حدود بیستغرفه هرماه در زیرزمین حسینیه و خیریه دخت پیامبر (ص) برپا میشود؛ خانمهایی که با تکیه بر توانمندیهای خود، محصولاتی متنوع ازجمله پوشاک، زیورآلات و... را عرضه میکنند.
هیئت «رایهالعباس (ع)» زاده جلسات خانگی پنجشنبهشبها در محله صاحبالزمان (عج) بود که ازسوی رزمندگانی که دل درگرو اهلبیت (ع) داشتند، در دهه۶۰ شکل گرفت.
سال ۱۳۲۰ هیئتیها بهشکرانه سرنگونی حکومت دینستیز رضاشاه تصمیم گرفتند در همان محلی که خیمه هیئت برپا میشد، مسجدی تاسیس کنند و نام آن را گذاشتند «ابوالفضلی».
نخستینبار بیست تا سی کشاورز توس سفلا بودند که آستین بالا زدند و بیشاز یک قرن پیش در دل زمینهای کشاورزیشان مسجد کوچکی ساختند؛ مسجدی به نام صاحبالزمان (عج).
ساختمان مسجد که تا حدی قابل استفاده شد، هیئتامنا با اجرای برنامههای مختلف در جذب نوجوانان و جوانان گام مؤثری برداشت و در همین مدت کوتاه، پایگاه بسیج مسجد جزو پنج پایگاه برتر در سطح کشور قرارگرفت.
برنامههای فرهنگی متنوعی که خدیجه علیزاده و همراهانش باعث و بانی آن شدهاند، فضای محله کویسلمان را آنچنان گرم کرده است که قلب تکتک همسایهها برای هم میتپد و روزی نیست که از حال هم باخبر نباشند.
یکی از کارهای مؤثر همسایهها در کوچه مطهریجنوبی ۱۸، ایجاد مؤسسه خیریه یاوران جوادالائمه (ع) در محله است و از آن به بعد، کمکهای همسایهها به افراد نیازمند حاشیه هدف دار شده است.
آبادی این کوچه به سالهای میانی دهه ۸۰ باز میگردد؛ زمانیکه علاوه بر ساخت مسجد فاطمه الزهرا (س)، دبستان پسرانه امام هادی (ع) برای رفع نیازهای آموزشی این محدوده، به بهرهبرداری رسید.
بعد از پایه گذاری مسجد حجتی توسط بانیان اولیه در دهه ۲۰، فرزندانشان هم پای کار آمدند و در سالهای بعد با خرید زمینهای اطراف، مسجد را بزرگتر کردند و همه هزینه هایش را خودشان تقبل کردند.
محمود جنگی میگوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمیدانستند چه کنند و برای اینکه به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
فاطمه ناجی سالهاست در هر برنامهای برای مسجد صاحبالزمان (عج) آشپزی میکند و حالا هر شب برای بسیجیهایی که در ایست بازرسی محله بالاخیابان فعالند، غذاهای متنوع درست میکند.
حمید فخرایی تعریف میکند: باغ یکقِرانی روبهروی خانهمان بود. در گذشته، هرکس میخواست از آب یا فضایش استفاده کند، باید یکقِران پول میپرداخت. با بچههای محله هرروز عصر مقابل همین باغ، بساط فوتبالبازی ما به راه بود.
باب آشنایی این همسایهها در مسجد چهاردهمعصوم (ع) فراهم شده است. یکی آشپزی مراسم و دیگری آوردن وسایل را برعهده دارد. یکی هم پابهپای دیگران در برنامهها حضور دارد و به این ترتیب حلقه همدلی پابرجاست.
بانی مسجد حسینبنعلی (ع) میگوید: ساخت مسجد از آغاز انقلاب رقم خورد، اما سال ۵۸ تابلوی تاسیس آن بهطور رسمی نصب شد. آن روزها ما تازه به طبرسیشمالی ۳۰ آمده بودیم و در این محدوده مسجدی نبود.
حوالی دوره استبداد رضاخانی و ممنوعیتهای مراسم عزاداری ماههای محرم و صفر بود که یدالله و امانالله از روستای «کیوی» استان آذربایجانشرقی به مشهدالرضا(ع) آمدند و هیئت قمربنی هاشم(ع) را تشکیل دادند.
پانزدهسال از شروع فعالیت هیئت خیمهالحسین(ع) میگذرد. رضا ربانی میگوید: بسیجیهای قدیم مسجد امامحسین (ع) درکنار تیم فوتبال یک خیمه برپا کردیم و این راه را ادامه دادیم.
در مسجد امامحسنمجتبی(ع) همان همدلی ایام دفاعمقدس حس میشود. بوی آبگوشت همهجا را پر کرده است. تهیه شام هر شب برای حدود هفتادنفر از حافظان امنیت محله تبدیل به سنت این روزها شده است.
محله امیریه که شامل بخش ابتدایی بولوار امیریه میشود، نسبت به محله صادقیه که بخش انتهایی بولوار امیریه را در برمیگیرد، دیرتر پاگرفت و هنوز هم درصد کمتری از این محله مسکونی شده است.
مسجد امیرالمؤمنین (ع) در خیابان مسلم شمالی، مسجدی ساده، اما زنده است که این روزها با حضور پرشور و نشاط نونهالان، نوجوانان و جوانان به مسجد حال و هوای متفاوتی به خود گرفته است.
محسن قربانی تعریف میکند: روزگاری، بین خیابانهای شهید درودی ۷ تا ۱۵ کنونی کال بزرگی قرار داشت که به محل ریختن نخالههای شهری تبدیل شده بود. بهترین سرگرمی ما بازی «جنگی» در این تپههای نخاله بود.