این پویش همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی و از ۲۵آبان شروع شد. ابتدا قرار بود با پایان هفته کتاب در دوم آذر، پویش نیز به پایان برسد، اما بهدلیل استقبال بسیار خوبی که صورت گرفت، تحویل کتاب به زندان یان تا ۱۵آذر تمدید شد.
کنیزرضا علیجانی تعریف میکند: دو دختر هشتساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت میکشند اسکناس ۵ هزارتومانیشان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»
عبدالمجید عصاری ازطریق قلمش، کارهای خیر انجام داده است. او با مجوز دادستان، داستان زندگی پسری را به نگارش درمیآورد که ۱۲ سال به اتهام مشارکت در قتل، زندان بود و در کانالش منتشر میکند.
زندان وکیلآباد، یا زندان مرکزی مشهد را میتوان قدیمیترین بنای محله تربیت و حتی منطقه۱۱ نامید. این زندان در دهه۲۰ توسط یک مهندس خانم آلمانی طراحی شده است.
دلیل حبس فاطمه؛ دادن چک سفیدامضاست. هفت ماه است به جرم نکرده، اسیر این دیوارها شدهام. میخواهم فر زندان م را ببینم و بغلشان کنم.
۲ معلم جوان محله استادیوسفی با همراهی دانشآموزان، پویشی را برای آزادی زندان یهای غیرعمد راه انداختند.
رشید پسندیدهرهورد میگوید: شب به شهر عشقآباد رسیدیم. آنجا دو تا زندان داشت؛ یکی مربوطبه افراد خطرناک که در داخل شهر بود و دیگری برای زندان یان عادی بود که در مسافتی نزدیک به شهر قرار داشت.