«سروستان» یکی از گروههای سرود موفق کشوری است که بچه محلهای ما آن را در دبیرستان آیتالله کاشانی طلاب در سال۷۶ تاسیس کردند. آنها در ۱۵سال فعالیتش توانستهاند ۱۹عنوان برگزیده کشوری را کسب کنند.
سمانه شعرباف میگوید: پدرم که معلم بود، وصیت کرده بود «خانهمان؛ آموزشوپرورش ناحیه۵ را ترک نکن». پس از یک عمر سابقه تدریس در مدارس غیردولتی در آزمون استخدامی آموزشوپرورش پذیرفته شدم و اتفاقا ابلاغ محل خدمتم در یکی از مدارس ناحیه۵ خورد!
محمدجواد دهقانیفیروزآبادی میگوید: آقای غلامی با کلی خاطرات خوبی که برای ما بهجا گذاشت، سال سوم از مدرسه رفت. او اولین معلم زندگیام بود که هیچ وقت فراموشش نمیکنم و خیلی دلم میخواهد باز هم ببینمش.
تا پنجاهسال پیش، کوچه احد در فداییان اسلام۲۹ پر از زمینهای کشاورزی و گندمزار بود. در دهه۷۰ این کوچه به نام «احد» پلاکگذاری شد و تا پیش از آن، به «آخرین کوچه نخریسی» شهرت داشت.
نتیجه پیگیری دغدغهمندان محله تربیت، احداث دو مدرسه اردکانی و دبیرستان سفیدسنگی بود که در کمتر از دوسال بههمت ساکنان و دو خیّر مدرسهساز به نامهای حاجمحمود اردکانی و حاجعلی دهقانی سفیدسنگی، بنا شد.
در ساختار مدارس نوین مشهد، سختگرفتن درحوزه مواد آموزشی یک رسم متداول بود؛ انگار میخواستند با چنین رویهای، توانمندی کادر آموزش مدرسه را به رخ والدین و البته رقبا بکشند.
خانم حسینی وقتی درباره لقمه خوراکی بچهها پرسوجو میکند، متوجه میشود لقمه یکی آنها بجای کره و مربا؛ روغن جامد و شربت سرماخوردگی است. همین اتفاق زمینه یک کار خوب را در مدرسه رقم میزند.
مدرسه صفاریان چند سال قبل تأسیس شد اما هیچ وقت به بهرهبرداری نرسید.دراین مدت بسیاری از تجهیزات و وسایل این مدرسه به سرقت رفته است و حالا اهالی محله کلاتهبرفی پای کار هستند تا مدرسه کامل شود.
محسن مُربّایان میگوید: یکی از تنقلات بوفه مدرسه، شیرینی قطاب بود که داخل هر کارتن صدتایی، یک قطاب جایزهدار بود که داخلش یک سکه یکریالی قرار داشت.درحال خوردن قطاب بودم که سفتی فلزی را زیر دندانم حس کردم که همان یک سکه یکریالی بود.
در نزاعی که میان یهودیان و غیریهودیان در روز عید قربان اتفاق افتاد، تعدادی یهودی به قتل رسیدند. بعد از این حادثه که به واقعه «الله داد» شهرت دارد، شماری از یهودیان مشهدی بهصورت صوری مسلمان شدند.
روزهای اول معلمی برای عادله مسافری پر از تجربههای نو بود؛ اما در میان همه خاطراتش یک ماجرا هیچگاه از یادش نمیرود؛ روزی که قرار بود نماز به جماعت برگزار شود، اما ورود موش به مدرسه همهچیز را تغییر داد.
ارمغان افروشه دوازده سال بیشتر ندارد، اما در همه دوران تحصیلش سالی نبوده است که افتخاری کسب نکرده باشد. پذیرش در تیزهوشان نیز از افتخارات این نوجوان موفق است.
قدمت خیابان ثامنالائمه۱۸ به بیشاز صدسال پیش برمیگردد. کارکنان ارتش اولین ساکنان این محله قدیمی هستند. پیشاز انقلاب اسلامی، این معبر به «شاپورکهنه» شهرت داشت.
سیدعلی سجادی یکبار پدر دانشآموزی که پیچگوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان میداد که در دعوا چاقو خورده است!
یسنا فیروزی از هشتسالگی، زمانیکه بیشتر همسنوسالانش سرگرم بازی و تفریح بودند، عاشق دنیای خبرنگاری شد و با تلاش و پیگیری توانست فعالیت خود را در خبرگزاری پانا آغاز کند.
کوچه شهید موسیپور یک حدود چهلسال پیش با نام «کوچه ژاندارمها» شناخته میشد. آن زمان، ژاندارمها در این محل زندگی میکردند. هنوز بسیاری از قدیمیها، این کوچه را با همان نام به خاطر دارند.
داستان از این قرار است که ابتدا یک مدرسه به نام بیبیسلطنت قفلی، مادر این خانواده و سپس مدرسهای به نام پدر یعنی عبدالحسین قفلی ساخته میشود و این آغاز زنجیرهای ۱۰۰مهرهای میشود به نیت ساخت ۱۰۰مدرسه در کل کشور.
مدرسه حاجحسنخان (بهزادیه) و باقریه که هردو اگر چه اکنون سالهاست که تخریب شده و به خاطرهها پیوستهاند، در زمان حیات، بخشی از میراث تاریخی این شهر بودهاند که ازقضا نامشان در فهرست آثارملی هم ثبت بود.
داستان احداث مدرسه از یک سفر شروع شد، سفر آیتالله امامیکاشانی، تولیت مدارس شهیدمطهری در کشور، به مشهد. این مدرسه قرار است «اندیشیدن را یاد بدهید، نه اندیشهها را.»
هنرستان بصیرت در محله پایینخیابان، در اقدامی خلاقانه دوره کارآموزی دانشآموزان را در خود مدرسه برگزار میکند.