مسجد - صفحه 40

من معتقدم چراغ مسجد نباید خاموش بماند. به همین دلیل اگر کسی باشد یا نباشد، هر روز ظهر و مغرب در مسجد را باز می‌کنم، چراغ‌ها را روشن می‌کنم و از بلندگو اذان پخش می‌کنم تا مسجد سوت‌وکور نماند.
به مردم که اعتماد کنیم، همه چیز درست می شود. حاج آقا علیرضا نظری این را می گوید و از این جریان تجربه های شیرینی به خاطر دارد. تعریف می کند: فرصت خوبی بود که هرکس خودش را محک بزند. مردم اینجا شاید سرمایه دار و پول دار نباشند اما تا دلتان بخواهد مرام دارند. موردی داشتیم یک از اهالی ارثیه ده میلیونی ای را که به او رسیده بود بخشید یا دانش آموزی همه پول توجیبی اش را که داخل قلک جمع کرده بود برای ساخت مسجد اهدا کرد. یکی هم پول درها و پنجره ها را داد. مرحوم محمدعلی نوروززاده خانه اش را وقف کرده بود که از محل فروش آن بخشی از هزینه ها جفت و جور شد.
خیابان حجاب25 که مزین به نام شهید علیرضا شریفی است، در محدوده محله استادیوسفی قرار دارد. این معبر تا سال 1365 جزو بافت شهری نبوده و پس از آن به‌تدریج وارد محدوده شهر شده است. در این خیابان چهار کاربری مذهبی، فرهنگی، آموزشی، فضای سبز و تجاری قرار دارد اما کاربری شاخص این معبر به مسجدالمنتظر(عج) اختصاص دارد که باعث گسترش فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی در این خیابان شده است.
کوچه شهید مولایی در خیابان مجد28 حدود 50سال قبل به کوچه‌باغ‌های سیدی معروف بوده است.‌ زمین‌های باغی که ظاهرا ‌متعلق به‌ شخصی به نام سیدی بود علت این نام‌گذاری است. این کوچه را سراسر باغ‌های انگوری، سیب و هلو تشکیل می‌داد. «باغ‌های غلامحسین‌احمد»، «حاج ممدقندی» و «دکتر ثقه‌‌الاسلام» از این جمله بود. این کوچه را به نام این باغ‌ها هم می‌شناختند.
از زمانی که حاج‌رجب بهادر، فرد متمول پایین‌خیابان و معتمد دربار قاجار، بخش زیادی از زمین‌هایش را وقف کرد، نزدیک 130سال می‌گذرد. او که در میان مردم «خیر» شناخته می‌شد، صاحب کاروان‌سرایی در کوچه‌ای به‌نام خودش(شهیدسالاری‌مقدم12 کنونی) بود و طبق وصیتش پس از فوت به تکیه حاج‌رجب تبدیل شد و با 101سال قدمت همچنان فعال است.
خیابان حبیب‌بن‌مظاهر به گفته قدیمی‌های محله چند نام عوض کرده است: بیست‌متری امام‌خمینی(ره) و مسلم 15 حالا هم محل فروش کلی خواربار و اقلامی است که از روستاهای اطراف به‌ویژه کلات می‌آید. به همین علت، تعداد روستایی‌ها که حالا ساکن این معبر شده‌اند زیاد است. قیمت مناسب اجناس خیلی از مغازه‌داران محدوده‌های دیگر را ترغیب می‌کند از این خیابان خرید کنند و اول معبر، کلی راننده نیسان برای حمل اجناس صف بسته‌اند.
در خیابان شاهنامه31، همان‌جا که تابلو حاجی‌آباد هم دیده می‌شود، از کنار درخت‌های توت چندصدساله که می‌گذریم، وارد محدوده‌ای می‌شویم که چند سالی می‌شود از حوزه روستا به حوزه شهری وارد شده است، اما هنوز می‌توان حال‌وهوای روستا را در آن دید. این درخت‌ها در ابتدای مسیر به هر عابر و سواره‌ای از قدمت این روستا می‌گویند و نشان می‌دهند که در گذر تاریخ چه مکان آبادی در اینجا بوده است.
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمی‌دانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفته‌ایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما می‌دانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی می‌کنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام می‌دهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان می‌رود، من هم همراهش می‌شوم و کمکش می‌کنم. این را رضا زراعتی می‌گوید.
«جنت» یکی از پیاده‌راه‌های باقی مانده از مشهد قدیم است که در دل یک بافت تاریخی شکل گرفته است. بیشتر مردم خاطرات بسیاری از بازار پررونق آن دارند. این پیاده‌راه تاریخی با وجود خانه‌های قدیمی و فرهنگ‌سرای بهشت به‌عنوان یکی از خیابان‌های هویتی محسوب می‌شود که گوشه‌ای از تاریخ شهرمان را به نمایش گذاشته است.
زمین‌های خاکی، مستطیل بی‌تورِ دروازه‌ای چوبی، پاهای برهنه و تَف آفتابی که مثل تیزی تیغی، روی شن‌ریزه‌های کوی و برزن مشهدِ قدیم پهن می‌شده، حالا تاریخ ارزشمند ورزشی است.
روح‌الله علوی‌منش درباره تأسیس این مرکز توضیح می‌دهد: نیازمندان زیادی به ما مراجعه می‌کردند و مشکلاتشان را می‌گفتند؛ مشکلاتی مثل اجاره‌خانه عقب‌‌افتاده، هزینه دارو و درمان و درخواست اشتغال. همه این‌ها باعث شد به فکر بیفتیم که کمک‌ها را با مجوز رسمی‌ سامان‌دهی کنیم. مرکز نیکوکاری از سال قبل آغاز به کار کرد. هدف ما این است که نیازمندی در محله نداشته باشیم. مرکز نیکوکاری زیرنظر کمیته امداد امام‌خمینی(ره) است. 250خانواده زیرپوشش این مرکز هستند و علاوه‌بر این 100پرونده هم مستقیم زیرپوشش مرکز خیریه خودمان است.
