امیرسام شرکت، نوجوان دهههشتادی است که در کلاس دهم رشته ماشینافزار هنرستان شهیدمهدیزاده در خیابان آیتالله بهجت درس میخواند. آنچه او را خاص میکند، غنچه اشتیاقی است که از کودکی میان او و دوچرخه جان گرفته و اکنون به ثمر نشسته است. او یک ماه پیش در مسابقات کشوری رده سنی نوجوانان متولد1386 رتبه نخست دوچرخهسواری کوهستان را کسب کرده است تا از هماکنون گزینه حضور در تیمملی جوانان ایران باشد.
حسن توکلی، عکاس پیش کسوت مشهدی که او را بیشتر با عکس های حرم و زیارت می شناسیم، از بعد بازنشستگی اش از آستان قدس رضوی در سال 89، به عنوان عکاس باشی این آستان، بیشتر وقتش را در اتاق سبز می گذراند. این عنوانی است که او به اتاق کاری که در منزل دارد داده است؛ اتاقی که در واقع نمایشگاهی دائمی است از عکس هایی که در طول سی سال خدمتش در مجموعه حرم مطهر رضوی گرفته است و بیشتر آن ها را به صورت ترانسپارنت و در قاب های نفیس بزرگی چاپ کرده و بر درودیوار پوشیده شده از پارچه های سبز نصب کرده است. اتاق سبز عکاس شبیه هیچ آتلیهای نیست.
خانهها ساخته میشوند و خانوادهها برای سکونت به اینجا میآیند و کوچه هم آباد میشود. نزدیکبودن آن با حرم مطهر رضوی، سالها پیش زائران عاشق اهل بیت(ع) را وسوسه میکند که در آن هیئتشان را بنا کنند. مراسم مذهبی چهار هیئت یتیمان حضرت زهرا(س)، بیتالعباس، هیئت ابوالفضلی بشرویه و هیئت ابوالفضلی روستای نوزاد بیرجند در این کوچه کوچک حال و هوای معنوی به آن بخشیده است.
چیزی از فوت پسرش «علی» نگذشته بود که خواب دید: «بانویی با چادر سیاه وارد خانه شد. با تأکید از من پرسید: «تو مادر دو شهیدی؟» تا این را گفت، هراسان از خواب پریدم! خبری از کسی نبود. پسرم احمد، برادر بزرگتر مهدی، چند روزی برای مرخصی از جبهه به مشهد آمده بود. خوابم را برایش تعریف کردم.»
محرابهایی که به استناد کتیبههای حک شده بر کاشیهای زرینفام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته و در دورانهای مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شدهاند. در این میان اما محرابهای زرینفام ساخته شده به دست خاندان محمدبنطاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبههای برجسته زرین و لاجوردی تزیین شدهاند.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانیترین کوچههای منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچهای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته میشد؛ مردی مردمدار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه بهدلیل باریک و پرپیچوخمبودن و همچنین طولانیبودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
چادرش را روی سرش مرتب میکند و با همان نفسهای منقطعش، میگوید: بهخاطر قلبم دارو مصرف میکنم و صبحها دیرتر بیدار میشوم. با صدای ناگهانی زنگ دچار اضطراب شدم. تصمیم میگیریم زمان دیگری برای مصاحبه برویم که پدر شهید سه صندلی برایمان میآورد تا بنشینیم. در آن هوای ابری و پاییزی، چه بهتر از اینکه زیر درخت انگور که یکدرمیان برگهایش ریخته بنشینیم. هنوز صحبتمان را شروع نکردهایم که پدر شهید باز هم خجالتمان میدهد و با یک سینی چای داغ به حیاط میآید.
همیشه شنیده بودیم پیکر شهدا از مسجد بناها(خیابان خسروی)، ساختمان جهاد کشاورزی(خیابان جهاد)، معراج شهدا و سپاه ناحیه مقاومت مشهد (انتهای نخریسی) تشییع شدهاند، اما تا به حال نشنیده بودم که اتاق بازرگانی هم در برههای محل تشییع شهدا بوده است.اینبار سوژه رنگوبوی دیگری دارد. بهطور حتم بسیاری از همسنوسالهای من و حتی بزرگترها هنگامی که به اتاق بازرگانی نگاه میکنند، به خاطر نمیآورند که در روزگاری نهچندان دور این مکان، محل استقرار نظامیان بوده و شهدایی مانند شهید چراغچی، شهید کاوه و شهید برونسی از این مکان تشییع شدهاند.
نامش را که امروز 101سال از درگذشتش میگذرد، میتوان در فهرست آزادیخواهان مشروطه دید. چند صباحی را هم کنار میرزا کوچکخان در جنگلها پی مبارزه با استعمار اسب تاخته است اما در مشهد، او را «حیدرخان برقی» صدا میزنند تا نامش همردیف خدمتی که کرده است، ماندگار شود. در واقع «حیدرخان عمواوغلی» را باید نخستین مهندس برق در مشهدو «اولین مهندس راهاندازی کارخانه برق حرم مطهر رضوی» معرفی کرد که توانسته الکتریسیته را به شهر امامرضا(ع) بیاورد و در آستان ملائک پاسبان حرم حضرت دوست، چراغ بیفروزد.
