غلامعلی سهیلطرقبه که ۶۵ سال از عمرش را صرف تولید گیوه کرده میگوید: پاهای انسان قلب دوم بدن اوست باید مراقبت از پاها را در اولویت قرار داد. ضمن اینکه با پوشیدن گیوه پا کمتر عرق میکند.
حاج عباس مرادی علیزاده یکی از قدیمیترین فعالان صنعت کفشدوزی و کیفسازی چرم در مشهد است. او چندینسال در بازار رضا (ع) مشغول بهکار بودن و با وجود فراز و فرودهای بسیار، بیماری سرطان و شیمیدرمانی که البته بهبود پیدا کردند، همچنان مشغول به فعالیت هستند. علاوهبر این، حاج آقا، یکی از قدیمیترین خادمان حرم امام رضا (ع) است که حالا دیگر عمر خدمتشان از ۵۰ سال گذشته است.
«علیاکبر صنوبری» هویت محله کوی کارگران است. کوک و درفشش، ۴۰ سال در این محله قدمت دارد. پیرمرد دیگر توان ندارد درفش در دست بگیرد، اما تمام محله، او را با دکه کوچک دومتریاش میشناسند.
مغازه رضا قاسمی ابتدای یکی از کوچههای کفشفروشی عامل قرار دارد و نخستین مغازهای بوده است که با عرضه کفشهای دستدوز چرم، پایهگذار بازار کفش عامل شد.
سیدکفاش مرد کمحرف و آرامی که سالهاست در اطراف حرم، بساط واکس صلواتی خود را پهن میکند و غبار از کفش زائران حضرتش میزداید.
رسول اصغری سالها است که با دستان پینهبستهاش کفاشی میکند. حجره کوچک او در حاشیه بولوار آموزگار، زیر پلههای یک منزل مسکونی است.
موسپید کرده کوهنوردی و سنگنوردی مشهد میگوید: ساخت یک کفش با کیفیت کوه برای بچهها دغدغهام شده بود. یادم هست این کفشها در مشهد پیدا نمیشد. سال ۶۰ بعد از کلی آزمون و خطا توانستم کفش کوهنوردی تولید کنم.
محمدرضا قدرتی که بیشتر کفشهایش دستدوز و سفارشی است میگوید: اگر کیفیت را بالا ببریم، تولیدات ما نه تنها برای داخل که برای خارج نیز مفید خواهد بود.
علیاصغر دلاوری را میتوان بیآنکه غلو باشد، «دایرهالمعارف و کتاب نانوشتۀ کفش مشهد» دانست؛ چراکه از ۹ سالگی یعنی سال ۱۳۳۷ در کار تولید و فروش کفش بوده است.
سال۷۰ که یکی از کسبه، مغازه این محدوده را به مبلغ ماهی ۱۰هزارتومان اجاره کرده بود، دیگران به او بد و بیراه میگفتند که چرا باعث افزایش مبلغ اجارهها شده است.
دنیوی میگوید: کفشهای طرح چرمی چینیها قیمت کمی داشت و مردم با تصور اینکه چرم هستند، آنها را میخریدند اما هنوز مدت زمان زیادی نگذشته که کفش خراب میشد.
با زیاد شدن واردات کفش چینی، رضا نادمی ورشکست میشود، اما او خانهاش را میفروشد تا چکهایش را پاس کند و اعتبارش در بازار خراب نشود.
دیوانهای حافظ و سعدی و میرزادۀ عشقی جزو جدانشدنی مغازۀ کفاشی استاد محمد است و در زمانهای بیکاریاش، ناخنکی به هرکدامشان میزند و به قول خودش کیف میکند.
کفاش قدیمی پایین خیابان شبها را تا صبح رویهکاری میکرده و روزها به سینما و جنگل میرفته است.
کفش ملی که ۵۷ سال پیش چکمه سربازان ارتش شوروی را تأمین میکرد، حالا فقط به خاطرهای در ذهن دوستدارانش تبدیل شده است و نه حتی کفش پایشان.
آخرین نسل از گیوهدوزهای مشهد است و اگر او دست به دوختودوز نبرد، دوختن گیوه بهشکل سنتی بهخاطرهها و تاریخ میپیوندد. درباره علیاکبر حمامی صحبت میکنیم. کسی که این روزها بیماری و تولیدات کارخانهای و کفشهای برند دیگر به او اجازه نمیدهند در بازار کفش جولان دهد، اما 62سال بازار گیوه را قبضه کرده بود.
سید محمدجواد فانی در 18سالگی نشان استادشاگردیاش را از بسیج محله سیدی (پایگاه بسیج کمیل، مسجد بیت المهدی(عج)) گرفته است. با این نوجوان موفق محله سیدی همراه شدیم تا در ادامه از کارش بیشتر برایمان بگوید.
سید جواد از 8سالگی به کارگاه کفاشی آمده است. هدف او در ابتدا فقط گذراندن تعطیلات تابستان بوده اما کمکم برایش اینکار جدی شده است. او اکنون در سن 18سالگی میگوید که میخواهد در آینده به عنوان شغل دومش کفاشی را ادامه بدهد: آن روزها برای اینکه در کنار پسرداییهایم باشم به کارگاه کفاشی آمدم. آنها چند سال از من بزرگتر هستند و با هم رفاقت خوبی داریم.
شاید عجیبوغریب به نظر برسد که یک خارجی کفشدار حرم مطهر شود و برای حضورش کفشداری جدیدی تأسیس کنند؛ اتفاقی که 175سال قبل افتاد و مرد سیاهچهرهای از هند بهعنوان نخستین خارجی در مشهد، اداره کفشداری حرم مطهر را برعهده گرفت.
کفشهای مشکی و عسلی و قهوهای با مدلهای مختلف که در گوشهای از مغازه روی قفسه آهنی گذاشته شده است، نخستین چیزی است که در کفاشی نقلی و جمع و جور حسین آقا جلب توجه میکند. کنج دیگر همین مغازه کوچک روی طبقههای فلزی انواع چرم رنگارنگ طبیعی را میتوان دید. داخل تک و توک جعبههای ردیفشده روی زمین هم سفارشهای مشتریهایی است که هنوز طالب کفش دستدوز با چرم طبیعی و باکیفیت هستند که بهدلیل سادگی مدل و طبیعیبودن مواد اولیه هرگز از مد نمیافتند. حسین جنتی همیشه پشت میز کارش نشسته و بادقت و مهارتی که در 30سال گذشته کسب کرده، مشغول کار است.
بعضی آدم ها، اسمشان آیینه سیرتشان است و «احمد کمال پور» معروف به «احمدکمال» یکی از آن هاست. شاعر ساده زیست و باستانی کار خوش نویسی که هرگز زبان به مجیزگویی کسی نچرخاند و در روزگاری که می توانست نان به نرخ روز بخورد و از قِبَل استعداد شعری و حرمتی که در گود زورخانه داشت، مالی به هم برساند، کنج حجره کفاشی اش نشست و گره و درفش بر چرم انداخت تا پشت به خدمت هیچ کس دوتا نکند. همین مسلک پوریایی و خصلت درویشی اش هم بود که سبب شد تا مقام معظم رهبری دریکی از کنگره هایی که به مناسبت بزرگداشتش برگزار شده بود، او را «کمال ما» خطاب کنند.