تشویق خانواده و اطرافیان و دیدن مداحان در هیئتهای مذهبی برای محمدمهدی جمالی تأثیرگذار بوده است. او میگوید: مادرم اشعار مذهبی را برایم میخواند. من هم با چندبار تکرار آنها را پیش دوستان و اقوام از بَر میخواندم.
محله گوهرشاد دو باغ بزرگ داشت که به باغهای آقای مولایی معروف بودند. گوهرشاد نامی قدیمیای است که پیش از انقلاب به خیابان آبکوه فعلی تعلق داشت، اما بهتازگی محدوده خیابانهای قاضیطباطبایی، شهید اسفندیانی و بخش انتهایی آبکوه را بهنام محله گوهرشاد نامگذاری کردهاند. بخش بزرگی از زمینهای این محله متعلق به آستانه است.
محمدتقی عرفانیان که سابقه ۲۰ ماهه حضور در جبهه را به عنوان پردهنویس دارد، بعد از چاپ یک آگهی در روزنامه، با تیتر «پارچهنویسی رایگان» کار خود را در مسجد المنتظر (عج) شروع کرده است.
آقامسعود در یکسالی که در جماران محافظ بوده است، آدمهایی را از نزدیک ملاقات کرده است که از جذبه معنویت امام (ره) کم مانده بوده قالب تهی کنند.
به گفته ساکنان قدیمی، این کوچه اوایل دهه۶۰ خاکی بود و آبادانی نداشت. بهمرور فعالیت مراکز آموزشی و اداری در این کوچه، آن را به یکی از معابر شلوغ و پرتردد شهر تبدیل کرد.
اصغر شیردوست، بعد از سربازی و تجربه کارهای مختلف، بالاخره شغل باب دلش را پیدا کرد.
عصمت شیخ مؤمنی در جوانی زرقوبرق زندگی اشرافیاش را کنار میگذارد و با احداث مؤسسه خیریه ریحانه النبی (س) در خیابان کلاهدوز تلاش میکند دستگیر درماندگان زیادی باشد.
دورهای مجبور شدیم نام پیتزافروشیمان را بگذاریم «نان و پنیر». حتی یادم است یکی از دوستان پدرم، بهدلیل فشارها نام مغازهاش را گذاشته بود: «اسمش را نپرس»!






