هنرمند - صفحه 21

مه‌­گل دوسالی است که خبرنگار خبرگزاری «پانا» است. او در سازمان دانش‌آموزی خراسان‌رضوی به‌عنوان خبرنگار و فیلم‌نامه نویس خلاق شناخته شده است. مه‌گل در رادیو هم فعال است.
کتاب «ده چهره، ده نگاه»، که جلد سوم آن سال ۱۴۰۲ منتشر شده، گام مهم و بزرگ جلال قیامی میرحسینی است برای بقای خاطرات شخصیت‌های فرهنگی و ادبی مشهد. او معتقد است: وقتی تاریخ سکوت می‌کند؛ خاطرات به صدا درمی‌آیند.
همه اهالی محله خواجه ربیع، «سیدمحمد غنایی» را به نام حاج‌آقا «خوش‌نویس» می‌شناسند! همان محله‌ای که گاه می‌توانی در نانوایی‌ها و بقالی‌ها خط خوشش را ببینی که برای اهالی محله‌اش نوشته است.
جعفر وظیفه که از سال‌۱۳۹۱ در لباس آتش‌نشانی در خیابان‌های پرحادثه مشهد حضور دارد، در‌کنار این شغل پرخطر، به دنیای آرام، اما پرشور چوب پناه برده است. چوب‌هایی که روزی برایش بی‌ارزش بودند حالا در دستانش به آثار هنری تبدیل می‌شوند.
داوود ظریف عکاس و کوهنوردی است که با هزینه شخصی تاکنون دویست‌درخت در تپه‌های نزدیک خانه اش کاشته است. یک آبشخور هم درست کرده که حیوانات اطراف برای رفع تشنگی به آنجا می‌آیند.
حلما قلی‌زاده توانسته است مقام نخست شاهنامه‌خوانی را در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ در ناحیه ۲ آموزش‌و‌پرورش به دست بیاورد. می‌گوید: بعد از اجراهایم، دختران و بانوان بسیاری می‌آیند و می‌پرسند که چطور می‌توانند نقالی را شروع کنند.
سیدحسین کاظمیان سه قاب زندگی متفاوت دارد. هنرمند است و خط می‌نویسد، ورزشکار است و تکواندو کار می‌کند و درنهایت به قول همسرش پدری نمونه است و این نمونه بودن را می‌گذارد پای داشتن ۷ فرزند.
سرنوشت عمادالدین، گره کوری با تنهایی و فقدان خورده بود. سه‌ساله بود مادرش رفت، شش‌ساله بود پدرش رفت، سیزده‌ساله بود پدربزرگ تنهایش گذاشت و بعدتر در اوج جوانی، به تماشای مرگ نابهنگام همسرش نشست.
نازنین‌زهرا قره‌باغی، دختر کلاس‌پنجمی، حافظ جزء سی قرآن کریم و دارنده مدارک روخوانی، روان‌خوانی، تجوید مقدماتی و تکمیلی است. حالا او انگیزه پیدا کرده است که حفظ را از جزء یک شروع کند و بیشتر در مسیر قرآن بماند.
رضا محمدی در کودکی تصمیم می‌گیرد چهره یکی از همسایه‌هایشان را بکشد که اتفاقا خیلی خوب از آب درمی‌آید و دیگران او را به نقاشی و ادامه این کار تشویق می‌کنند.
فریبا سعیدی بانوی هنرمند منطقه ۱۰ است که راه و مسیر اشتغالش را با شمع‌سازی روشن کرده است. او می‌خواهد یک کارگاه کوچک برای زنان سرپرست خانوار راه بیندازد.
خانه‌ای بزرگ در سناباد یک است که حدود یک‌سالی می‌شود به فضایی هنری تبدیل شده و کارگاه‌های رشته‌های مختلف هنری از‌جمله سفالگری، معرق‌کاری، ویترای، قالی‌بافی، نقاشی، حکاکی روی سنگ و خوش‌نویسی در این خانه فعال است.
استاد احمد تولایی می‌گوید: دلم می‌خواست شخصیت و روحیات افراد را بتوانم در پرتره هایم در بیاورم. در نقاشی می‌توان ویژگی‌های شخصیتی افراد را قوی‌تر یا ضعیف‌تر نشان داد.
عبدالرضا تقی‌زاده سنگ تراش است و سنگ قبر می‌سازد. می‌گوید: در میان مردم وجهه خوبی ندارد. به همین دلیل وقتی کسی از کارم می‌پرسد، می‌گویم تابلونویسم.
حاج‌قاسم تعریف می‌کند: کشتی‌گیر بودم. کسی من را خاک نکرده بود. سنگ جمشید در پیشانی آرامگاه، سه‌تن وزنش بود. حتی از تهران برای دیدن جابه‌جایی سنگ آمده بودند. همه گفتند چطور سنگ را بالا می‌بری؟
پرنیان دانش‌آموز کلاس دوازدهم است و سال گذشته در جشنواره فرهنگی‌هنری «فردا» در هم‌نوازی کلاسیک، مقام اول استان را کسب کرد. او سابقه نوازندگی در شب شعر‌های فرهنگ‌سرای بهشت و پارک ملت را هم دارد.
نقطه عطف دوران بازیگری میترا حجار حضور در دو فیلم «متولد ماه مهر» و «اعتراض» در سال ۱۳۷۸ بود. بازی تأثیرگذار او در این دو فیلم نه تنها تحسین منتقدان را برانگیخت، بلکه مسیر موفقیت را برایش هموارتر کرد.
مهدیار در ۹ سالگی تجربه شیرین هم‌نوازی روی صحنه را دارد.
فرگل پاک‌بین می‌گوید: ایده اصلی بیشتر این کار‌ها را خود بچه‌ها می‌دهند و دوست داشتند چیز‌هایی مثل دست‌بند، گردن‌بند و عروسک‌های کوچکی را بسازند که فروش بهتری داشته باشد.
هنر حسین اصغری «حجاری سنتی» است. او سنگ مرمر و سیاه و زرد و سبز و... را به کاسه و بشقاب و دیگ(هرکاره) و سماور و سرمه‌دان و کشکول و جز این‌ها تبدیل می‌کند.