برای دانشجویانی که با همه گرفتاریها در اردوهای جهادی شرکت میکنند، خدمت به مردم، جزو کارهای متفرقه نیست. هرطور که باشد برایش وقت باز میکنند، حتی اگر ناچار باشند از معدودفرصتی که برای استراحتشان دارند، صرف کنند.
جواد صفدری هم در انقلاب سیاهچالهای ساواک را تجربه کرد، هم در دوران جنگ تحمیلی راهی خط مقدم شد اما همیشه با یاد همسر و فرزندانش، زندگی را سپری میکرد و همسرش مریمخانم هم با صبوری و قامتی استوار، پناهگاه گرم خانواده بود.
حالا کمتر کسی هست که محبوبهسادات زاهدی را در محله اروند نشناسد. مهمترین فعالیتش راهاندازی دیوار مهربانی در اتاق کوچک طبقه بالای خانهاش است. او سالهاست واسطه خیران و ضعفا شده و هرماه این کالاها را به دست نیازمندان میرساند.
اگر سراغ بانوان کوچه شهید دهنوی۱۶ را بگیری، ردشان را میتوانی در مسجد ائمه اطهار (ع) پیدا کنی. جایی که نهفقط محل عبادت، بلکه بستری است برای کنار هم بودن، دوستی، یادگیری و ساختن محلهای بهتر.
پایگاه شهیدمفتح جزء اولین پایگاههای شکل گرفته بعد فرمان امام(ره) بود. بسیجیهای این پایگاه آن زمان یکپایشان در بسیج بود و پای دیگر در جبهه. همانهایی که خبر شهادت ۴۷ نفرشان یکییکی آمد.
وحیدرضا وطنی، از پاسدارانی است که در یکی از عملیاتهای درگیری با عبدالمالک ریگی در زاهدان به شهادت میرسد. او به منظومکردن خاطراتش پرداخت و در همین راستا حین تمرین، ماموریت یا آموزش خاطرات را در قالب شعر مینوشت.
یکی از کارهای مؤثر همسایهها در کوچه مطهریجنوبی ۱۸، ایجاد مؤسسه خیریه یاوران جوادالائمه (ع) در محله است و از آن به بعد، کمکهای همسایهها به افراد نیازمند حاشیه هدف دار شده است.
همسایههای جهادگر فاطمیه که از سال۱۳۹۵ حول محور گروه جهادی شهیدصاحبنظر دور هم جمع شدهاند، کمک به تأمین تدارکات برای نیروهای گشت شبانه بسیج محله را به فهرست بلند فعالیتهایشان اضافه کردهاند.
فاطمه ناجی سالهاست در هر برنامهای برای مسجد صاحبالزمان (عج) آشپزی میکند و حالا هر شب برای بسیجیهایی که در ایست بازرسی محله بالاخیابان فعالند، غذاهای متنوع درست میکند.
مسجد امیرالمؤمنین (ع) در خیابان مسلم شمالی، مسجدی ساده، اما زنده است که این روزها با حضور پرشور و نشاط نونهالان، نوجوانان و جوانان به مسجد حال و هوای متفاوتی به خود گرفته است.
اصغر عباسی میگوید: از زمانیکه متوجه شدیم عدهای منافق و وطنفروش از داخل به مردم آسیب میرسانند، بسیج مساجد دست به کار شده و با گشتزنیهای پیاپی بهدنبال پیشگیری از خرابکاری این افراد است.
محمد یداللهزاده دانشجوی رشته عمران، از سالها پیش یعنی زمانی که دانشآموز بوده، وارد گروههای تئاتر شده و حالا چند سالی است با تشکیل گروه «هیراد» در زمینه فیلمسازی در محله بهطور جدی فعالیت میکند.
دبیرستان آیتالله کاشانی در محله طلاب مشهد بیش از صدشهید داشت، صدشهیدی که از مدرسه راهی جبهه شده بودند، کم کاری نیست آدم از پشت نیمکت مدرسه و با کیف و کتابش به فکر جبهه رفتن باشد.
سال ۷۶ در رزمایشی آموزشی که از طرف بسیج برای آمادگی حضور در مناطق عملیاتی و پاکسازی آن برگزار میشود، میلهای که برای برپایی چادر وصل شده از جا درمیرود و به سرش اصابت میکند و باعث نابینایی او میشود.
۴۴سال پیش، مرحوم حسین سیدیجلالی تصمیم گرفت اولین مسجد محله ارشاد را بسازد. باتوجهبه اینکه ساخت مسجد با دوران جنگ تحمیلی همزمان بوده، مرحوم سیدیمصالح ساختمانی را بهسختی تهیه میکرد.
خانم حلمی میگوید: شناسایی نیازمندان بخشی از کار گروه جهادی ماست. خانهبهخانه سر میزنیم و پساز شناسایی نیازها مثل تأمین دارو، جهیزیه، سیسمونی و... با خیران ارتباط میگیریم و لوازم موردنیازشان را تهیه میکنیم.
علیرضا حسینیمحراب میگوید: پس از انقلاب پدرم در مسجد رضوی بولوار امت عضو بسیج شد و سال ۱۳۶۱ هم توسط شهید کاوه لباس پاسداری به تن کرد. پس از آن بود که مرحله به مرحله پدرم در جبهه فعالیت کرد.
مسجد امامحسین (ع) که حدود ۲ دهه یک چهاردیواری ساده بود با همراهی خیّر محلی، به شکل امروزی درآمد.
پایگاه بسیج شهید محقق را خیلیها میشناسند. مکان مقدسی که در زمان جنگ سپری در مقابل تهاجم دشمن بود و با آرام شدن اوضاع، تربیت نخبگان، قاریان و مسئولان در ردههای مختلف رسالت خود را ادامه داده است.
محمدرضا، برادر شهید بیابانی میگوید: با مادرم از راهآهن رجبعلی را بدرقه اهواز کردیم. چیزی از پایان دوره سهماهه دوم حضورش نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند. مادرم که نانآور خانهاش را از دست داده بود، حتی زبانش به گلایه باز نشد.