بسیج - صفحه 3

خانم حلمی می‌گوید: شناسایی نیازمندان بخشی از کار گروه جهادی ما‌ست. خانه‌به‌خانه سر می‌زنیم و پس‌از شناسایی نیاز‌ها مثل تأمین دارو، جهیزیه، سیسمونی و... با خیران ارتباط می‌گیریم و لوازم مورد‌نیازشان را تهیه می‌کنیم.
علیرضا حسینی‌محراب می‌گوید: پس از انقلاب پدرم در مسجد رضوی بولوار امت عضو بسیج شد و سال ۱۳۶۱ هم توسط شهید کاوه لباس پاسداری به تن کرد. پس از آن بود که مرحله به مرحله پدرم در جبهه فعالیت کرد.
مسجد امام‌حسین (ع) که حدود ۲ دهه یک چهاردیواری ساده بود با همراهی خیّر محلی، به شکل امروزی درآمد.
پایگاه بسیج شهید محقق را خیلی‏‌ها می‌‏شناسند. مکان مقدسی که در زمان جنگ سپری در مقابل تهاجم دشمن بود و با آرام شدن اوضاع، تربیت نخبگان، قاریان و مسئولان در رده‏‌های مختلف رسالت خود را ادامه داده است.
محمدرضا، برادر شهید بیابانی می‌گوید: با مادرم از راه‌آهن رجبعلی را بدرقه اهواز کردیم. چیزی از پایان دوره سه‌ماهه دوم حضورش نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند. مادرم که نان‌آور خانه‌اش را از دست داده بود، حتی زبانش به گلایه باز نشد.
مرتضی حدادیان می‌گوید: تصمیم گرفتیم هشتاد‌سخن از هشتاد‌شهید را انتخاب کنیم و در یک بسته قرار دهیم و در محافل توزیع کنیم تا هر فرد با برداشتن یک کارت به سخن شهید فکر کند.
شهید حسن آرام حائری با فرمان امام خمینی (ره) جزو اولین نفراتی بود که در تشکیل بسیج مشارکت کرد و در ادامه برای دفاع از میهن اسلامی در جبهه‌های دفاع مقدس حاضر شد.
لیلا جعفرزاده می‌گوید: از هفته بسیج امسال با همراهی و موافقت امام جماعت مسجد الزهرا (س)، اینجا را برای خانم‌هایی راه انداختیم که دنبال یک راه درآمد بودند. بیشتر هدف ما خانم‌هایی بودند که خودسرپرست هستند.
الیاس مجاور می‌گوید: بچه‌هایی که در سوریه همراه بودند، شغل‌های خوبی داشتند، اما رها کردند و آمدند دنبال کاری که یقین داشتند تکلیفشان است. اگر بحث معنوی دفاع را نادیده بگیریم، سختی‌ای که خانواده‌های ما کشیدند، جبران‌شدنی نیست.
تیم فوتسال فدک‌الزهرا ۱۸ سال است فعالیتش را از گلشهر آغاز کرده و در این سال‌ها عناوین رنگارنگ بسیاری را کسب کرده است. آن‌طور که یکی از بنیان‌گذاران می‌گوید، این تیم از ابتدا کار خود را با فوتبال آغاز کرده است.
آوازه این دورهمی کتابخوانی که با خوانش جمعی یک کتاب شروع می‌شود و با مباحثه درباره نکات آن ادامه پیدا می‌کند، از محله مهرگان فراتر رفته است و کم‌کم دارد پای دختران محله قرقی نیز به آن باز می‌شود.
مسجد الغدیر به مناسبت تولد هر بچه‌ای کیک و جایزه به در خانه‌اش می‌برد، حتی اگر او بچه‌مسجدی نباشد؛ کاری که حس خوبی ایجاد کرده و پای خیلی‌ها را به مسجد باز کرده است.
مسجد امام محمدباقر(ع) در محله بهمن میزبان کلاس‌های رایگان تقویت علمی دانش‌آموزان است.
محمد‌امین اسعدی می‌گوید: پدرم فرمانده پایگاه بسیج مسجد امام‌سجاد (ع) بود و من هم از چهارسال پیش فعالیت‌هایم را اینجا شروع کردم. ارتباط و گفت‌و‌گو با هم‌نسلان و بزرگ‌تر‌ها روابط اجتماعی‌ام را تقویت می‌کند.
خانم‌های پایگاه بسیج امام هادی(ع) عزمشان را جزم کردند تا زوج جوانی را که مدت‌هاست می‌خواهند زیر یک سقف بروند و زندگی شیرینشان را شروع کنند، تا قبل از شب چله راهی خانه بخت کنند. بهترین قسمت این مشارکت مربوط‌به مردم بود.
عارفه شاهدی‌فر درباره سفرش به راهیان‌نور می‌گوید: رفتن به فکه، شلمچه، هویزه، اروند و کارون، حس‌وحال معنوی خوبی به آدم می‌دهد؛ دیدگاهم را درباره زندگی تغییر داد.
نوجوانان پایگاه بسیج شهدای گمنام مسجد امام‌هادی (ع) در محله شهید‌بهشتی با وجود این‌که تجربه کار یدی ندارند، روز‌های پنجشنبه و جمعه که از درس و مدرسه فارغ هستند، برای بازسازی مسجد محله‌شان دست به کار می‌شوند.
دو دختر سخت‌کوش گلشهری از پشت نیمکت‌های مدارس محله شهیدآوینی گلشهر با زحمت فراوان خودشان را به صندلی‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد رسانده‌اند.
«سفیران هدایت» یکی از فرصت‌های زندگی‌ کیخائی بود، درست همان سالی که در مقطع ارشد رشته نرم‌افزار قبول شد. دو‌راهی سختی بود و علیرضا طلبگی را انتخاب کرد و حالا پس‌از یازده‌سال در نقطه‌ای که دلش می‌خواسته ایستاده است.
در مسجد امام زین‌العابدین(ع) هم رد پای خیران مشهود است که با خدای خود معامله کردند. دعای کمیل با پذیرایی ساده برگزار می‌شود و بعد از دعای ندبه هم با کمک خیَرها سفره‌ای پهن می‌شود.