حسن آخوندپور که از سال ۱۳۸۶ بهعنوان مدیرعامل شرکت فیلمسازی فعالیت میکند میگوید: مراحل رشد فکری و فنی یک فیلمساز از لحظه مشخصی شروع نمیشود. همیشه یک دوربین «وی اچ اس» بر دوشم بود و از هرچه که میدیدم فیلم میگرفتم.
یک عصر جمعه و بوستان محله؛ «باغ ملی»! دو جوان شاد و سرزنده با هنرشان، اجرای تئاتر خیابانی، مردم را سرگرم میکنند و تلاش میکنند خنده به لبها بیاورند. این دو، اعضای گروه تئاتری دونفره باعنوان «نمکدان» هستند: «محمد صفری و علی بهبودی».
چهار سالی میشود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجهربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا میپردازند.
زهرا نقیزاده، هنرمند خوشنویس محله وکیلآباد سه سال است به انجمن خوشنویسان میرود و اکنون در رشته نستعلیق به مرتبه ممتازی رسیده، گرچه خودش میگوید: «هنوز این اولین پله است.»
خاطره جوان محله طبرسیشمالی به اول رمضان سال گذشته برمیگردد که در حضور آیتالله خامنهای قرآن تلاوت کرد و با تشویق این رهبرشهید، امید و انگیزهاش تقویت و مصمم شد همه توانش را در راه پیشبرد اهداف قرآنی صرف کند.
نرگس طهرانیانطرقبه، ساکن محله سجاد است. او که در حوزه هنر قالیبافی و تابلوفرش فعالیت دارد توانسته علاقهمندان بسیاری به این رشته را نیز آموزش دهد و در این مسیر کارآفرینی کند.
محسن ذوالفقاری از نویسندگان و پژوهشگران جوان مشهدی در حوزه شهدا و پژوهشهای مذهبی و .. است که تاکنون ششکتاب منتشر کرده است. اولین کتابش به نام «ماشال» آغاز راهی شد برای ورودش به عرصه نویسندگی.
این گزارش، روایتی است از ورود «چاپ سربی»؛ فناوری نوظهوری که نهتنها سرعت انتشار اخبار را دوچندان کرد، بلکه به سلاحی در دست مشروطهخواهان و روشنفکران مبدل شد تا مشهد را از پیله سنت به سوی دنیای مدرن پرواز دهند.
عبدالحسین مشکات، هنرمند پیشکسوت کاشی کاری سنتی با بیش از شصت سال سابقه فعالیت معتقد است: هنر کاشی کاری نه فقط مهارت فنی، بلکه عشق، صبر و ممارست میخواهد. او ادامه دهنده این میراث تاریخی و هنری است.
غلام ریسمانتاب کار تذهیب را در چهار سالی که در جبهه بود هر بار بعد از خواندن قرآن انجام میداد، به طوریکه بعد از تمام شدن جنگ، آثار هنریاش را از جبهه برای خانواده سوغات میبرد!
دیانا جعفری دختر هنرمند محله الهیه، با تولید اثر پویانمایی، مقام سوم جشنواره استانی را کسب کرده است. میگوید: تحمل سختیها و درگیرشدن با جزئیات به محصولی که در آخر کار تولید میشود، میارزد.
رضا محمدجانی، هنرمند محله کوی امیرالمومنین، از نوجوانی شیفته چوب بود. او با تبدیل ضایعات به آثار هنری، کارگاهی دایر کرده و برای پنج نفر اشتغالزایی کرده است.
ملیکا عبداللهی تصمیم گرفت درباره یک رسم زیبا یک داستان کودکانه بنویسد و آن را تبدیل به کتاب کند. ماحصل آن شده است کتابی با نام «جشن آبپاشونک» که امسال به چاپ رسید. او و مادرش، تاکنون ۳ کتاب درباره جشنهای ایرانی برای کودکان منتشر کردهاند.
محمد جهانپا، هنرمند محله شفا، از کودکی با هنر عجین شده و فعالیتهایش را از تئاتر آغاز کرد. او که در حرفه بازیگری و کارگردانی تاکنون در جشنوارههای مختلفی شرکت کرده و موفق به کسب مقام شده است، از نبود انجمن ویژه برای هنرمندان گله دارد.
نوید، حامد و سجاد سه جوان موفق بمحله شهیدبهشتی هستند که اول از همه دوستان خوبی برای یکدیگرند و همین دوستی هم بهانه آن شده تا در درس و مشق، ورزش و از همه مهمتر در داشتن گروه سرود با هم شریک باشند.
مهدی سجادپور ازجمله هنرمندانی است که مسیر حرفهای خود را از تئاتر مشهد آغاز کرده و پس از سالها فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی صحنه، وارد حوزه نویسندگی سینما و تلویزیون شده است.
شهربانو علیزاده؛ خانم معلم مهربان کلاسهای نقاشی در مسجد چهاردهمعصوم (ع) محله شهیدقربانی است که بهجز آموزش و تدریس، راه و رسم زندگی را به بچهها آموخته و بهقول خودش صبر و آرامش و تلاش را از آنها یاد گرفته است.
مهدی فاضل، عکاس، مترجم و منتقد مشهدی میگوید: هر کسی میتواند درباره هر عکسی که دوست دارد، بنویسد. اما اینکه چه اسمی روی آن عکس بگذارد، مهم است. کلمه درست درباره خیلی از نوشته ها، فقط یک دل نوشته است.
صباغیان طوسی برای هنرمندان بعد از خود اسوه بود. او از نسل استاد و شاگردی بود. از نسلی که برای آموختن الفبای نقاشی، در خانه استادان زیادی را زد. آخرین پرده زندگی اش هم در کارگاه نقاشی جمع وجورش میان رنگها و بوم ها رقم خورد.
پرنیا منتظری چندین دفتر دارد که قصههایش را نوشته است. او خبرنگار فعال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز هست و حالا دوتا از داستانهایش با نامهای «سارا» و «آواز نیمهشب» در مجموعه مشترک داستانک، چاپ شده است.