اتفاق اصلی برای علیاصغر در سال۷۰ میافتد. او در این سال، امکان حضور در انجمنهای شعری مشهد را پیدا میکند. بیشتر از همه به انجمن ادبی رضوی در حرم مطهر میرود.
محمد پاکزاد دو سال است که از مرندیز راهی دیار ما شده و در هتلی نزدیک به حرم اقامت دارد. کارگاهی در کوچه هتل کرایه کرده و روزهایش را تا شب به حکاکی کردن عبارت «یاعلیبن موسیالرضا(ع)» و آیات قرآنی میگذراند.
سیدمجتبی یاهوئی بعد از اینکه در سال ۸۴ از کار در نیروهای مسلح بازنشسته میشود با گرفتن دو کارآموز و جدیت زیاد، تمام وقتش را در کارگاه صرف تراشیدن فیروزه میکند.
صادق فخار سالها است «حاجی فیروز» مردم در پارک ملت است. او در ۱۲سالگی برای نخستین بار روی صحنه رفته و حتی در چندین فیلم کوتاه هم حضور داشته است.
احمد منصوب میگوید: به محض این که برادرم به شهادت رسید، در من روحیهای به وجود آمد که هر طور که هست چهره ایشان را نقاشی و تبلیغ کنم این بود که رفتم سروقت رنگهایش که سال ۵۶ تهیه کرده بود.
استاد عثمان محمدپرست، ملقب به عثمان خوافی، از نوازندگان چیرهدست «دوتار» هنرمند توانا و نامآشنای موسیقی مقامی خراسان و ایران است.
دختران و پسران گروه جهادی شهیدراحمی، مدارس استثنایی محله ایثارگران را نونوار کردند. سارینا جاویدان میگوید: خوشحالم که توانستیم با طرحهایی جذاب، حس و حال دانشآموزان مدارس را تغییر دهیم.