مسجد - صفحه 18

حامد طاهری‌فر می‌گوید: بافت محله کوشش تا دهه ۸۰ سنتی بود. خانه‌ها یک و نهایتا دو‌طبقه بودند. از آن دهه به بعد، پدرم خانه پدری‌اش را تبدیل به آپارتمان کرد و دیگر از آن خانه قدیمی خبری نیست.
علی‌آقا مهربان معینی ۷۵ سال از خدا عمر گرفته است. زندگی‌اش همیشه با کارکردن گره خورده است. از کار‌های سنگین روستا تا کارگری و بنّایی در شهر. خودش می‌گوید: «مرا از مدرسه گرفتند و به کشاورزی و دامپروری مشغول شدم.»
علی‌اکبر جغتایی معروف به عمو ژیانی مدتی است که دیگر درمیان اهالی محله بلال نیست. او در جواب کسانی که می‌گفتند چرا با ژیان کار می‌کنی، می‌گفت که «ژیان مرد است و سبک‌رو، هیچ‌جا آدم را جا نمی‌گذارد.»
مرتضی حدادیان می‌گوید: تصمیم گرفتیم هشتاد‌سخن از هشتاد‌شهید را انتخاب کنیم و در یک بسته قرار دهیم و در محافل توزیع کنیم تا هر فرد با برداشتن یک کارت به سخن شهید فکر کند.
علیرضا بسکابادی ۴۸سال پیش، وقتی کودک بود، همراه خانواده‌اش از روستا به شهر آمد و در خیابان شهید‌بسکابادی ساکن شد؛ همان‌جا ازدواج کرد، بچه‌هایش را بزرگ کرد و هنوز هم در همین خیابان زندگی می‌کند.
محسن‌ شیرازی می‌گوید: همه صدایش می‌کردند «بابا». خیر همه را می‌خواست و حواسش به همه بود. مسجد امام‌حسن مجتبی(ع) و گاراژ تعمیرات ماشین‌های سنگین یادگار حاج‌حسن است.
بازارچه‌ای هفتگی در طبقه زیرین مسجد امام‌خمینی (ره)، به محلی برای همدلی، کسب درآمد و اثبات توانمندی زنان محله تبدیل شده است.
منیره نصیری مربی رزمی‌کار با عشق به کودکان و نوجوانان، از سد نبود امکانات عبور کرده است. او می‌گوید: اول سعی می‌کنم مربی اخلاق بچه‌ها باشم، بعد مربی کاراته. همیشه به آنها یادآوری می‌کنم صبر و گذشت داشته باشند.
احسان گلی، نوجوان مسجدی اهل محله مهرآباد بین جمعیت زیاد نوجوانان برگزیده، منتخب شد و از طرف مسجد المهدی (عج) نشان دریافت کرد.
حلقه اصلی هیئت ۱۳۰نوجوان محله هستند که هر چهارشنبه در مسجد حوزه علمیه ثامن‌الحجج (ع) دور هم جمع می‌شوند؛ پای سخنرانی‌ها می‌نشینند، سینه می‌زنند و بعد هم در حلقه‌های معرفتی شرکت می‌کنند.
لیلا جعفرزاده می‌گوید: از هفته بسیج امسال با همراهی و موافقت امام جماعت مسجد الزهرا (س)، اینجا را برای خانم‌هایی راه انداختیم که دنبال یک راه درآمد بودند. بیشتر هدف ما خانم‌هایی بودند که خودسرپرست هستند.
تعریف می‌کند: وقتی به این محله آمدیم، هنوز شانزده‌سال داشتم. همراه هم‌سن‌وسالانم عضو بسیج مسجد شدیم. جلوی مسجد، سنگر درست کردیم شب تا صبح کشیک می‌دادیم.
بازارچه نوروزی مسجد امام‌حسن‌مجتبی (ع) یک تفاوت عمده با دیگر بازارچه‌ها دارد و آن این است که فروشندگان و خریداران آن از اهالی دوروبر و مسجد و محله نیروی‌هوایی هستند و نمازگزاران مشتری این بازارچه کوچک هستند.
آقاماشاالله تعریف می‌کند: تقریبا هر شب با پدر و مادرم به مسجد می‌رفتیم. همسایه‌ها هم می‌آمدند، انگار که یک خانواده بودیم. آن روزها، افطار فقط یک وعده غذایی نبود، یک رسم بود که همه را دور هم جمع می‌کرد.
در محله آقامصطفی خمینی، ماه رمضان فقط ماه روزه‌داری نیست؛ بلکه فرصتی است برای دور هم جمع‌شدن و همدلی. هر روز، زنان به مسجد امام‌حسن‌مجتبی (ع) می‌آیند تا بساط افطار را آماده کنند. 
در مجتمع دینی‌فرهنگی منتظرالمهدی (عج) مسجد، حسینیه، مدرسه علمیه، کتابخانه و بنیاد نیکوکاری فعالیت دارند، کلنگش سال ۷۲ بر زمین خورده و ۴ سال بعدش هم گشایش یافته است.
مرکز نیکوکاری شهدای مسجدالنبی (ص) محله احمدآباد مشهد با توزیع ۲۱۰ بسته معیشتی به خانوار‌های تحت پوشش کمک کرد.
قدیمی­‌ترین جلسه قرآن بانوان الهیه، ۱۳ سال است که همدلی در دل آپارتمان‌ها را جاری کرده است. این بانوان هر صبح‌ دوشنبه راهی این قرار هفتگی می‌شوند. جلسه‌ای که یکی از اهدافش، نزدیک‌شدن همسایه‌ها به هم است.
نام مسجد را به‌دلیل رویکرد‌های علمی، امام‌محمدباقر (ع) گذاشتند. بعد از مسجد گوهرشاد، این دومین مسجد جامع مشهد است. جامع‌بودن و داشتن حوزه علمیه، ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد مسجد امام‌محمدباقر (ع) است.
آشنایی همسایه‌های محله خلج رنگ دیگری دارد. صحبت از معرفی همسایه خوب که می‌شود، هر‌کدام، دیگری را معرفی می‌کند و معتقد است همسایه‌اش بهتر از خودش است.