صنعت و وسایل صنعتی همیشه برایش جذاب بوده است، البته مشغول بودن پدر به شغل تراشکاری نیز در این علاقه بیتأثیر نبوده است. همین علاقه وافر سبب شد که پوریا محمدی رشته تأسیسات حرارتی و برودتی را انتخاب کند و مشغول به تحصیل شود. او با خلاقیت و پشتکاری که از خود نشان داد، توانست رتبه دوم مسابقات طراحی سامانههای گرمایشی و برودتی دانشآموزان هنرستانهای استان خراسانرضوی را بهدست آورد. پوریا همچنین بهعنوان یکی از 4دانشآموز برتر خراسانرضوی در بخش نظری مسابقات سامانههای حرارتی و برودتی کشوری شرکت کرد و رتبه اول را از آنِ خود کرد.
یکی از پاکبانان زحمتکش شهرداری منطقه12 حسن یعقوبی رسولی گلاری است، او سه فرزند معلول دارد، خانهاش نیمهساز است و کلی خرج و مخارج گوناگون دارد اما دم برنمیآورد و صبح تا شب کوچه و پس کوچههای بولوار شاهنامه را نظافت میکند.
حسن آقا تا کنون دوبار کیف پول پیدا کردهاست، اما هردوبار چشمش را به روی مشکلات میبندد و کیفها را به صاحبش برمیگرداند حتی اگر درون کیف سه میلیارد تومان پول باشد و صاحب کیف درقبال این پاکدستی به او 50هزار تومان مژدگانی بدهد!
در محله الهیه پاکبانی زندگی و کار میکند که از هر انگشتش یک هنر میریزد، علاوهبر پاکبانی که وظیفه روزانه و حرفهای اوست، خطاطی، شمارهگذاری روی باکسهای زباله، تابلونویسی و دیوارنویسی میکند. بسیاری از دیوارنگاریهای منطقه 12 نیز از آثار هنرمندانه این پاکبان است. علاوهبر این ذات هنرمندانه، حسین غلامی مربی، داور و استاد حرفهای ورزشهای رزمی بهویژه کاراته بوده و باشگاهش در بولوار توس قهرمانان زیادی را پرورش داده است.
حجت کرامتی سال۱۳۶۹ در محله فردوسی بهدنیا میآید. او که برادر کوچکتر مهدی (عضو سابق تیم ملی جودو ایران) است بر اثر یک اتفاق و شوخی برادرانه به دنیای ورزش حرفهای گام نهاد. حجت میگوید: یک روز من، پدر و برادرم در حال دیوارچینی بودیم. پدرم بنّا بود و برادرم آجر میداد و بقیه کارها را من انجام میدادم. من نوجوانی دهساله بودم و توان و جثه کاری به آن سنگینی را نداشتم؛ به همین دلیل گاهیوقتها کارم عقب میافتاد. برادرم با فریاد میگفت: «یره زودباش ملات بیار، حتما باید یک فن جودو روت اجرا کنم؟» مهدی چند دفعه این تذکر را داد و من باز هم عقب میماندم. در همین لحظه او با یک تکنیک جودو به سمتم آمد. من هم سعی کردم در مقابلش گارد بگیرم، اما تأثیری نداشت. همین شوخی برادرانه باعث شد تا حسابی به من بربخورد و سعی کنم که ورزشکار شوم.
در سال97 بعد از کسب رتبه اول نقاشی دانشآموزی استان، مجوز حضور در مسابقات کشوری نقاشی را به دست آوردم، این مسابقات در شهر قم و با حضور نمایندگان برتر تمامی استانها برگزار میشد. موضوع نقاشی، چهره زنی با لباس سنتی و محلی بود، قرار شد همه شرکتکنندگان در این مسابقه چهره زنی را در لباس محلی منطقه خود نقاشیکرده و برای مسئولان مسابقه بفرستند، من نیز با یک ایده خلاقانه و جدید، به جای استفاده از چهرههای خیالی و مجازی، چهره خودم را با لباسهای محلی قوم کرد نقاشی کردم و رتبه دوم مسابقات را به دست آوردم.
مهلا نظامطلا دانش آموز رشته هنرهای تجسمی هنرستان یحیی بن زید(ع) در منطقه تبادکان است. او که رتبه سوم مسابقات کشوری نقاشی را از آن خود کردهاست، درباره بهترین نقاشی خود در طول این سالها میگوید:«سال گذشته که خبر برپایی نمایشگاه صنایع دستی و فروش تابلوهای نقاشی و صنایع دستی برای کمک به معلولان آسایشگاه شهید فیاضبخش را شنیدم، تابلویی را نقاشیکردم و در اختیار مسئولان نمایشگاه قرار دادم تا این تابلو را فروخته و پول آن را صرف عزیزان فیاضبخش کنند، این بهترین اثر هنری عمرم بود».
«بیبیصد ده مرده»، 47ساله است 7 فرزند دارد او در دوران کودکی به دلیل مشکلات اقتصادی و خانوادگی موفق به یادگیری خواندن و نوشتن نشده است. بعد از ازدواج و تولد فرزندانش هم دیگر فرصت سرخارندن نداشته است. او میگوید: دو سال قبل معلمان مرکز برای ثبتنام به در منزل ما آمدند و از من خواستند که در کلاسهای سوادآموزی ثبتنام کنم، اما من با این بهانه که سن و سالم بالا رفته است و ذهن و عقل آموختن سواد را ندارم، ثبتنام نکردم. چند روز بعد خانم معلم جوانی دوباره برای ثبتنام آمد، من هم حقیقت ماجرا و ترس از اینکه نتوانم سواد بیاموزم را بیان کردم. او با بیان این نکته که هیچ وقت برای آموزش و یادگیری سواد دیر نیست، من را به کسب علم و دانش امیدوار کرد.
بی بی صد ده مرده به همراه 40 سوادآموز دیگر شاگر مرکز یادگیری و سوادآموزی «فردوسی» در خیابان شاهنامه 24 هستند، مرکزی که 4 سال از آغاز به کار آن میگذرد اما همچنان با مشکلات زیرساختی فراوانی روبهرو است.