در این مسیرِ هزاراتفاق، همیشه مأمن و سرپناهی باید میبوده است تا غبار خستگی راه از سر شانههاشان بتکاند و تاول پاهای به خاشاک نشستهشان را التیام دهد. این رسم میهماننوازی بوده است خاصه آنکه میهمان عزم مشهد کرده باشد. همین امر هم عامل و اسبابی بوده است برای ساخت کاروانسراهایی که حالا دیگر کمتر نشانی از آنها باقی است.
در ابتدای پایینخیابان که خیلی از بناها بهروزرسانی شده و در معدود بهجاماندهها هم فقط تصویری غبارگرفته از ابهت پیشینشان دیده میشود، میتوان یکی از دو ساباط بهیادگارمانده از مشهد قدیم را یافت که برای جلوگیری از یورش مهاجمان با اسب، ساختهاند. این ساباط ابتدای کوچهای بنبست است که در گذشته هفت خانواده ساکن آن بودند.
طبقاتشان پر شده است از پلاستیکجات، پتو، حوله، ظرف و ظروف، دکوریجات و لوازم جورواجور. اینگونه بودنشان گواهی تاریخ و پیشینهای است که وجود داشته است. این بناهای فرتوت و پوسیده، روزی روزگاری کاروانسراهای قدیمی معروف زمان خود بودند اما حالا از نفس افتادهاند. بیشترشان آنطور که باید و شاید بازسازی و مرمت نشدهاند و هر لحظه خطر فروریختن آنها هست. آتشسوزی پلاسکو، فروریختن متروپل و... اتفاقهای ناگواری بودند که مجابمان میکنند پیش از وقوع حادثه باید چارهای اندیشید و ما را به سمت تهیه این گزارش سوق میدهند.
آخر پاییز سال ۸۹۰ خورشیدی، کاروان پیاده ای خاص به مشهد رسید. در این کاروان که از اصفهان به مشهد آمده بود، شاه عباس صفوی و جمعی از سران حکومت حضور داشتند. در پسِ این اقدام شگفت انگیز، یک نذر شرعی و البته تدابیر سیاسی قرار داشت. حال که 5 سده از این ماجرا میگذرد، بد نیست مروری بر این سفر و اقامت سه ماهه شاه صفوی در مشهد داشته باشیم.
اردیبهشت سال ۱۳۹۲ اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی، عنوان موزه زیارت را به این مکان اختصاص داد.
چندتن از استادهای مرمتکار مشهد از چندسال پیش دست به اجرای طرحی با نام «دوبارهچینی» آثار تاریخی زدهاند؛ طرحی که در روند آن مصالح اثر درخطرتخریب، جمعآوری و در مکان جدید بازنمایی میشود. در این راستا هفته گذشته از دوبارهچینی سردر خانه اسماعیلی رونمایی شد که ساختمانش سال1392خراب شده بود.