بسیج - صفحه 4

محمدامین و محمدسجاد علیجانی، سیده فاطمه قربان‌پور، مهلا رضایی‌پور و سید امیرمحمد سیدی نوجوانان فعال بسیجی مسجد المهدی(عج) محله سیدی آگاه هستند و هوشیار.
زمانی‌که در مسجد مسجد چهارده‌معصوم (ع) درباره بافت لباس گرم اطلاع‌رسانی شد خانم‌ها با روی باز استقبال کرد‌ند و به این ترتیب هر بانویی بافتنی بلد است به مسجد آمد و کار را شروع کرد.
حامد ودود می‌گوید: پدرم زمانی‌که هم‌سن‌و‌سال من بوده، در مسجد محله مکبری می‌کرده است. او قاری قرآن هم هست و در جلسات قرآن مسجد شرکت می‌کند. از چند سال پیش تشویقم کرد که مکبری را یاد بگیرم.
زهراخانم دختران بسیاری را در این سال‌ها با خودش همراه کرده است. یکی از بهترین خاطراتی که در این اردو‌ها دارد رنگ‌آمیزی مزار شهداست.
جهادگران اردوی جهادی شهید‌حسینی منازل نیازمندان حاشیه شهر را تعمیر می‌کنند. آن‌ها از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب به‌طور مداوم کار می‌کنند تا بتواند هر‌چه سریع‌تر کار را به پایان رسانده و منزل را تحویل دهند.
اسماعیلیان در سفر‌هایی که به سوریه و شهر‌های مرزی لبنان و سرزمین‌های اشغالی داشت، سیدحسن نصرالله را که در آن روز‌ها یکی از فعالان جنبش تازه‌پا‌گرفته حزب‌الله لبنان بود، همراهی می‌کرد.
سال ۷۴ در کوچه شهیدسلطانی ۸ دوره قرآنی راه افتاد که باعث صمیمیت بیشتر اهالی محله شد. از آن سال تا حالا با وجود تغییرات بسیار، قدیمی‌ها به بهانه همان دوره هنوز با هم در ارتباط هستند.
رضا انسان کنک علیا می‌گوید، فرمانده‌مان می‌گفت: ما در کردستان همانند دروازه‌بان در زمین فوتبال هستیم. درست است که یک‌جا مستقر شده‌ایم، ولی مسئولیتمان بیشتر از دیگران است.
در این روزگار که گاه همسایه‌ها از هم غافل می‌شوند، فاطمه کردستانی، محبوبه‌سادات زاهدی و کلثوم فاروقی نمادی از همدلی و دغدغه‌مندی هستند.
پری‌خانم از دور به عکس شهید که شبیه پسرش بود، نگاه می‌کرد و زیر لب می‌گفت «مادرت برایت بمیرد؛ تو که سن و سالی نداری.» آهسته با خودش زمزمه می‌کرد و در دلتنگی پسرش برای آن شهید عزاداری می‌کرد.
خانم‌های خانه‌دار و بسیجی محله پروین‌اعتصامی، جمع بی‌ریایی هستند که با تهیه دستکش‌های بافتنی، به استقبال زائران پیاده رفته‌اند.
محمدهاشم یگانه برادر شهید می‌گوید: محمدرضا در دوازده‌سالگی همراه گروه سرود، برای اجرا تا چذابه رفت. پس از برگشت، کار هر روزش این بود که دل مادر و پدرم را به‌دست بیاورد تا برای رفتن به جبهه رضایت بدهند.
فاطمه مجرایی می‌گوید: مسئولیت پایگاه بسیج را که برعهده گرفتم، اولین کارم دعوت از بانوان قدیمی و فعال محله برای کمک به نیازمندان بود تا دور هم جمع شویم و کار‌های خیر نظم بیشتری بگیرد.
رمضان رمضانی می‌گوید: قدیم بوریابافی رونق خوبی داشت. آن روز‌ها هنوز سدی روی رودخانه هیرمند نبود و اطراف مشهد نیزار‌های فراوانی پیدا می‌شد که ماده اولیه کاروکسب را در اختیارمان قرار می‌داد.
فاطمه ارضی فراز‌و‌نشیب‌های بسیاری را در زندگی پشت سر گذاشته است. هر مرحله از آن تجربه زیسته، به رشد او در زندگی کمک کرده است و حالا توانایی برقراری ارتباطی مثبت و مؤثر با همه اقشار جامعه را دارد.
اتاق کوچک کانون فاطمه الزهرا (س)، تبدیل به مجموعه‌ای بزرگ شده است؛ مجموعه‌ای با ۱۳۰ مترمربع مساحت که ۸ هزارو ۵۰۰ جلد کتاب و امکانات دیجیتال و کافی‌نت و مهم‌تر از همه ۸۲۲‌عضو ثابت دارد.
مقام معظم رهبری سال ۸۱، در منزل شهید حسن بینا‌باجی با درخواست خانواده شهید برای راه اندازی و تجهیز پایگاه بسیج مسجد محله کمک مالی کردند.
شهید علی ایزی هنگامی که محموله کمک‌های اهالی را به جبهه می‌برد، تحت تاثیر حال وهوای جبهه قرار گرفته و در سومین مرتبه اعزام به شهادت می‌رسد.
رمضان ۱۴۰۳، «قرارگاه شوق برتری» میزبان جمعی از نوجوانان دهه هشتادی در مجتمع منتظرالمهدی (عج) در محله رسالت بود. در این برنامه چهل‌نوجوان منطقه معتکف شده بودند تا فصل جدیدی از بندگی را تجربه کنند.
مزار شهید محمدباقر علی‌دوست در‌میان بوستان طوبی در شهرک شهید‌باهنر است، اما پرس‌و‌جو‌ها در‌باره صاحب سنگ مزار می‌گوید که اینجا کمترکسی از داستان زندگی شهید خبر دارد.