشت و بازارچه مشاغل سنتی آن را دیدهاید، بازارچهای که از مرحله طراحی تا اجرای آن را جواد نژادحسین برعهده داشته است.
رضا شجیعی که قهرمان کشتی استان است، خانوادهای ورزشی دارد؛ خانوادهای که بهواسطه مادرش اصلونصبش به قومیت کُرد خراسان شمالی برمیگردد تا با کشتی و ورزش پهلوانی آن غریبه نباشد.
حدود ۱۰ سال پیش بود که میان شلوغیهای بازار و رفت وآمد زائران در خیابان ۱۷ شهریور نخستین جرقههای احداث مسجد الحمید زده شد. جرقهای که حالا تبدیل به چراغی بزرگ برای روشنایی راه بازاریان شده است.