کفاش - صفحه 3

سعید میرزایی با واکس‌زدن کفش‌ها با آدم‌ها رفیق می‌شود. او می‌گوید: اینجا هم که آمدم، شهرداری باز آمد سراغم. چند‌باری هم البته بساطم را کامل جمع کردند، ولی من باز هم ماندگار شدم.
اهالی محله خاتم‌الانبیاء محمود حاج بابایی فلاح را «حاج‌بابا» صدا می‌کنند. او ۲۰ سالی می‌شود که با خانواده‌اش اینجا زندگی می‌کند و نیم قرن است که کار تعمیرات کفش را انجام می‌دهد.
غلامعلی سهیل‌طرقبه که ۶۵ سال از عمرش را صرف تولید گیوه کرده می‌گوید: پا‌های انسان قلب دوم بدن اوست باید مراقبت از پا‌ها را در اولویت قرار داد. ضمن اینکه با پوشیدن گیوه پا کمتر عرق می‌کند.
حاج عباس مرادی علیزاده یکی از قدیمی‌ترین فعالان صنعت کفش‌دوزی و کیف‌سازی چرم در مشهد است. او چندین‌سال در بازار رضا (ع) مشغول به‌کار بودن و با وجود فراز و فرود‌های بسیار، بیماری سرطان و شیمی‌درمانی که البته بهبود پیدا کردند، همچنان مشغول به فعالیت هستند. علاوه‌بر این، حاج آقا، یکی از قدیمی‌ترین خادمان حرم امام رضا (ع) است که حالا دیگر عمر خدمت‌شان از ۵۰ سال گذشته است.
«علی‌اکبر صنوبری» هویت محله کوی کارگران است. کوک و درفشش، ۴۰ سال در این محله قدمت دارد. پیرمرد دیگر توان ندارد درفش در دست بگیرد، اما تمام محله، او را با دکه کوچک دومتری‌اش می‌شناسند.
محمدتقی علیزاده عطایی دلیل ورودش به شغل کفاشی را نیاز جامعه آن دوران می‌داند و می‌گوید: من جدول انتخاب شغلی طراحی کردم که خودم هم در سال ۱۳۶۱، براساس آن همین شغل را انتخاب کردم.
هادی رمضانی کفاش محبوب محله حجاب است که خلق و خوی و رفتار مهربانش، اهالی را به سمت او جذب کرده. او همسر و سه فرزند دارد و مهمترین شاخصه اش، شکرگزاری است.
مغازه رضا قاسمی ابتدای یکی از کوچه‌های کفش‌فروشی عامل قرار دارد و نخستین مغازه‌ای بوده‌ است که با عرضه کفش‌های دست‌دوز چرم، پایه‌گذار بازار کفش عامل شد.
سید‌کفاش مرد کم‌حرف و آرامی که سال‌هاست در اطراف حرم، بساط واکس صلواتی خود را پهن می‌کند و غبار از کفش زائران حضرتش می‌زداید.
عباس کفاش را همیشه نزدیک چهارراه مقدم و در ابتدای یک کوچه باریک کنار صندوق آهنی ۷۰ سانتی‌متری‌اش می‌توانید پیدا کنید. او که چندین ماه داوطلبانه در خط مقدم خدمت کرده می‌گوید: نمی‌خوام مردم فکر کنن که از جنگ سوءاستفاده می‌کنم.
رسول اصغری سال‌ها است که با دستان پینه‌بسته‌اش کفاشی می‌کند. حجره کوچک او در حاشیه بولوار آموزگار، زیر پله‌های یک منزل مسکونی است.
موسپید کرده کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی مشهد می‌گوید: ساخت یک کفش با کیفیت کوه برای بچه‌ها دغدغه‌ام شده بود. یادم هست این کفش‌ها در مشهد پیدا نمی‌شد. سال ۶۰ بعد از کلی آزمون و خطا توانستم کفش کوه‌نوردی تولید کنم.
محمدرضا قدرتی که بیشتر کفش‌هایش دست‌دوز و سفارشی است می‌گوید: اگر کیفیت را بالا ببریم، تولیدات ما نه تنها برای داخل که برای خارج نیز مفید خواهد بود.
علی‌اصغر دلاوری را می‌توان بی‌آنکه غلو باشد، «دایره‌المعارف و کتاب نانوشتۀ کفش مشهد» دانست؛ چراکه از ۹ سالگی یعنی سال ۱۳۳۷ در کار تولید و فروش کفش بوده است.
سال‌۷۰ که یکی از کسبه، مغازه این محدوده را به مبلغ ماهی ۱۰‌هزار‌تومان اجاره کرده بود، دیگران به او بد و بیراه می‌گفتند که چرا باعث افزایش مبلغ اجاره‌ها شده است.
دنیوی می‌گوید: کفش‌های طرح چرمی چینی‌ها قیمت کمی داشت و مردم با تصور اینکه چرم هستند، آن‌ها را می‌خریدند اما هنوز مدت زمان زیادی نگذشته که کفش خراب می‌شد.
با زیاد شدن واردات کفش چینی، رضا نادمی ورشکست می‌شود، اما او خانه‌اش را می‌فروشد تا چک‌هایش را پاس کند و اعتبارش در بازار خراب نشود.
دیوان‌های حافظ و سعدی و میرزادۀ عشقی جزو جدانشدنی مغازۀ کفاشی استاد محمد است و در زمان‌های بیکاری‌اش، ناخنکی به هرکدامشان می‌زند و به قول خودش کیف می‌کند.
کفاش قدیمی پایین خیابان شب‌ها را تا صبح رویه‌کاری می‌کرده و روز‌ها به سینما و جنگل می‌رفته است.
کفش ملی که ۵۷ سال پیش چکمه سربازان ارتش شوروی را تأمین می‌کرد، حالا فقط به خاطره‌ای در ذهن دوستدارانش تبدیل شده است و نه حتی کفش پایشان.