کار در حرم از همه جا بهتر بود؛ هم هر روز زیارت میکردی و هم محیطی دلباز بود که زوار امامرضا(ع) را در آن میدیدی! زائران میآمدند و از معرقکاشی میپرسیدند و مرا هم تشویق میکردند.
عمده کارمان سفارشاتی است که از بازار رضا قبول میکنیم. مثلا یک نمونه به ما میدهند و از روی آن صد تا سفارش میدهند. ما از مرحله ساخت انگشتر تا قلمزنی را در همین کارگاه انجام داده و فقط قالب انگشتر را برای ریختهگری بیرون میدهیم.
بعد از یک ماه کار گروهی، قالی تمام میشود. اگرچه که این کار طاقتفرسا سختیهای زیادی دارد اما قصه شروع و اوج و پایان این قالی مثل هر قصه جذابی، آنها را تا پایان کار پای خود نگه میدارد
«فهمیه صوفی» ساکن محله مهرآباد ۱۱ سال است که سوزن و قلاب از دستش نیفتاده تا هر هنری را که به این دو مربوط میشود، بیاموزد و به دیگران نیز آموزش دهد.
زهرا خانم از رنگهای شاد در بافتن فرت استفاده میکند. او میگوید: از رنگهای شاد استفاده میکنیم تا افرادي كه روی آنها پا میگذارند، زندگي شادي داشته باشد.
یکی از بازماندگان بنام نقاشی قهوهخانهای کشور، استاد منصور وفایی، معتقد است تنها کسی که در حال حاضر میتواند نقاشی قهوهخانهای را به نسل بعد انتقال دهد، محمدرضا حمیدی است؛ برادر مرحوم استاد محمد حمیدی، نقاش معروف این سبک.
حاج عباس قویپیکر ۴۰سالی میشود که توی کوچه شهید قویپیکر جارو میبافد، همان کوچهای که به نام برادر شهیدش نام گذاشتهاند و روزگاری قطب جاروبافی مشهد بود و امروز باقیمانده نسل قدیم هنوز چراغش را روشن نگه داشتهاند.
علیرضا پوریانژاد، با تمرکز بر تولید صنایع چرمی با استفاده از ایدههای جدید تلاش دارد، هنر و محصولات مشهد را به دیگر شهرها معرفی کند.
رمضان معمّر و مجید سلطانی دو استاد سنگتراشی هستند که درمیان همکارانشان به «دوقلوهای سنگی» شناخته میشوند. معمٌر در کارنامهاش، ثبت جهانی دیزی سنگی را دارد و سلطانی هم سابقه صنعتگر نمونه استانشدن را.
این بانوی هنرمند میگوید: یکسالونیم فکر میکردم که این هنر را چطور به مشتریهای شهرنشین عرضه کنم تا اینکه ایده ساخت کیفهای ترکیبی، متشکل از هنر چرمدوزی و حصیربافی به ذهنم رسید.
برادران پایکار تنها پرچمدوزان خیابان میثم هستند که زیبایی هنرشان با آمدن محرم، رنگ و رونقی دوچندان میگیرد. این حرفه در اوایل شکلگیری تناسب عجیبی با گلابتوندوزی داشته است.
سیدمحمدرضا قاسمی میگوید: خوشنویسی در خانواده مادریام، ارثی است و استاد سیدغلامرضا موسویخطاط، از پیشکسوتان خوشنویسی ایران و از بنیانگذاران انجمن خوشنویسی خراسان، دایی مادرم است.
مبین مستمری میگوید: در استان خراسان اگر خوشبینانه هم که حساب کنیم قالبکارها به ۱۰ نفر نمیرسند. از ۱۰ شاگردی هم که در این کار داشتم تنها یک نفرشان ادامه داد و کارگاهش را بنا کرد.
موسی دستوری از نمدمالهای معروف خیابان سرخس است. او میگوید: بیشتر شهرنشینها تفاوت میان قالی، قالیچه و نمد را نمیدانند و حتی بهاشتباه اصطلاح نمدبافی را بهجای نمدمالی به کار میبرند.
فریبا سعیدی بانوی هنرمند منطقه ۱۰ است که راه و مسیر اشتغالش را با شمعسازی روشن کرده است. او میخواهد یک کارگاه کوچک برای زنان سرپرست خانوار راه بیندازد.
هنر حسین اصغری «حجاری سنتی» است. او سنگ مرمر و سیاه و زرد و سبز و... را به کاسه و بشقاب و دیگ(هرکاره) و سماور و سرمهدان و کشکول و جز اینها تبدیل میکند.
بازارچه هنرهای دستی خانمها و و نوجوانان در مسجد الغدیر، مشتریان خود را پیدا کرده است.
مرضیه تجویدی، کارآفرین جوان میگوید: یکی از دوستان خانوادگیمان کارگاه چوب داشت. با دیدن کارهای هنری آنها به این فکر افتادم کار چوب را با پوشاک زنانه تلفیق کنم.
مهدی قربانزاده جوانی است که عاشق کار سنگ تراشی و قلمزنی روی سنگ است. او این روزها آرزوی شیرینی را در سر میپروراند و آن هم ثبت رکورد ساخت بزرگترین زنجیرِ سنگیِ یکتکه جهان است.
علی فیضیزاده، چهلویکساله است که نیمی از سالهای عمرش را در تراشیدن دیگهای سنگی یا همان «هرکاره» معروف مشهدیها صرف کرده است؛ کاری که بهگفته خودش، دیگر مثل گذشته رونق ندارد.