کبری اکبری میگوید: دستمان تنگ بود. برای درستکردن جهاز به خیلیها رو انداختم، اما کمکی نکردند. همان موقع نذر کردم اگر بتوانم جهازی آبرومند به دخترانم بدهم، تا وقتی که در توانم باشد، به آنهایی که دختر شوهر میدهند، کمک کنم!
بهترین میراث پدری رضا حیدری راه خیرخواهانهای است که جلو پایش گذاشته شده است. خوشنامی و دستبهخیری پدرش، حاجرافع حیدری که یک حسینیه در خیابان آیتالله شیرازی در محله بالاخیابان وقف کرده است.
همهجا هستند، هرجا که نیاز به کمک و امدادرسانی باشد، پای کار هستند، آنهم داوطلبانه. اسمش هم گواه همین شاخصههاست: داوطلب؛ داوطلبانی که به جمعیت هلالاحمر پیوستهاند و هرکدام در عرصههای مختلف پای کار ایستادهاند.
اهالی محله سجادیه پا پیش گذاشتند و جای خانواده عروس و داماد را پر کردند. از خودرو و دستهگل عروس گرفته تا شیرینی، میوه، شام و تالار و حتی آرایش ساقدوشهای عروس را هم که مانند خودش بچههای بهزیستی بودند، برعهده گرفتند.
راهاندازی خیریه امام جواد (ع) به دهه ۶۰ بر میگردد. این خیریه در ۲۳ نقطه از مشهد به نیازمندان افغانستانی خدمات ارائه میدهد. محمدقاسم هاشمی میگوید: نیازمندان افغانستانی مشهد را شناسایی کردیم.
زهراخانم درمیان اهالی محله و همسایهها معروف است به «خانم مشکلگشا». از سیسآباد گرفته تا پنجتن و التیمور و گلشهر، کسی نیست که حداقل یکبار نامش را نشنیده باشد.
وضعیت وخیم معیشتی همسایهها خلیلالله نیازی را بر آن داشته است که قبل از هر چیزی به فکر مستمندان محله باشد. او از ابتدای دهه۸۰ تا کنون نام بیشاز هزار خانوار نیازمند را فهرست کرده است.
برای محسن خردمندروشن قابلی ندارد، تعارف نیست. سررسید مقابلش، این را تأیید میکند. صفحات آن پر است از نام همسایههایی که گوشت را به نسیه بردهاند.
دختران ژیمناستکار مجموعه ورزشی المهدی(عج) بهتازگی توانستهاند در مسابقات استانی سطحبندی مهارتهای پایه ژیمناستیک هنری که مرداد امسال برگزار شد، شانزدهمدال طلا و چهاردهمدال نقره کسب کنند.
زهرا عباسپور در خانوادهای جهادی بزرگ شده است.ساخت مسجد و حسینیه روستا بههمت پدرش و سایر خیران شکل گرفته است. او هم تاهنگامیکه در خانه پدر بوده، با دوختودوز رایگان به دیگران خدمت میکرده است.
بهنام بهادی میگوید: وقتی میبینم با تخصصی که دارم، میتوانم به مردم خدمت کنم، حس خوبی پیدا میکنم. در فعالیتهای جهادی که به روستاها یا حاشیه شهر میآییم، با سبکهای مختلف زندگی مردم آشنا میشویم.
فاطمه مجرایی میگوید: مسئولیت پایگاه بسیج را که برعهده گرفتم، اولین کارم دعوت از بانوان قدیمی و فعال محله برای کمک به نیازمندان بود تا دور هم جمع شویم و کارهای خیر نظم بیشتری بگیرد.
این خیًر نیکوکار از همان زمانی که با چشمانش فقر و فلاکت مردم را دید، خیلی دوست داشت به آنها کمک کند و حالا سرپرستی هزارخانواده فقیر و فرزند یتیم را برعهده دارد.
همهچیز از دغدغهمندی و احساس مسئولیت چند جوان متخصص در حوزههای کارآفرینی، آیتی و کسبوکار شروع شد.امیرحسین صالحی میگوید: در تحقیقاتمان متوجه شدیم شیوههای سنتی چالشهایی دارند.
دکتر اسماعیلزاده، بیش از ۱۵ سال است که روزهای تعطیلش را در شهرک شیرین، به ویزیت رایگان بیماران نیازمند میگذراند.
عمق نیاز منطقه به فعالیتهای جهادی، سیدمحمدرضا انباییحسینی را که در رشته ریاضی فیزیک تحصیل میکرد، به این باور رساند که باید انتخاب رشتههای مهندسی در دانشگاه را بیخیال شود.
حجتالاسلاموالمسلمین روحالله سعیدی با اطلاع از عمق گرفتاریها و آسیبهایی که خانوادههای تحتپوشش به آن دچار هستند، از ارتباطهایش برای کمک هرچه بیشتر به نیازمندان محله استفاده میکند.
پویش مشهد مهربان با هدف جمعآوری کمکهای مردمی شکل گرفت، اما دستاوردش بیش از این بود. کاشتن بذر محبت در دل کودکان و نوجوانان، تنها بخشی از این دستاورد است.
زکیه رحمانزاده تعریف میکند: برخی روزها همسایهها مهمانی دارند و حجم زیادی غذا اضافه آمده است. غذا را در ظروف یکبار مصرف میریزند و میآورند.
هانیه یکی از مددجوهاست که میگوید: آکاسیفهای سقف را قسطی خریده بودیم و بهسختی پولش را میدادیم، اما حشرههایی که کمکم در آن لانه کردند، بچههایم را خیلی اذیت میکردند، بهویژه آن یکی که نوزاد است.