شیهانعلی ملانوروزی میگوید: مسابقه جهانی کیوکوشین در سطح بالا در کشورمان برگزار شد، بزرگترین استادان جهان در تهران حضور یافتند، اما صدا و سیما در حد چند دقیقه کوتاه در اخبار فقط مقامها را اعلام کرد!
رضاشهر از محلات قدیمی و اصیل مشهد است که صاحبان اولیه زمینهایش، کارکنان آستانقدسرضوی بودند. آنها بر اساس طرح موظف شدند خانههایشان را ویلایی و حداکثر در دوطبقه با دیوارهایکوتاه بنا کنند. کسی حق نداشت این الگوی ساختوساز را نادیده بگیرد. طراحی رضاشهر الهامگرفته از شهرکهای حومه پاریس بود.
برکت را هر کسی از زاویهای میبیند. من از این زاویه میبینم که خودم و خانوادهام دچار بیماری یا گرفتاری خاصی نشدهایم که پولم را صرف بیماری کنم. نکته بعدی اینکه خداوند در زندگی قناعتی به خانواده ما لطف کرده که با آبرومندی و بدون احتیاج به کسی زندگی کردهایم. توکلی معتقد است: هر کسی به زائر امام رضا(ع) خدمت میکند، وسیلهای در این مسیر معنوی است. در اصل مدیریت اینجا توسط خود حضرت(ع) انجام میشود. ما در کنار این عنایت رشد میکنیم و وسیلهای هستیم برای خدمت.
آسیه آقایی دانشآموز سال دهم رشته علوم تجربی و راهیافته به مرحله دوم المپیاد کشوری کامپیوتر در این سال تحصیلی است که در سالهای گذشته هم با عناوین مختلف علمی، هنری، ورزشی و دینی جزو دانشآموزان موفق و پرتلاش بوده است. آسیه دوره دبستان خود را در یکی از محلات کمبرخوردار گذراند و خانواده او برای دوره متوسطه اول به محله رضاشهر نقل مکان کردند تا او بتواند از تحصیل در مدارسی با سطح بالاتر برخوردار شود.
چشمهسنگی میگوید: در کتابخانه مخاطب اصلی ما بیشتر کودکان و نوجوانان هستند. مجموعه انیمیشنی نوشتهام به اسم «آنی و مانی» برای کودکان 3 تا 6سال که فیلیمو آن را پخش کرد و در شبکه پویا هم تبلیغش را دیدهام. من آیتمها را با هدف مهارتآموزی مینوشتم و یک روانشناس کودک روی آن نظر میداد. اینکار هنوز ادامه دارد.
امیر طبسی که محاصره بانه را تجربه کرده است و از همرزمان شهید صیادشیرازی بوده است، میگوید: وقتی در بانه بودیم گفتند که سرگردی میخواهد بیاید و اینجا را از محاصره در بیاورد. این سرگرد همان سپهبد علی صیاد شیرازی بود. یکبار برگههای تشویقی بچهها را برایش بردم که امضا کند. گفت: بروم نماز بخوانم بعد میآیم و امضا میکنم. من هم گفتم: خدمت به خلق مهمتر است! با همان دستهای خیس برگهها را امضا کرد و بعد نماز خواند. آشنایی ما با هم از آنجا شروع شد و در عملیاتها کنارش بودم.
استقامت و صبوری همراه با خوشرویی، همه و همه، چیزهایی است که در نگاهش دیده میشود. حتی وقتی یاد شهدا و پسر مفقودالاثرش میافتد اخم به ابرو نمیآورد، اما شهادت برادر بزرگتر، یعنی حسن، جور دیگری خانواده را تکان داده است: مادر بهراستی الگوی صبر بود اما حسن، برادر بزرگترمان، جای خالی پدر را پر کرده بود. موقع تشییع پیکرش، تا به خودم آمدم دیدم پشتم خم شده است و صاف نمیشود. وقتی روی صورتش را باز کردند، خودم را توی بیمارستان دیدم. چون 2 ماه در منطقه پیکرش افتاده بود و کاملا استخوانی شده بود.
نسرین دهنوی در خانهای بزرگ شده که انجام کار خیر در آن امری متداول بوده است. او که سعی میکند راه پدرش را ادامه دهد، کار خیر را با حضانت گرفتن 3دختر بدسرپرست شروع میکند و آنها را به خانهاش میآورد. میگوید: دختری که خانواده معتادی داشت به من معرفی شد، بعد از او دو دختر دیگر هم به من معرفی شدند که با دختر اول نسبت فامیلی داشتند. این بانوی نیکوکار تاکنون به بیش از 2هزار عروس جهیزیه دادهاست و در حال حاضر نیز بیش از 40عروس در نوبت انتظار تهیه جهیزیه دارد.