سال 93 بود که دانش‌آموزان نوجوان محله تلگرد که هرکدام از یک مدرسه بودند تصمیم گرفتند یک گروه هنری در رشته تئاتر و سرود تشکیل بدهند به نام مهدخت، گروهی که ابتدا می‌خواست در برخی از مناسبت‌های ملی و مذهبی در مسجد و پایگاه نمایش اجرا کند اما خیلی زود با همت همه اعضا و البته حمایت پایگاه بسیج ام‌ابیها (س)و مسجد امام رضا(ع) در این محله توانست به پیشرفت چشمگیری دست پیدا کند تا آنجا که در اولین دوره از جشنواره «شبیه یاس» به مقام دوم رسید. پس از آن نیز هردوره به عنوان گروه اول در بخش سرود معرفی شد.
غلامحسین رجب‌زاده که به اعتبار شناسنامه‌اش متولد سال1314 و تاریخی زنده‌ است، برایمان از روزهایی که گذرانده است و دیروزِ کوچه‌ معروف دریادل با نام مهدیه می‌گوید که تا پیش از آمدن او به‌جای ردونشان خانه و خیابان و اهالی فقط زمین‌های بایر و کشاورزی پیدا بود.
کوچه لادن7 بخشی از محله اقبال است. در سیر تاریخی شهر مشهد این معبر تا سال1365 جزو محدوده شهری محسوب نمی‌شد و بنیان آن از اواخر دهه60 بنا شده‌ است. این معبر با داشتن کاربری‌های مذهبی، فضای سبز و تجاری، پای اهالی را به این محدوده باز کرده و برای مرکز محله‌بودن بافتی مستعد است. کوچه لادن7 از بولوار لادن آغاز می‌شود و به سبب معابر به‌هم‌پیوسته تا محله اقبال امتداد دارد.
مؤذنی، مکبری و قرائت قرآن فقط بخشی از فعالیت‌های امیر سیزده‌ساله است. نوجوان محله چهنو که علاقه‌اش به تلاوت قرآن از همان دوران کودکی نمایان می‌شود. پدر متوجه این علاقه می‌شود و او را با خودش در جلسات قرآن همراه می‌کند. استعداد امیراشکان میری در همین جلسات هفتگی و خانگی باعث می‌شود چند سال بعد در چهلمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز مقام اول را در سطح ناحیه5 کسب کند.
خیابان صاحب‌الزمان(عج) یا دانشگاه3بیش از یک دهه پیش معبر کم عرضی به نام «مشاق» بود به گفته کاسبان قدیمی، از میدان صاحب‌الزمان تا ابتدای این معبر فقط هشت مغازه بود. وقتی هوا تاریک می‌شد، مغازه‌دارها سر شب به خاطر نبود رفت‌وآمد و روشنایی کافی، کار و بارشان را تعطیل می‌کردند.
سمت‌وسوی فعالیت‌های مسجد قائم(عج) به تربیت نسلی غیور و آزاده معطوف است و هنوز هم ادامه دارد. این مسجد در سال 1336تأسیس شده است و کانون و پایگاه بسیجش طی سال‌های اخیر مقام‌های مهمی در سطح کشور به دست آورده‌ است. در حال حاضر نزدیک به 400کودک و نوجوان جذب برنامه‌های این مسجد شده‌اند. باشگاه ورزشی، کتابخانه، استودیوی چندرسانه‌‌ای، پایگاه بسیج خواهران و برادران از امکانات این مسجد است.
آن‌طور که آقای ایمانی، از قدیمی‌های کوچه، می‌گوید: بیش‌از صدسال قبل بیشتر ساکنان کوچه یزدی بودند. آن زمان چون این کوچه نسبت به کوچه‌های مجاورش آفتاب‌گیرتر بود، آن‌ها نام آفتاب را روی آن گذاشته بودند. البته این کوچه امروز به‌نام شهید محمدآبادی خوانده می‌شود.
خیابان توس70 از نظر وجود کاربری‌های اصلی همچون مذهبی، آموزشی، درمانی، فضای سبز و ورزشی در وضعیت مناسبی قرار دارد. وجود تمام کاربری‌های مورد نیاز شهروندان در این محدوده با عملکرد محلی، مجموعه‌ای سازگار را ایجاد کرده که به‌ویژه جوانان و دانش‌آموزان و کودکان را به خود جلب کرده و مرکز محله‌ای پویا و زنده را در تمام ساعات شبانه‌روز رقم زده است.
زمانی که ایده راه‌اندازی کارگاه سمنوپزی به ذهنش می‌رسد، هیچ سرمایه‌ای در بساط ندارد که بتواند مواد اولیه را تهیه کند، اما باز هم نمی‌گذارد ناهمواری‌های راه، او را از مسیر منحرف کند. یک‌میلیون تومان وام می‌گیرد و با همان مبلغ مقداری گندم، بادام و آرد گندم را تهیه می‌کند؛ «خیلی‌ها می‌گویند با دست خالی نمی‌شود کاری را شروع کرد، اما من این‌کار را انجام دادم. کارگاه کوچک سمنوپزی ما خیلی زود به درآمدزایی رسید و من مبلغی را که وام گرفته بودم، در اقساط پنجاه‌هزارتومانی برگرداندم.»