مسجد امامحسین (ع) که حدود ۲ دهه یک چهاردیواری ساده بود با همراهی خیّر محلی، به شکل امروزی درآمد.
همسایهاند و هممسجدی و سالهاست یکدیگر را میشناسند. اگر قرار باشد رویدادی در محله رقم بخورد، در مسجد با یکدیگر دیدار میکنند. مسجد امام علیالنقی(ع) برایشان پایگاه اجتماعی محسوب میشود.
مجتمع فرهنگیدینی منتظرالمهدی (عج) با ۱۲۰۰ متر زیربنا سهطبقه دارد که طبقات اول و دوم، مسجد و حسینیه و محل برگزاری نماز است و در طبقه سوم هم مدرسه علمیه قرار دارد.
پایگاه بسیج شهید محقق را خیلیها میشناسند. مکان مقدسی که در زمان جنگ سپری در مقابل تهاجم دشمن بود و با آرام شدن اوضاع، تربیت نخبگان، قاریان و مسئولان در ردههای مختلف رسالت خود را ادامه داده است.
مسجد شجره محله چهنو نقش مهمی در ایجاد حرکت و جنبش مردم کوچه و بازار داشت. مسجدی که شورش ماموران را نیز کم به خود ندید.
یکی از گستردهترین طرحهای جهادی سلامت در محله شهیدقربانی اجرا شد. در این طرح، گروههای جهادی با استقرار سه یونیت دندانپزشکی و گردهمآوردن چند دندانپزشک و پزشک عمومی افرادکمبرخوردار را درمان کردند.
اوایل دهه۵۰ و در محلهای که روزگاری جز زمینهای کشاورزی چیزی نداشت، مسجدی سر برآورد که نه فقط مأمنی برای نمازگزاران بود که حدود یکدهه بعد تکیهگاهی برای جوانان رزمنده شد.
خیابان ابوطالب۵۷ درجریان توسعه و مسکونیشدن زمینهای کشاورزی، سیسال قبل و بعداز الحاق این محدوده به شهر کشیده شده است. این محدوده حدوده پنجاهسال پیش، جزوی از روستا یا مزرعه نخودک بوده است.
جمعی از جوانان جلسه فرهنگیمذهبی انصارالمهدی (عج) مسجد بلال در کنار چندی از پیشکسوتان مسجد برای ثبت خاطرات و مستندسازی سیره شهدای محله بلال اقدام کردهاند. این مسجد ۶۰ شهید گلگونکفن داشته است.
کوچه سرشور ۲۴ در طول تاریخ با اسامی مختلفی شناخته شده است، اما بین مردم هنوز به چهنو معروف است. برخی روایات، دلیل این نام را منبع آب آن دوران، یعنی حوض آبی میدانند که در میانههای کوچه قرار داشت.
حامد طاهریفر میگوید: بافت محله کوشش تا دهه ۸۰ سنتی بود. خانهها یک و نهایتا دوطبقه بودند. از آن دهه به بعد، پدرم خانه پدریاش را تبدیل به آپارتمان کرد و دیگر از آن خانه قدیمی خبری نیست.
علیآقا مهربان معینی ۷۵ سال از خدا عمر گرفته است. زندگیاش همیشه با کارکردن گره خورده است. از کارهای سنگین روستا تا کارگری و بنّایی در شهر. خودش میگوید: «مرا از مدرسه گرفتند و به کشاورزی و دامپروری مشغول شدم.»
علیاکبر جغتایی معروف به عمو ژیانی مدتی است که دیگر درمیان اهالی محله بلال نیست. او در جواب کسانی که میگفتند چرا با ژیان کار میکنی، میگفت که «ژیان مرد است و سبکرو، هیچجا آدم را جا نمیگذارد.»
مرتضی حدادیان میگوید: تصمیم گرفتیم هشتادسخن از هشتادشهید را انتخاب کنیم و در یک بسته قرار دهیم و در محافل توزیع کنیم تا هر فرد با برداشتن یک کارت به سخن شهید فکر کند.
علیرضا بسکابادی ۴۸سال پیش، وقتی کودک بود، همراه خانوادهاش از روستا به شهر آمد و در خیابان شهیدبسکابادی ساکن شد؛ همانجا ازدواج کرد، بچههایش را بزرگ کرد و هنوز هم در همین خیابان زندگی میکند.
محسن شیرازی میگوید: همه صدایش میکردند «بابا». خیر همه را میخواست و حواسش به همه بود. مسجد امامحسن مجتبی(ع) و گاراژ تعمیرات ماشینهای سنگین یادگار حاجحسن است.
بازارچهای هفتگی در طبقه زیرین مسجد امامخمینی (ره)، به محلی برای همدلی، کسب درآمد و اثبات توانمندی زنان محله تبدیل شده است.
منیره نصیری مربی رزمیکار با عشق به کودکان و نوجوانان، از سد نبود امکانات عبور کرده است. او میگوید: اول سعی میکنم مربی اخلاق بچهها باشم، بعد مربی کاراته. همیشه به آنها یادآوری میکنم صبر و گذشت داشته باشند.
احسان گلی، نوجوان مسجدی اهل محله مهرآباد بین جمعیت زیاد نوجوانان برگزیده، منتخب شد و از طرف مسجد المهدی (عج) نشان دریافت کرد.
حلقه اصلی هیئت ۱۳۰نوجوان محله هستند که هر چهارشنبه در مسجد حوزه علمیه ثامنالحجج (ع) دور هم جمع میشوند؛ پای سخنرانیها مینشینند، سینه میزنند و بعد هم در حلقههای معرفتی شرکت میکنند.