«طیبه مهری» هنرمند مشهدی است که در رشتههای نقاشی، خطاطی، قالیبافی، طراحی روی مس، مجسمهسازی، طراحی لباس، نقاشی روی پارچه و چرم، قلمزنی روی فلز، قالیبافی و بسیاری دیگر از هنرها حرفی برای گفتن دارد.
مائده محمدزاده از آغاز جنگ تحمیلی سوم هر شب با گواش و قلممو در اجتماعات حضور دارد. میگوید: بزرگترها معمولا متقاضی نقاشی پرچم هستند. پسربچهها موشک فتاح مشکی دوست دارند. دختربچهها هم عاشق موشک صورتی هستند.
در مشهد طی چهار تا پنج سال گذشته، موج تازهای از توجه به پتینه کاری شکل گرفته و هنرمندان فعال در این حوزه توانستهاند با خلاقیت و اجرای تکنیکهای متنوع، این هنر را به بخش مهمی از پروژههای دکوراسیون شهری و تجاری تبدیل کنند.
کارگروه رسانه محله بلال، در زمره سربازان بینامونشانی هستند که بدون چشمداشت مادی، به تاریخنگاری خیزش مردم میپردازند. ابزار این روایتگران، قلم است و دوربین و با هنرمندی، به تولید محتوا و نشر آن در فضای مجازی مشغولاند.
تکتم سال۹۲ از همسرش جدا شد. لیلا نیز همراه پدرش رفت. نبود لیلا برای مادر، جانکاهتر ازاماس بود. پدرش او را دیربهدیر به دیدن مادر میآورد تا اینکه پنج سال پیش لیلا پیش مادر بازگشت. میگوید: با دیدنم نور امیدی در دلش زنده شد!
شاهنامه تنها اثر کهن ادبیات فارسی نیست که رسول مرادی به نستعلیق خوش نویسی کرده است؛ حافظ، گلستان سعدی، رباعیات خیام و ... هم به خط او منتشر شدهاند.
تکتم خواجوی جوان ۲۵ساله قلمزن هنرش را اصیل توصیف میکند و میگوید: تاریخ قلمزنی با تاریخ انسان در آمیخته است. روزی بتوانم تمام مواهب هستی که خداوند آنها را خلق کرده است را در چارچوب ظرفهای فلزی به تصویر میکشم.
مرحوم حاجمحمدصادق رافتی، در حالی در هفتم اردیبهشت ۱۳۷۱ درگذشت که ۶۰ سال از عمر پربرکت ۷۳ ساله خود را وقف کار در صحن و سرای حرم رضوی (ع) کرده بود.
حسینعلی مردان شاهی، مؤسس گروه «فردای جام» ۳۰ سال به نوازندگی دوتار مشغول بوده است. او و گروهش اجراهای زیادی در ایران و خارج از ایران داشتهاند اما به گفته خودش بیشترین اجراهایش را در مشهد داشته است.
گلیم کلات و به ویژه گلیم پلاس در خطه خراسان و مشهد، هنری ریشه دار در خطه خراسان است که هم در روایتهای خانوادگی بافندگان و هم در نگاه پژوهشگران فرش دست باف، ظرفیتی زنده برای توسعه فرهنگی و اقتصادی به شمار میآید.
حاجیحسینی معروف به علمداری، نماد پرچمدوزی بازار رضا و منطقه ثامن است؛ این را کسانی میگویند که سالهاست هنر او را بر پرچمهای مختلف هئیتهای مشهد و ایران دیده و میبینند.
مهدی احمدی اواخر دهه ۴۰ مسیر حرفهای خود را آغاز کرد و در دهههای بعد با تهیه کنندگی فیلم هایی، چون «گرگهای گرسنه»، «یار در خانه»، «دل نمک» و «ارثیه فامیلی» از نخستین چهرههایی شد که تولید حرفهای فیلم در مشهد را به طور جدی دنبال کردند.
عباس پوریزدیان، گلدوز قدیمی محله بالاخیابان است. او میگوید: کریمآقا فوت و فن رفتار با ابریشم را یادم داد و از من یک «اوستا گلدوز» ساخت که خوب بلد است چطور با سوزن روی تن مخملکاشانی و ترمه یزدی، گلستانی از اشکهای اسلیمی بزند.
نقش زرکوب نام مبارک امام رضا(ع) و حرم و اسمای امامش، یک نقاشی سطح ۲ است که ارتفاع ۲.۵ متری دارد، اما هیچ طولی برای آن مشخص نشده است و بر اساس شکل دیوارهای منطقه تکرار خواهد شد.
رحمان کامیاب، طراح و مجری پروژههای معماری سنتی در مشهد میگوید: بناهای قاجاری که به «موزهای زنده از معماری اسلامی و ایرانی» شباهت دارد، یکی یکی از میان میروند؛ بی آنکه ارادهای جدی برای حفظ آنها وجود داشته باشد.
حمید کیانیان برادر بازیگر محبوب کشورمان، رضا کیانیان با آموزش تئاتر به معلولان، آنها را در مسیر پیشرفت و شکوفایی حمایت و ضمن اشتغال برای آنها تئاتردرمانی میکند.
محمدحسین جعفری با وجود معلولیت طراح و آفریننده آثار مینیاتوری و حجیمسازی بر روی چوب است. میگوید: «نخستین چیزهایی که میآموزم نقاشی و طراحی است.» معصومه نظری، همسر محمدحسین نیز هنرمند است، فعال در حوزه موسیقی و نقاشی.
حسن آخوندپور که از سال ۱۳۸۶ بهعنوان مدیرعامل شرکت فیلمسازی فعالیت میکند میگوید: مراحل رشد فکری و فنی یک فیلمساز از لحظه مشخصی شروع نمیشود. همیشه یک دوربین «وی اچ اس» بر دوشم بود و از هرچه که میدیدم فیلم میگرفتم.
یک عصر جمعه و بوستان محله؛ «باغ ملی»! دو جوان شاد و سرزنده با هنرشان، اجرای تئاتر خیابانی، مردم را سرگرم میکنند و تلاش میکنند خنده به لبها بیاورند. این دو، اعضای گروه تئاتری دونفره باعنوان «نمکدان» هستند: «محمد صفری و علی بهبودی».
چهار سالی میشود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجهربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا میپردازند.