بعد از انقلاب به مرور ساختوساز در کوچه برادران شهید صفدرینژاد۲۰ زیاد شد. این کوچه اکنون با داشتن بوستان، زمین ورزشی و کتابخانه محل جمع شدن کودکان، جوانان و بزرگسالان محله شفاست.
منصوره شریفالحسینی یکی از بانوان موفق در حوزه آموزش میگوید: فاصله نسل ما با جوانان زیاد شده است. ما باید هدایتگر روند آموزشی باشیم نه آموزشدهنده. باید دانشآموزان را با تکنیکهای جدید آشنا کنیم.
احمد برادران افتخاری و حسین برادرش، دو دانشآموز و دو مهندس کوچک هستند که از پنج سال قبل، زمانی که رهبر در توصیههایشان به دانشآموزان گفتند که بروند و مهارتی یاد بگیرند، تصمیم گرفتند در یک دوره دستسازه علمیکاربردی شرکت کنند.
دکتر فاطمه هادوی بنیانگذار نخستین خانه حمایتی برای دانش آموزان کم توان ذهنی در ایران است. خودش میگوید خیلی تصادفی بود که سال۱۳۸۶ ساختمانی دوطبقه برای دختران کمتوان ذهنی قدبرافراشت.
زهرا ایوبی میگوید: ابزارهای کمکآموزشی بازار خیلی متناسب با نیاز بچههای استثنایی نیست. شاید اصلا نیازهایشان آنطور که باید بررسی نشده تا وسایل متناسب با شرایطشان ساخته شود.
این چهارمین مدرسهای است که علیاکبر حسنزادهاصفهانی بانی ساختش شده است. مادر تسنیم ذبیحی میگوید: همیشه آرزو داشتم که دخترم بتواند در زنگ تفریح و ورزش به حیاط مدرسه بیاید.
بالاخره سال ۱۴۰۰ به این آرزوی دیرینه جامه عمل پوشانده شد و پیشدبستانی طراوت سزاواررحمت تأسیس شد. این پیشدبستانی چهل دانشآموز نابینا و کمبینا دارد.
دبستان امیرشهید ولیالله فلاحی مدرسهای با ۱۰ کلاس و حیاطی کمتر از صدمتر است که ۳۵۰ دانشآموز در هر نوبت دارد. درحالیکه حدود ۲۵ نفر بیشتر نمیتوانند وارد حیاط مدرسه شوند.
این دانشآموز ۱۱ ساله که دچار آسیب مغزی شده، میگوید: هرزمان فوتبال از تلویزیون پخش میشد، گزارشگری میکردم و عین مجریها درباره بازیها صحبت میکردم. خانم مدیر پیشنهاد کرد خبرنگار مدرسه بشوم.
«کوکب پوررنجبر» مترجم کتاب مفاتیحالجنان و مؤلف مجموعه مشهور «خودآموز و روش تدریس قرآن مجید» و بنیانگذار یکی از نخستین مدارس دخترانه در مشهد است.
مدرسه صیاد شیرازی بزرگترین مدرسه معلولان جسمی و حرکتی مشهد است که ساخت آن به کمک خیران انجام شده و از سال ۸۷ با تکمیل ساختمانش، بچههای معلول به محله سیدرضی منتقل شدند.
مرکزآموزشی امام علی(ع) از سال ۸۸ بهعنوان تنها مدرسه ابتدایی دانشآموزان پسر دایر است. ۹۰دانشآموز دارد که شامل دانشآموزان نابینا، کمبینا و دومعلولیتی کمبینا یا نابینا با کمتوان ذهنی میشوند.
علی زندشانقی اولینبار بهعنوان تکنسین تأسیسات به این محله آمد و تحتتأثیر آبوهوای خوب و جنگل زیبایی که نزدیک محله بود، قرار گرفت به همین خاطر بعداز ازدواجش در سال ۵۴ ساکن این کوچه شد.
علی غیاثی میگوید: دغدغه ما در کتابخانه مردمی امیرحسین فردی این است که به مردم نقشهای واقعی بدهیم و با کمک آنها بتوانیم فعالیت فرهنگیاجتماعی را در محله، پیش ببریم.
حمیدرضا داوودینژاد میگوید: پویش واقفین سبزاندیش طرحی است که در آن اولیا همراه مدرسه شدند و با خرید یک یا چند متر از چمن مصنوعی، در بازسازی حیاط به مدرسه کمک کردند.
این دانشآموز ۱۶ ساله میگوید: از سه سال قبل، اول برای کمک به همکلاسیها و بچههای پایه پایینتر در مدرسه برای آنها وقت میگذاشتم. بهمروز زمان، هم بر مطالب مسلطتر شدم و هم تقاضاهایی برای آموزش داشتم.
ویدا اورلی، مدیر هنرستان عترت تعریف میکند: یک روز برفی پیشنهاد کردم بچهها باتوجهبه رشتههایی که در آن تحصیل میکنند، مثل تربیت کودک، گرافیک و معماری به سلیقه خود یک آدمبرفی درست کنند.
دختران دبستان شهیدرحمانیپور چندروزی است صحن حیاط مدرسه را رنگارنگ میبینند که پر است از بازیهای گروهی و فکری و خلاقانه، مارپله اخلاقی، جمعوتفریق و بازی تمرکز که به کمک مادرانشان طراحی شده است.
سال۹۰ پدر فرحناز خانم تصمیم میگیرد خانهشان را بهخاطر همسرش به مدرسه تبدیل کند. خانم پولادی میگوید: پدرم از من خواست در این مدرسه از دانشآموزان مستعد و بیبضاعت پول نگیریم.
این معلم مسوولیتپذیر میگوید: به هر شکلی که بود و با تمام دردی که داشتم، برنامه صبحگاه و جشن آغاز سال تحصیلی را برای بچهها اجرا کردم. دلم نمیخواست آن بچههای معصوم متوجه درد من شوند.