نیازمندان - صفحه 2

مرحوم غلامعلی‌زاده ۲۵ سال پیش با دست‌و‌دلبازی خانه‌اش را وقف مسجد کرد. مسجدی که از همان روزها به یک کانون حمایتی مردمی برای اهالی و افراد کم‌بضاعت تبدیل شده که در پس آن خدابیامرزی برای واقفش گفته می‌شود.
احمد رضایی برای کسانی که به اشتباه فکر می‌کنند نیکوکار‌بودن، جیب پرپول می‌خواهد و خاطری آسوده از تنگنا‌های اقتصادی، می‌گوید: غرفه‌ام اجاره‌ای است و خانه‌ای دارم هشتاد‌متری در محله دروی که خودم و زن و بچه‌هایم زندگی می‌کنیم.
حبیب‌الله ابراهیمی می‌گوید: در سطح استان خراسان رضوی، پانزده‌خانه برکت و احسان راه‌اندازی شده است که ۱۰ تا از آنها در مشهد فعال هستند. هدف اصلی همه این خانه‌ها توانمندسازی محلات محروم است.
این زوج بارها ثابت کرده‌اند که مهربانی‌شان فقط در حرف خلاصه نمی‌شود و این‌بار با اجرای طرحی تازه با نام «بازی را تمام نکن» پای کار نیکوکاری آمده‌اند و با تعمیر اسباب‌بازی‌، لبخند و شادی را به کودکان نیازمند هدیه دهند.
محسن سروی با تشکیل گروه جهادی «راه سعادت» ۱۳ سال است در نقاط مختلف کشور به نیازمندان خیر می‌رساند. از موکب‌های محرمی در شهر‌های مرزی و عراق گرفته تا امدادرسانی در سیل و زلزله و برآورده‌کردن آرزو‌های کوچک کودکان.
اینجا مرکز نیکوکاری، کارآفرینی و توانمندسازی «آبشار مهر رضوی» است؛ خانه امید چهارصد‌خانوار مددجو. اعضای این خیریه واسطه خیر هستند و از ارتباطاتشان استفاده می‌کنند تا خیران سراسر شهر را پای کار گره‌گشایی از زندگی هم‌محلی‌های نیازمند بکشانند.
مسجد حضرت رقیه(س) در خیابان دانشسرای‌۸ بنایی است که با عشق مردم و خیران ساخته شده و از همان روز‌های نخست فقط جای اقامه نماز نبود؛ بلکه پایگاهی بود برای دوستی، حل اختلافات خانوادگی و کمک به نیازمندان و ...
ثریا مهدوی می‌گوید: شنیدیم که این زوج قرار است به چند مجموعه خیریه مراجعه کنند؛ همراه بقیه خانم‌ها دور هم جمع شدیم و با خودمان عهد کردیم که این مشکل را در همین محله حل کنیم.
جواد صبوحی می‌گوید: هر وقت گل‌ریزان برپا کرده‌ایم، پهلوانان و ورزشکاران یاری کرده‌اند و در این سال‌ها شاید بیشتر از پنجاه‌مراسم گل‌ریزان برپا کرده‌ایم. از آزادی زندانی تا دستگیری از نیازمندان.
حالا کمتر کسی هست که محبوبه‌سادات زاهدی را در محله اروند نشناسد. مهم‌ترین فعالیتش راه‌اندازی دیوار مهربانی در اتاق کوچک طبقه بالای خانه‌اش است. او سال‌هاست واسطه خیران و ضعفا شده و هرماه این کالا‌ها را به دست نیازمندان می‌رساند.
مرکز نیکوکاری محله نوده، با حمایت اقتصادی و اشتغال‌زایی از خانواده‌های نیازمند حمایت می‌کند. این مرکز درزمینه کارآفرینی و ایجاد شغل برای افراد نیازمند نیز فعالیت می‌کند و تاکنون برای ۴۹‌خانوار تحت پوشش اشتغال‌زایی کرده است.
زهرا شادمان می‌گوید: من و همسرم گفتیم یک روز امتحان می‌کنیم؛ یک روز شد سه روز، سه روز شد سی روز و سی روز شد سه سال. از آن زمان تا امروز این کار ادامه داشته است و هم بانیان اضافه شده‌اند و هم خانواده‌هایی که به آنها کمک می‌کنیم.
این گروه کارشان این است که بگردند توی محله و مشکلات را حل کنند؛ انگار اولویت زندگی‌شان همین شده است که گره‌های زندگی دیگران را با همان کم‌وزیادی که خودشان دارند، باز کنند؛ از تهیه جهیزیه تا جمع‌وجور کردن دورریختنی‌ها.
پس از این همه سال نسل‌به‌نسل سیسمونی درست‌کردن، خانه‌ زهره ایرانمنش در خیابان هاتف شناخته شده است و هرکدام از همسایه‌ها و اقوام که وسیله‌ای به‌دردبخور برای کودک دارند، زنگ در این خانه را به صدا در می‌آورند.
شیخ‌الاسلامی پس‌از ده‌‌سال، با استفاده از الگوی «من محروم نیستم» تلاش کرده جمعیت‌ها و افراد دغدغه‌مند بسیاری، دست به کار‌های عظیمی بزنند و یکی از نتایج این تغییر، ایجاد شبکه منظمی از تولید و فروش صنایع‌دستی دختران سیستان‌وبلوچستان است.
وقتی جمعیت محله مقدم زیاد شد، بزرگان و بازاریان دور هم جمع شدند و به این نتیجه رسیدند که برای ادای فریضه نماز به مسجدی در محله‌شان نیاز دارند. در آن جمع، «محمدعلی چاووشی» خانه‌اش را وقف ساخت مسجد کرد.
رقیه کارگر را خیلی از اهالی به سفره همیشه پهنش می‌شناسند، اما او در این سال‌ها از مراسم‌داری جلوتر رفته و بانی اتفاقات خیر محلی شده است. آن‌قدر به محله آبا و اجدادی‌شان خدمت کرده‌ که همه آنها را به نام نیک می‌شناسند.
ابوالفضل خیراندیش از پنج‌سال پیش بر عهد خود ماند و خیریه یک‌نفره‌اش را که به نیت شهیدباکری نام‌گذاری کرده بود، گسترش داد و اکنون بیش از بیست‌نفر در این گروه جهادی محله پایین خیابان با او هم‌مسیر شده‌اند.
تعدادی از خیران و فعالان محلی منطقه ۱۱ بسته‌های لوازم‌تحریر را تهیه کردند و هم‌زمان با بازگشایی مدارس در محله‌ای از حاشیه شهر حاضر شدند و مهربانی را تکثیر کردند.
خانم حسینی وقتی درباره لقمه خوراکی بچه‌ها پرس‌وجو می‌کند، متوجه می‌شود لقمه یکی آنها بجای کره و مربا؛ روغن جامد و شربت سرماخوردگی است. همین اتفاق زمینه یک کار خوب را در مدرسه رقم می‌زند.