بیماری - صفحه 2

فائزه تپه‌جیکی می‌گوید: بهترین خاطره من، احیای بیماری بود که بیست‌دقیقه علائم حیاتی نداشت. آن شب با همکاری پزشک و بقیه همکاران توانستیم بیمار را احیا کنیم. وقتی قلبش تپید، انگار دنیا را به ما دادند.
دکتر آریانه صدرنبوی از همان روز‌های نخست حضورش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، منشأ آثار و برکات فراوان شد؛ از تأسیس رشته ژنتیک پزشکی تا راه‌اندازی اولین مرکز نوروژنتیک دانشگاهی در ایران.
احمد قربانپور شاگرد ممتاز محله مهدی‌آباد بود که از هشت تا دوازده سالگی به‌دلیل بیماری در بیمارستان بستری بوده و نتوانسته به مدرسه برود اما بعد همه مقاطع را جهشی خوانده است.
دکتر شاهین‌فر پس از سال‌ها خدمت در دانشگاه، مطب و بیمارستان، خانه چندهزاری متری‌اش را وقف درمان بیماران کرد. در جراید آمده بود بیمارستان خصوصی بیست تختخوابی با دو قسمت جراحی و طبی «دکتر شاهین‌فر» در دروازه سراب افتتاح می‌شود.
دکتر‌مرتضی‌شیخ، پزشک محبوب مشهدی‏‌هاست که داستان‏‌های زیادی از مهربانی‏‌هایش نقل محافل است، روزگاری کارمند شهرداری مشهد هم بوده و حدود ۲۷ ماه در این سازمان خدمت کرده است.
بیمارستان تخصصی زنان حضرت ام‌البنین(س)، تنها مرکز درمانی تخصصی زنان در شرق کشور است که کادر پزشکی و درمانی و حتی تا حد امکان کارکنان اداری‌ آن همگی از بانوان هستند.
چند آدم خیّر در محله تلگرد امکانات پزشکی را به اتاقی کوچک می‌آورند و به خدمت‌دهی به بیماران نیازمند می‌پردازند. خیرانی که نام همگی را دقیق نمی‌دانیم، اما بی‌شک «آیت‌الله دهشت» یکی از آنها بوده است.
همه فکر می‌کردند کار زهرا تمام است، الا بچه‌های مدرسه شهید سطوتی که هر صبح توی برنامه‌های صبحگاهی مدرسه برایش دعا می‌کردند. هر روز دستی به نشانه رحمت بالا می‌بردند و در باورِ رعفتِ او پایین می‌آوردند.
فاطمه دهنویدی سردرگم بود وقتی فهمید باردار شده است. همه بسیج شده بودند او را از به دنیا آوردن فرزندش منصرف کنند، فاطمه سرطان داشت و آینده او معلوم نبود.
دو روز در ماه برای سیدمحمد اجتهادی متفاوت شروع می‌شوند؛ روز‌هایی که قرار نیست راهی محل کارش در اورژانس هوایی شود و جسمش در بالگرد به پرواز درنمی‌آید، اما روحش از صحن حرم مطهر رضوی پرواز می‌کند.
عباسعلی نوری هفت‌سال در اسارت ماند و بعد که برگشت، بچه‌هایش با یک جانباز اعصاب و روان و شیمیایی روبه‌رو بودند که فوبیای شدید از ماندن در محیط بسته داشت. هیچ دری نباید قفل می‌شد.
مهدیار افشارکهن کودکی ۴ ساله است که وزن بالایی دارد و نمی‌تواند ایستاده راه برود. پزشک‌ها به خانواده افشار توصیه کرده‌اند به پسرشان سوپ و مایعات بدهند، اما اگر مهدیار ماکارونی، برنج، تخم‌مرغ و پفک نخورد ناآرامی می‌کند.
وحید آذری‌فر ۱۷ سال پیش در هفت‌سالگی و در دوران شیرین دبستان به دیابت مبتلا می‌شود و می‌گوید تا حالا بیشتر از ۲۰ هزار بار به خودش انسولین تزریق کرده است.
جواد صادقی، معلم ورزشی است که بیشتر کودکی خود را با بیماری سپری کرد. او با ورزش خودش را درمان کرد و حالا سال‌هاست که به عنوان معلم ورزش فعالیت دارد و مدرک کارشناسی ارشد در رشته آسیب شناسی ورزش را دریافت کرده است.
خانواده شاملو‌ها از زمان نادرشاه به خطاطی و نویسندگی معروف بودند اما میرزا‌غلامعلی‌خان شاملو، پدربزرگ پروفسور فریدون شاملو این سنت خانوادگی را تغییر داد و در‌کنار میراث خطاطی، به‌دنبال آموختن علم طب رفت و خانواده شاملو‌ها را به‌سمت طبابت برد.
تعدادی از کارمندان و پزشکان بیمارستان طالقانی که درد و رنج بیماران را از نزدیک دیده بودند انجمنی برای حمایت از مسلولین تشکیل دادند و به مرور زمان تعداد زیادی از مسلولین استان خراسان را تحت پوشش قرار دادند.
رضا باقرزاده می‌گوید:  بخش اورژانس یکی از بخش‌های تلخ بیمارستان ابن‌سیناست؛ ما بیماران را در بدترین حال ممکن پذیرش می‌کنیم. سه چهار سال است شمارش دفعاتی که از دست بیماران کتک خورده ام، از دستم خارج شده است!
آمنه درستکار می‌گوید: اگر بگویم رنج و درد نبوده است، دروغ گفته‌ام. مگر می‌شود جابه‌جایی یک مرد آن هم با صد‌کیلو وزن سخت نباشد؟ مگر می‌شود بستری شدن‌های دو‌سه‌ماهه در این بیمارستان و آن بیمارستان رنج نداشته باشد؟
دفتر توسعه و تسهیلگری محلات سجادیه، جلالیه، کوی سلمان و حسین‌آباد در منزلی قدیمی که برای اهالی محله آشنا و پر‌خاطره است. اینجا کلاس‌هایی کاربردی برگزار می‌شود که اتفاقا مورد‌استقبال اهالی نیز هست که در گزارش اشاره شده است.
آذر وکیلی، دخترخوانده بدرالزمان تیمورتاش تعریف می‌کند: زمانی که دانشکده تأسیس شد، مردم برای مشکلات دندان‌هایشان نمی‌رفتند دانشکده. خانم دکتر ماشین رایگان در نظر می‌گرفت که مریض‌ها را ببرند و بیاورند.