بیماری - صفحه 4

نوید زندگی، یک مرکز آموزشی است که بچه‌ها همراه مربی‌شان در آن مشغول‌اند. این مرکز وظیفه‌اش فقط رسیدگی به این بیماران اوتیسم و تلاش در جهت توانمندسازی آنان است.
غلام‌رضا زاهدی و صدیقه همدانی هر دو معلول هستند و برای گذران زندگی خیاطی می کنند، اما با شدت گرفتن معلولیت آن‌ها خیاطی هم دیگر کفاف دخل و خرج‌شان را نمی‌دهد.
طاهره صیادی با وجود داشتن تومور مغزی و شنیدن جواب رد پزشکان، خانه‌اش را تبدیل به پایگاه بسیج کرده و با پرورش بسیجی‌های فعال و کمک به نیازمندان محله، سعی می‌کند چراغ خانه آخرتش را روشن کند.
پزشکان مؤسسه خیریه «امداد‌گران عاشورا» دل‌گرمی مددجویان هستند.
از ۲۳ مرکز دیالیز سطح شهر مشهد، ۴۳ نفر به‌صورت کاملا تصادفی انتخاب شده‌اند. البته افرادی از هر مرکز انتخاب شده‌اند که حالشان درمقایسه با دیگران بهتر بوده و پرستار‌ها تشخیص داده‌اند که تحمل این سفر ۵ روزه را دارند.
خبرنگار روایت می‌کند: اینجا برای من جهان بوهاست؛ بو‌ها هستند که اینجا حکومت می‌کنند و من که آدم این جهان نیستم، حسابی به زحمت افتاده ام و از حد توان تحمل من خارج می‌شود.
نخستین پزشک قانونی، موسس نخستین بیمارستان اعصاب روان و بیمارستان مسلولین مشهد مشتی از اقدامات اساسی دکتر حجازی برای پیشرفت پزشکی در مشهد است.
 بازار فروش کلیه روی این دیوار داغ است! دیوار ساختمان درمانگاه «انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی خراسان» در خیابان قائم ۱۲. دیوار‌های این مرکز به بازار بورسی می‌ماند که هر لحظه قیمت می‌اندازد.
صابر هم پرستار است، هم مددکار، هم کدبانوی خانه و هم پدر و سرپناه خانواده. داستان زندگی او، روایت مردی که با وجود ۶۵ سال سن، از دختر معلول و پسر شیزوفرنی و همسر ناتوانش، به‌تنهایی مراقبت می‌کند.
احمد بیداری یکی از پدر‌های مهربان شهرمان است که باوجود مخالفت پزشکان کلیه‌اش را به فرزند بیمارش اهدا کرد. او می‌گوید هیچ وقت بابت آن روز‌ها پشیمان نیست چراکه سلامتی فرزندش را با چشمانش می‌بیند.
رضا آهنچیان یکی از اهداکنندگان مستمر خون، از اهالی محله کوشش می‌گوید: از نخستین باری که خون اهدا کردم ۳۰ سال می‌گذرد و من از آن زمان تا حالا، هر سه ماه خون می‌دهم.
دکتر مجتبی رئیسی می‌گوید: با‌توجه‌به هزینه‌های زیاد دندان‌پزشکی، شرایط به گونه‌ای است که حتی اگر در مناطق برخوردار نیز چنین طرح‌هایی اجرا شود، مردم صف می‌کشند؛ البته این صرفا شامل دندان نیست.
اکرم زاهدی‌نیا می‌گوید: با بداخلاقی و عصبانیت، دل بیمار می‌شکند؛ پای بیمار خوب می‌شود، اما چیزی که ترمیم ندارد دل شکسته بیمار است.  
تأسیس بنیاد دیابت ایرانیان قدم بزرگ خانواده فروزنده‌فر بودکه سال‌ها پیش برداشته شد. حمیرا فروزنده‌فر می‌گوید: هدف و تمرکز ما بیشتر بر آگاهی‌بخشی و آموزش به زبان عام بوده و هست.
حسن ضیایی‌نیا خاطرات مشترکی با دانشمند شهید مجید شهریاری دارد. می‌گوید: هرچه از دانش شهید بگویم کم گفته‌ام؛ ایشان در توسعه تحقیقات قدرت هسته‌ای ایران پیش‌رو بوده است.
سپیدپوشان بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد از زمان شیوع کرونا می‌گویند: ما دو سال جنگ را با چشم‌های خودمان دیدیم؛ لحظه‌لحظه مبارزه برای زنده‌ماندن.
چهارم شهریور ۱۳۳۶ روزنامه خراسان با انتشار یک عکس بزرگ از حضور چهار بانوی فرانسوی در ایران خبر می‌دهد و در توضیح آن می‌نویسد: «چهار نفر زنان تارک دنیای فرانسوی، به جذامی‌خانه مشهد آمده‌اند».
دنیا و زندگی برای این آدم ها، مختصر به محدوده کوچک جذام خانه است؛ چهار دیواری‌ای حوالی بیمارستان هاشمی نژاد که هنوز خیلی‌ها در آن، صبح را شام می‌کنند و شب را صبح.
شیفت‌های متعدد شبانه هیچ گاه عباسی پرستار ساکن محله شهرک شهید رجایی را خسته نکرده، او عاشق شغلش است و حتی در محله هم در هر زمان از شبانه‌روز همسایه‌هایی که نیاز به پرستار داشته باشند در خانه‌اش را می‌زنند.
محمدی سرپرستار بیمارستان امام زمان(عج) در محله رضائیه تعریف می‌کند: اول هر نوبت کاری بسته به تعداد بیماران، پرستاران تقسیم می‌شوند. به طور استاندار هر ۴ یا ۵ بیمار یک پرستار دارد.