انتخاب نرگس فتحاللهی و دوستانش برای دست به دست کردن وسایل مازاد خانه در محله طبرسیشمالی، چهارشنبهها بود، به نیت عنایت و به یاد کرامت امام رضا (ع).حالا هرکس وسیله سالمی دارد که به کارش نمیآید، معرفی میکند تا به دست کسانی برسد که به آن نیاز دارند.
حسین جنتی هر روز بین ۷ تا ۷:۲۰ صبح با ون سفید در مسیر چهارراه احمدآباد به سمت ملکآباد، نزدیک تقاطع متوقف میشود، چند لیوان شربت میریزد، به دست پرچمداران و خادمان پرچم میدهد و دوباره سوار میشود.
قصه شکلگیری خیریه «یاوران امام علی (ع)» به سالهای جنگ تحمیلی برمیگردد؛ زمانیکه کمکهای خیرخواهانه مردم برای دستگیری از نیازمندان، شکل سادهای داشت و مردم بیدریغ به هم کمک میکردند.
فاطمه دهنوی دوازدهساله، یکی از نوجوانانی است که به برکت اجتماعات در نقاشی توانمند شده و حالا به سایر دختران زبان انگلیسی آموزش میدهد.
حسینیه تهرانیها در خیابان آخوند خراسانی جایی است که پنجاهمعلول بههمراه یکی از نزدیکانشان برای نخستینبار به مشهد سفر کرده و به پابوس امامرضا (ع) آمدهاند.صدزیارت اولی دیگر نیز به این جمع اضافه خواهند شد.
در خیریه علوی به شیوه مولا علی (ع) شبها خوار و بار را در خانههایشان میگذاشتیم، در میزدیم و خودمان جایی مخفی میشدیم؛ آن اقلام را که بر میداشتند میرفتیم دنبال کارمان.
در خیابان آیتالله بهجت ۲۷ مدرسهای هست که معلمهایش با صمیمیتی که دارند، بچهها را به حفظ قرآن و عمل به معنی آیات الهی تشویق میکنند. مدرسه دخترانه دارالقرآن کوثر سعی در پویایی فضای قرآنی و بارورکردن علاقه در دانشآموزان کرده است.
همسایههای خیابان شاملو۳ از حال هم خبر دارند، حواسشان به اتفاقات کوچه، خیابان و رفتوآمد غریبهها هست و همینها باعث شده که امنیت و اعتماد زیادی بینشان برقرار باشد. جوادآقای قیاسی، یکی از کسانی است که نامش در این خیابان زبانزد همسایههاست.
اینجا باغچه کوچک اما باصفای مقابل مغازه مهدیآقاست. گرچه شهرداری در آن، درخت کاج و چند بوته سبز کاشته، مهدی پاکزاد از باقی فضای آن برای کاشت سبزی استفاده کرده طوری که بوی عطر و طراوت سبزیها برای همه جلب توجه میکند.
زهرا بخشی هر شب به اجتماعات شبانه میرود و برای بچهها برگه نقاشی، مداد رنگی، وسایل کاردستی و حتی جایزه میآورد. جایزههایی که گاهی یک مداد است، گاهی گلسر و یک دستبند اما همین کار برای بعضی از بچهها آنقدر مهم شده که برای فرارسیدن شبهای اجتماع به انتظار مینشینند.
در بعضی کوچهها، رسم همسایگی فقط به سلام و احوالپرسی در کوچه محدود نمیشود؛ بلکه آدمها سالها کنار هم زندگی میکنند، در شادیها و سختیها کنار هم میایستند. موعود۲۳ در محله کنهبیست یکی از همین کوچههاست.
پرسوجوی ما از تعدادی از ساکنان خیابان سیدرضی۴۵ ما را به وجه اشتراک میرساند. مردم همسایه قابلاعتماد را بهترین همسایه میدانند. بر این اساس سیدمیراحمد نقوی، استاد بازنشسته دانشگاه را بهعنوان انسانی معتمد و امین محله یاد میکنند.
دارالقرآن حضرت ابوالفضل(ع) اشتیاق و شور کودکی بچهها را در خود جای داده است. این بنا در روز عید غدیر امسال افتتاح شد. ثبتنام بهسرعت آغاز و از تیرماه کلاسهای قرآنی شروع شد و تنها در دو ماه، برخی از قرآنآموزان مشغول حفظ و تثبیت سومین جزء هستند.
وقتی پای گفتوگوی اهالی مسنتر و قدیمیتر مشهد مینشینیم، بعد از گذشت صدسال هریک بهنوعی در خاطراتشان از فردی به نام «سیداسماعیل شاهحیدری» یاد میکردند که صاحب کمالات و کرامات زیادی بوده است.
یک روضه خانگی در محرم سال۱۳۷۹، شروع آشنایی آمنه جونابادی و زهره رنجبر میشود؛ آشناییای که کمکم رنگ رفاقت میگیرد. چندسال بعد، سکینه فنایی هم به جمعشان اضافه میشود. حالا این سه همسایه، سالهاست در شادی و سختی کنار یکدیگرند.
چهارسالی میشود که خانه پدری محمدتقی ضیایی درهایش به روی زائرانی باز میشود که از شهرهای دور و نزدیک برای زیارت به مشهد میآیند. این رسم زیبا از چهارسال پیش، با تصمیم آقامحمدتقی و همسرش شکل گرفت.
نعیم سرخیزاده با همسرش فاطمه بندقیری، ۱۹۰۰کیلومتر راه را از اهواز آمده بود مشهد؛ جوری که چند روز مانده به شهادت آقا امام هشتم (ع) اینجا باشد. قصدشان فقط زیارت نبود؛ میخواستند خادم باشند و برای مهمانان حضرت، نوکری کنند.
امام جماعت مسجد ولیعصر (عج) بعد از ۲۰ سال پدری برای اهالی محله راهنمایی پساز تحمل سالها رنج بیماری، در شب اربعین دعوت حق را لبیک. او معتمد اهالی محله بود و بلد بود با جوانها چطور حرف بزند که جذب مسجد شوند.
جلسه «مثبت شصتسالهها» به یاد حاجحسین ملک، بزرگترین واقف فرهنگی ایران برگزار شد. حاجحسین ملک تنها یک ثروتمند نیکوکار نبود، بلکه اندیشمندی اهل مطالعه بود که با شناخت دقیق نیازهای جامعه، ثروتش را در مسیر فرهنگ، آموزش و سلامت عمومی به کار گرفت.
برخی از کرامات امامرضا(ع)، تنها در حد یک نقل شفاهی باقی نماندهاند و پس از بررسی و صحتسنجی، در دفتر کرامات رضوی به ثبت رسیدهاند. یکی از این روایتها را شهرام تدین، خادم بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)، از نزدیک دیده و تجربه کرده است.