کاشیهای لاجوردش قرنهاست دستهای زیادی را به آبی آسمان گره زده است؛ همسایه روضهمنوره که عمری است در زلال بیکران حرم حل شده، آنچنانکه بیهیچ حجاب و حایلی یکی از رواقها ودیوارهاست.
روز جهانی مسجد سبب شد در سطرهای پیشرو از مسجد بالاسر بگوییم.
مسجدی که همزمان چند عنوان را در ضمیمه نامش نوشتهاند؛ قدیمیترین بنای مشهد پس از روضه منوره، کهنترین مسجد مشهد و با 36مترمربع یکی از کوچکترین مساجد ایران است.
«ممتحنالدوله»، از رجال ناصری، در باب ورود کبریت به ایران نوشته است: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام اسماعیلآتش، کبریتها را در دست میگرفت و فریاد میکشید با آتش، آتش درست میکنم.» آری، درست شنیدید با آتش، آتشدرستکردن در آن سالها برای ایرانیان آنچنان آشنا نبود اما بازار کبریت وارداتی برای اعیان و اشراف داغ داغ بود و ایران، مشتری پروپاقرص کبریت اتریش، سوئد و روسیه. سالها بعد ولی بالاخره نخستین جرقههای احداث کارخانه کبریتسازی درایرانِ سال 1276خورشیدی زده شد و با کمک سرمایهگذاران روسی، نخستین کارخانه کبریتسازی درکشور پا گرفت.
مقصد ما آرامگاه فردوسی در انتهای بولوار شاهنامه است. در ابتدا قدم به جلوخان آرامگاه میگذاریم، با آن مجسمههای زیبا که تجسمی از اساطیر شاهنامه را پیش چشم رهگذران نمایان میکند. از جلوخان که میگذریم و از چندین پله که بالا میآییم، آنجاست که باغ افسونگریاش را به رخ میکشد و هر بیننده را مسحور خودش میکند. انبوه درختان بلند بالا قدعلم کردهاند و در انتها هم سازه باشکوه آرامگاه فردوسی قرار گرفته است. همین زیباییها سبب شده است که بازدید روزانه از این مجموعه در تابستان امسال تا 5000نفر در روز هم برسد.جلوخان و محوطه آرامگاه فردوسی یک باغ و فضای سرسبز است که متعلق به همه مردم ایران است.
سالهاست قدیمیها از این گذر کوچ کردهاند، اما اهالی با پیشینه سکونت سیساله میگویند که در گذشته به این کوچه تبرک میگفتهاند؛ کوچهای که در نقشههای سال1333 مشهد دو معبر تاجرباشی و نایبالتولیه را به هم متصل میکرده و اکنون میان بهجت3 و بهجت7 راه کشیده است. ویژگی خاص این کوچه حضور دو عالم در آن بوده است که اکنون ساختمانهایشان هست، ولی خودشان به رحمت خدا رفتهاند.
جیانوزی نخستین عکاس خارجی است که از سوی ناصرالدین شاه مأمور شد تا چند مجموعه عکس از ابنیه خراسان و مجموعه آستان قدس تهیه کند. نخستین عکس ثبت شده از حرم مطهر رضوی را هم او گرفته است.
سندی وجود دارد که نشان میدهد باغ ملی پیشکشی مظفرالدینشاه به حاجکاظم ملکالتجار، پدر حاجحسین ملک است که به این خاندان واگذار شده است. به گفته سیدمهدی سیدی، پژوهشگر و مشهدشناس، چگونگی واگذاری باغ ملی به بلدیه، این گونه است که شهرداری در سال۱۳۰۹خورشیدی (که ثبت املاک دایر شد) تقاضای ثبت باغملی به نام خود را کرد و در سال۱۳۱۱ سند مزبور صادر شد. در ظاهر سالها بعد، شهرداری معارضانی یافته است؛ درنتیجه از حاجحسین ملک تقاضا کرده اسناد مربوطبه مالکیت آن را دراختیار شهرداری قرار دهد. حاجحسین ملک نیز چنین کرده و فرمان مظفرالدین شاه را توسط پیشکار خود به شهرداری فرستاده، متقابلا تقاضا کرده است در محلی از باغ، نوشتهای مبنی بر بخشش وی نصب شود.
شکل یخچال های مشهد، مخروطی شکل بود و با دولایه دیوار و کف آن را به عمق یک ونیم متر گود می کردند. در فصل زمستان، مسئول یخچال، آب را از نهر نادری به مخزن یخچال می رساند.