قصه این اتفاق به سال1392 برمیگردد.«دمدمای صبح بود. رو به امامرضا(ع) کردم و گفتم: یا امامرضا(ع)، خودت دو ماشین زائر را که مشکل جا دارند، به من حواله کن! با همین حسوحال وارد محوطه پارکینگ خدام شدم. هنگام خروج از زیرگذر خیابان طبرسی، خودرویی را دیدم که سرنشینانش سرشان را به شیشه ماشین تکیه داده و خوابیده بودند.
غلامحسین رجبزاده که به اعتبار شناسنامهاش متولد سال1314 و تاریخی زنده است، برایمان از روزهایی که گذرانده است و دیروزِ کوچه معروف دریادل با نام مهدیه میگوید که تا پیش از آمدن او بهجای ردونشان خانه و خیابان و اهالی فقط زمینهای بایر و کشاورزی پیدا بود.
از لحاظ موقعیت جغرافیایی این مکان در نزدیکی مراکزی مانند بازار بزرگ اطلس و پمپ بنزین و پایانه مسافربری امام رضا(ع) قرار گرفته است. آنطور که اهالی محله میگویند تا قبل از پیروزی انقلاب بهواسطه قرارگیری میدان «ضد» خیابان اصلی که در حال حاضر امام رضا(ع) است به نام ضد شناخته میشد و خیابانهای منشعب هم به نام اول ضد، دوم ضد نامگذاری شده بود. این خیابان هم به نام بیست و یکم ضد شناخته میشد.
اکنون 42سال از آنزمان میگذرد و «عباس لسانی» متولد 1347 به یکی از اوستاکاران حرفه انگشترسازی تبدیل شده است، هر چند تعداد انگشترهایی که در این سالها ساخته را به خاطر ندارد، اما لبخند و رضایت مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. با این شهروند محله عنصری ساعتی در بازار رضا، محل کسب و کارش، همصحبت شدهایم.
بررسی سفرنامه ها و کتب تاریخی نشان می دهد که پیشینه استفاده از فرش در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه بازمی گردد.
آنطور که آقای ایمانی، از قدیمیهای کوچه، میگوید: بیشاز صدسال قبل بیشتر ساکنان کوچه یزدی بودند. آن زمان چون این کوچه نسبت به کوچههای مجاورش آفتابگیرتر بود، آنها نام آفتاب را روی آن گذاشته بودند. البته این کوچه امروز بهنام شهید محمدآبادی خوانده میشود.
روی در و دیوار نگارخانه تابلوهای مختلف خطاطی را میتوان دید. برخی تابلوها ترکیبی از خط و نقاشی هستند. ترکیبی زیبا که روش این هنرمند نقاش است. ورود او به عرصه هنر با خطاطی و از دوران کودکی شروع شده است.
حامد محمدیان خراسانی خطاط ساکن محله راهنمایی است او تا کنون 5نمایشگاه اختصاصی در تماشاخانه میرک داشته است.آثار محمدیان در جشنواره نشانه های مسجد حکیم اصفهان، جشنواره رضوی و...مقام آورده است.
سعید دولابی، کسی که در بیستودو سالگی دچار نابینایی میشود وبعد از گذران یک دوره افسردگی تصمیم میگیرد بهترین خودش باشد. 30سال مدیریت نمونه مدرسه نابینایان امید، کارشناسیارشد رشته روانشناسی، تألیف و ابداع در حوزه روشهای نوین آموزش ریاضی و هندسه برای نابینایان برای نخستینبار در کشور، صعود به بلندترین کوه ایران دماوند از افتخارات شهروند محله فرامرزعباسی است که نابینایی را به سخره گرفته است.
از زمانی که اطراف بالاخیابان را باغها پرمیکردند، خیلی سال گذشتهاست و امیرحسن میری برای گفتن از قدیم کوچه به همین باغها اشاره میکند: در دهه1330 وقتی قبض آب به خانه ما در کوچه بینادل میآمد، در قسمت نشانی نام باغ اعتضاد همراه با پلاک و فرعی نوشته شدهبود. گویا در گذشتههای دور این محدوده باغهای اعتضاد رضویها بود.
رمضان اسدپور چهره شناختهشدهای برای مردم نیست، اما هنرش آشنای مشهدیها، بلکه ایرانیهاست.
او کسی بود که معماری بخش زیادی از بیوتات حرممطهر را انجام داد و بهعنوان استاد بنا آنقدر به همه بخشهای حرم امامرضا(ع) آشنا بود که اجازه تردد در همه قسمتها را داشت و از سنین جوانی لقب «کاپیتان حرممطهر» را گرفت.
خاندان دارالضیافهایها که نسلشان به امام جواد(ع) میرسد، از زمان ساخت دارالضیافه تا چند سال پیش در آن خدمت میکردهاند و رابطه عاطفی عمیقی با نام خانوادگیشان دارند.