نیازمندان - صفحه 3

این گروه کارشان این است که بگردند توی محله و مشکلات را حل کنند؛ انگار اولویت زندگی‌شان همین شده است که گره‌های زندگی دیگران را با همان کم‌وزیادی که خودشان دارند، باز کنند؛ از تهیه جهیزیه تا جمع‌وجور کردن دورریختنی‌ها.
پس از این همه سال نسل‌به‌نسل سیسمونی درست‌کردن، خانه‌ زهره ایرانمنش در خیابان هاتف شناخته شده است و هرکدام از همسایه‌ها و اقوام که وسیله‌ای به‌دردبخور برای کودک دارند، زنگ در این خانه را به صدا در می‌آورند.
شیخ‌الاسلامی پس‌از ده‌‌سال، با استفاده از الگوی «من محروم نیستم» تلاش کرده جمعیت‌ها و افراد دغدغه‌مند بسیاری، دست به کار‌های عظیمی بزنند و یکی از نتایج این تغییر، ایجاد شبکه منظمی از تولید و فروش صنایع‌دستی دختران سیستان‌وبلوچستان است.
وقتی جمعیت محله مقدم زیاد شد، بزرگان و بازاریان دور هم جمع شدند و به این نتیجه رسیدند که برای ادای فریضه نماز به مسجدی در محله‌شان نیاز دارند. در آن جمع، «محمدعلی چاووشی» خانه‌اش را وقف ساخت مسجد کرد.
رقیه کارگر را خیلی از اهالی به سفره همیشه پهنش می‌شناسند، اما او در این سال‌ها از مراسم‌داری جلوتر رفته و بانی اتفاقات خیر محلی شده است. آن‌قدر به محله آبا و اجدادی‌شان خدمت کرده‌ که همه آنها را به نام نیک می‌شناسند.
ابوالفضل خیراندیش از پنج‌سال پیش بر عهد خود ماند و خیریه یک‌نفره‌اش را که به نیت شهیدباکری نام‌گذاری کرده بود، گسترش داد و اکنون بیش از بیست‌نفر در این گروه جهادی محله پایین خیابان با او هم‌مسیر شده‌اند.
تعدادی از خیران و فعالان محلی منطقه ۱۱ بسته‌های لوازم‌تحریر را تهیه کردند و هم‌زمان با بازگشایی مدارس در محله‌ای از حاشیه شهر حاضر شدند و مهربانی را تکثیر کردند.
خانم حسینی وقتی درباره لقمه خوراکی بچه‌ها پرس‌وجو می‌کند، متوجه می‌شود لقمه یکی آنها بجای کره و مربا؛ روغن جامد و شربت سرماخوردگی است. همین اتفاق زمینه یک کار خوب را در مدرسه رقم می‌زند.
«صندوق رد مظالم برای جهیزیه» عنوان ایده‌ای است که به تازگی در مسجد امام حسن‌عسکری (ع) به راه افتاده و بازخورد‌های مثبتی میان نمازگزاران و دیگر اهالی محله رده، به‌همراه داشته است.
ساکنان خیابان خیبر‌۵ همواره در کمک به همسایه‌ها پیش‌قدم بوده‌اند و در مشکلات یکدیگر را تنها نگذاشته‌اند. منشأ بسیاری از این دوستی‌های دیرینه، همراهی برای انجام کار‌های خیر و کمک به نیازمندان بوده است.
هسته اصلی گروه جهادی هر ماه مبالغی را به حساب مسجد واریز می‌کنند. خرید مصالح از همین محل تأمین می‌شود و جوانان و نوجوانان مسجد و پایگاه بسیج به‌عنوان نیروی انسانی وارد میدان می‌شوند.
برای مهری وفادار که از بیست‌سال قبل در راه خیر قدم گذاشته و برای خرید گوسفند پول جمع کرده و گوشتش را بین نیازمندان محله توزیع کرده است، بیش از هرچیزی دعای خیر مردم ارزش دارد.
حسین حکمی منزل شخصی خود را به خیریه اختصاص می‌دهد تا اینکه هیئت‌امنای مسجد‌المهدی(عج) اتاقی از مسجد را در اختیارش قرار می‌دهند؛ او نیز همان سال خیریه‌اش را با نام رحمت رضاشهر به ثبت می‌رساند.
توزیع بسته‌های معیشتی فقط بخشی از فعالیت‌های این خیریه است. محسن کریمی می‌گوید: برای دانش‌آموزان خانواده‌های تحت حمایت، کلاس‌های تقویتی برگزار می‌کنیم و معتقدیم آموزش می‌تواند مسیر زندگی‌شان را تغییر بدهد.
جاودانی معتقد است: اموال را خدا به امانت می‌دهد تا ببیند جنبه‌اش را داری یا نه. اگر منم منم بکنی و سهمی برای دیگران در اموالت درنظر نگیری، به قول قدیمی‌ها قابلمه‌ات برعکس می‌شود.
بیشتر ساکنان کوچه معلم ۷۲، سال‌های پایانی جنگ‌تحمیلی در این نقطه ساکن شدند و از همان روز‌های ابتدایی همسایگی جمع‌های زنانه‌ای تشکیل دادند برای سرزدن به خانواده شهدا و رساندن کمک به نیازمندان.
همسایه‌ها در خیابان پایداری۴ همه‌جوره هوای یکدیگر را دارند. اگر کسی بدون نان بماند، چندین همسایه برایش نان می‌فرستند؛ از بچه‌های یکدیگر نگهداری می‌کنند و برای هم آش پشت‌پا می‌پزند.
زهرا رحیمی کار‌های خیری را که خودش برنامه‌شان را ریخته است یا مردم به او پیشنهاد می‌کنند؛ بعد‌از تحقیق و چکش‌کاری، در گروه هزار‌و‌دویست‌نفره «باقیات‌الصالحات» می‌گذارد. خیلی‌ها به اعتماد او برای گره‌گشایی هزینه می‌کنند.
ناصر قفلی، مردی سخاوتمند و بنیان‌گذار هشتاد‌مدرسه که بلد بود چگونه باید با آجر، آینده ساخت، سوم خردادماه ۱۴۰۴ از میان ما رفت. او حالا با میراثش در گوشه‌گوشه ایران نفس می‌کشد، زنده است.
مغازه اعظم‌خانم فقط یک خرازی نیست و دل‌خوشی اهالی محله است. آنها می‌دانند وقتی درگیر مشکلی می‌شوند، شاید کمک مالی زیادی در کار نباشد، اما همفکری، راه‌حل یا حتی فقط شنیده‌شدن، چیزهایی است که همیشه در این مغازه پیدا می‌شود.