یادگاری نوشتن روی دفتر سربازها من را خطاط کرد
متولد سال ۶۲ در محله طلاب مشهد است، ۲۶ سالی میشود که در این محله ساکن است؛ درست از زمانی که دو سال بیشتر نداشت. میگویند از آن جوانهای خوش ذوق محله است. از آنهایی که از هر انگشتشان یک هنر میریزد.
خودش میگوید حدود ۱۰ سالی میشود سر و کارش با هنر است؛ حالا از نوع نقاشیاش بگیر تا شعر و نویسندگی و خطاطی. در راه قدمگذاشتن در عرصه هنر سختیهای زیادی را متحمل شده و پس از مدتی کار نقاشی و بعد هم نویسندگی به قول خودش به خلسهای که هدفش به دست آوردن آن بوده نرسیده است و پس از آن خیلی اتفاقی به سمت و سوی هنر خطاطی سوق داده شده است.
اولین خط نگاشته؛ روی جلد کتاب خطی در زمان سربازی
ماجرای زندگی محمد جواد ضیایی برمیگردد به زمان سربازی او که در بیرجند رقم خورده است. خودش میگوید:سال ۸۳ بود. ایام خدمت وسایل زیادی نمیتوانستم همراه داشته باشم برای همین هم رفتن به باشگاه بدنسازی را تعطیل کردم و نقاشی کردن را نیز همین طور. خیلی اتفاقی وقتی برای خرید کتابی در زمینه شعر و ادبیات به بازار رفته بودم، کتاب افسونگری قلم اثر استاد «اسماعیلی مود» به چشمم خورد. خط نوشته روی آن خیلی چشمم را گرفت و با قیمت مناسبی که داشت بیشتر ترغیب شدم تا آن را بخرم.
اولین سرمشقم در هنر خطاطی در سربازی و با تمرین متن روی جلد آن کتاب بود و پس از آن خطهای ابداعیام روی دفترهای خاطرات سربازهای هم دورهایو دواتی قرمز و یک قلم، تمام دنیای خطاطیام میشد.
محمد جواد آموزشهای آکادمیک نستعلیق را نزد استاد کریمی و شکسته را نیز خدمت استاد اسماعیلی آموخت
خطاطی را بیشتر تجربی و با تمرین از روی آثار جذابی که در جاهای مختلف مییافتم شروع کردم. بارها و بارها خطم خراب شد. بارها کاغذها را مچاله کردم و آنها را دور ریختم. مدتی با نوشتن قهر میکردم و دوباره با عطشی عجیب به سمتش کشیده میشدم و اثری دیگر مینگاشتم. خاطرم هست یک روز جوهر قرمزم روی یکی از کارهای خطاطیام ریخت و آن را جای یکی از اساتید بردم تعبیرش این بود که این قرمزی به خون عاشق میماند که در کنار دستنوشته عاشقانهام با قلم خودنمایی میکند.
محمد جواد پس از مدتی کار تجربی با تمرین روی نوشتهها آموزشهای آکادمیک نستعلیق خود را نزد استاد کریمی و شکسته را نیز خدمت استاد اسماعیلی مودرضوانی آموخت و البته استاد بصیرت هم نقش بسیاری در تغییر نگرش او نسبت به مفهوم خطاطی است و همان زمان بود که تراوشات ذهنی زیادی در او ایجاد شد.
ضیایی معتقد است: جامعه امروزی ما با ورود به عرصهای به نام مدرنیته، دارد از آیینها، اصل وجود آدمها و سنتها به سرعت دور میشود و فاصله میگیرد و به دنیایی نزدیکمان میکند که به بادکنکی پر از هوا و توخالی میماند. همین میشود که دیگر در دنیای ما خبری از چراغنفتیها، تاقچه و تابلوهای ساده نیست. دیگر کسی گل شمعدانی را نمیخرد و معنای گذاشتن آن در گوشه اتاق نمیداند. دیگر در نقاشیها کمتر میبینی یک زن روستایی گلدانی در آغوش دارد و روی بهارخواب منزل کاهگلیاش ایستاده است.
الان باید ببینی درختچههای مصنوعی بیشتر طرفدار دارند، هیچکسی رابطهای که در گذشته آدمها با وسایل خانهشان، با گلدانشان و با همه چیز بر قرار میکردند را ندارد، هیچ کسی نمیداند تمام مفاهیمی که از هر وسیله سنتی در گذشته استنباط میشد، حالا چه طور در میان زندگی به اصطلاح مدرنیته گم شدهاند. دلم میخواهد راهکاری داشته باشم برای اینکه برگردیم به گذشتهها به سنتها، به موسیقی آرامشبخش شجریان و به...
گلایههای یک هنرمند
محمدجواد در بین صحبتهایش گلایههایی را هم به برخی کسانی دارد که فکر میکنند هنر و ترویج آن از وظایف شهرداریها نیست، او گلایهای نیز از آستان قدس هم دارد زیرا وقتی برای دریافت فایلی از نسخ خطی دستخط حضرت علی و امام حسین که نمونههای قوی از خط کوفیاند به آنها مراجعه کرد، با وجود داشتن معرفینامه گفتند تنها یک برگه را میتوانیم در اختیارت بگذاریم و این شد که او نتوانست کار آموزش این خطوط قوی را در بین کارآموزان و هزاران نفر دیگر ترویج دهد.
گلایه دیگر محمد جواد از برخی مردم است که نمیدانند هنرمند با اثری که خلق میکند لحظهای از خود را میخواهد به مردم عرضه کند که این لحظه قابل قیمتگذاری نیست و خیلیاز مردم که به او مراجعه میکنند میگویند ما میدانیم که هنر قیمت ندارد ولی میشود برای فلان کار تخفیف هم بدهید؟
تا ارادتی به محله در روزهای خاص
صحبت از آموزش که میشود، او میگوید: به جای انجام کار جشنوارهای، در طول ایام فعالیت هنریام بیشتر وقتم را صرف آموزش کردم و سعیام را بر این گذاشتم که حالا که کارم در خطاطی به حدی رسیده است که مدرک فوق ممتاز خطاطی نستعلیق شکسته کوفی را نیز دارم این را به دیگران هم آموزش دهم.
درست است که هدف محمد جواد بر آموزش بوده است، اما او در سالهای اخیر کارهای بسیاری را برای محلهاش انجام داده است و در نمایشگاههای هنری متعددی ارائه کارهایش پرداخته و همچنین چند سالی میشود که در مراسم عاشورا و تاسوعا تابلوهای پارچه به طول ۵۰ و ۱۰۰ متر را رایگان خطاطی میکند و بابت آن هم هیچ هزینهای از مردم نمیگیرد و معتقد است اگربا خلوص برای امامحسین (ع) کار کند در آن دنیا این امام بزرگوار دستگیریاش را خواهد کرد.
*این گزارش مهر سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.