حمیدرضا کامل عباسی یکی از پسربچههای دهه شصتی است که فوتبال را از زمینهای خاکی شروع کرد، اما جنس استعداد او با بقیه همبازیهایش تفاوت داشت. حمیدرضا بیشتر از اینکه نقش یک فوتبالیست ماهر و حرفهای را در زمین داشته باشد، به عنوان یک ناظر، هماهنگکننده و مربی در بازیهای فوتبال محله ظاهر شده و شاید به همین دلیل است که در دوران نوجوانی تیمی را از بچههای فوتبالیست پایینشهر به نام «تیم فوتبال سینا» تشکیل داده و در مسابقات محلات مشهد شرکت میکند. او درحال حاضر مدرک مربیگری (A) آسیا را دارد و بازیکن هایی مستعد فراوانی چون عرفان مرادیان، ارسلان فریدون، امیر مرادی، سجاد رفعتی، امیر سرشار و آرش همایونی را به تیم های پایتخت و ملی معرفی کردهاست.
سعید ادهمدوست در یکی از رفتوآمدها به مدارس روستاهای تبادکان با معلم ریاضی جدید مدرسه یکی از مدارس به نام خانم منیره قاسمنیان آشنا شده و به قول قدیمیها با یک نگاه عاشقش میشود. این دو در سال 1384 ازدواج کرده و همراه هم در مدارس روستاهایی همچون خور، بلغور، کشف و... تدریس میکنند.
شاگرد اول مدرسه بود و حس کنجکاوی و ذهن خلاقش تنها با درس خواندن اشباع نمیشد؛ بنابراین اولین قدم را برای کارهای فرهنگی برداشت. عضو هلال احمر و بسیج مدرسه شد و در ادامه راهاندازی کتابخانه را به عهده گرفت. اکنون سالها از آنزمان میگذرد و محدثه رشید در بیستوهفتسالگی دختری است که علاوهبر دریافت جوایز در جشنوارههای مختلف دانشآموزی همچون ورزشی و قرآنی توانسته است در حوزه اشتغالآفرینی، آموزشی و پرورشی نیز گام بردارد و عضو فعال و پویای خانواده خود باشد. با این بانوی بسیجی که ساکن محله پروین اعتصامی است به مناسبت روز دختر همکلام شدیم.
مدرسه حاج حسین آصفیفر در انتهاییترین نقطه خیابان پورسینا در محلهای به همین نام قرار گرفته است؛ تنها فضای فرهنگی و آموزشی این محدوده که در سال1391 برای پسربچههای پایه اول تا ششم ساخته شده است. مدرسهای که در میانه این آشوب بنا شده است. گُلی در میان لجنزار این بیابان! این همان نامی است که اهالی برای تنها مدرسه محله گذاشتهاند. خانه کوچکی که به خانه امید بچهها تبدیل شده است. پشت این دیوارها پسربچههای کوچک با استعداد ی را میبینم که از مرگ و گندیدگی اطرافشان گریختهاند تا میان این دیوارها پناه بگیرند و کمی زندگی کنند.
با زیرساختهایی که در سالهای اخیر در این محدوده ایجاد شده است، مانند چندین سالن ورزشی و زمین چمن مصنوعی، شرایط تا اندازهای بهبود پیدا کرده و باعث شده است حسین بازکی، بازیکن باتجربه شهر، به فکر تأسیس باشگاهی بیفتد تا افراد با استعداد این منطقه و شهر را به صورت حرفهای در مستطیل سبز آموزش و تمرین دهد. سال 97 دهها نفر در باشگاه او ثبتنام و تمرینات خود را زیر نظر کادر فنی آغاز کردند. برای شیفتگان توپ و فوتبال تنها چند ماه لازم بود تا استعداد خود را به رخ حریفان بکشند به طوری که پس از مدتی کوتاه، دو تیم نونهالان و نوجوانان میثم در مسابقات جام محلات شهرداری مشهد صاحب مقام سوم و عنوان دوم شدند.
«یاسین چاملی» متولد سال ۸۰ و «محمد راحیان» متولد سال ۷۹ همان دو جوانی بودند که ایده اپ (ماهیگیر) آنها توجه داورها را جلب کرده بود. ایدهای برای توزیع گسترده ماهی جنوب از شهرک به شهر! البته آنها تجربیات زیادی از این دست در کارنامه خود دارند و با همین سن و سال دست به فعالیتهای زیادی زدهاند. از ساخت برنامهای برای توزیع نان در شهرک بگیرید تا طراحی سایت، اپ و... . آنها پیش از این وقتی در شهرک و در مسجد محله با هم آشنا میشوند و دوستی آنها شکل میگیرد. با مهارتهای یکدیگر آشنا میشوند و از علایق مشترکشان صحبت میکنند و درنهایت تصمیم میگیرند با یکی از دیگر دوستان یاسین یک تیم سه نفره استارتاپی را تشکیل بدهند.
کیارش از دوسالگی خواندن ساعت را بهطور کامل یادگرفت، از سه سالگی اعداد را میدانست و می توانست چهار عمل اصلی ریاضی یعنی ضرب و جمع و تفریق و تقسیم را انجام دهد و در چهارسالگی هم با علاقه خودش، جدول ضرب را بهطور کامل یاد گرفت. همه اینها باعث شد تا او در کلاس اول ابتدایی به اندازه یک دانشآموز کلاس چهارمی ریاضی بداند.