آنطور که قدیمیترها میگویند، قدمتش به 250 سال پیش برمیگردد و موقوفه آن به سیدابوالفضل زنبورکی متعلق بوده است. صدسال از ساخت بنای اولیه میگذرد که با فوت واقف و بعدها متولیانش، به حالت مخروبه درمیآید. همجواری بنا با بارگاه حضرت رضا(ع) موجب میشود که بهتدریج به کاروانسرا تبدیل شود. مسافران و زائرانی که از راههای دور و نزدیک به مشهد میآمدند، در این محل اتراق میکردند.
صحبت از جلسه قرآنی است که دو کودک سیزده و دهساله با پشتیبانی مادر به راه انداختهاند و اکنون پس از 25سال برپایی، جوان برومندی شده است که همه مشهد و جهان اسلام آن را میشناسند. دورهمی قرآنی که در ته یک کوچه بنبست راهگشای بسیاری از قرآندوستان شده است تا در مسیر این کتاب آسمانی قدم بگذارند.
پس از مقتلخوانی، پیرمرد از منبر پایین میآید و عمامهاش را میان جمعیت پرت میکند. میان مردم راه میرود و سینه میزند. دیدن شیخ رویسپیدکرده و قدخمیده با جسمی نحیف و حالی نزار در عزای روز عاشورا مستمعان را نیز منقلب و فریاد یا حسینشان را بلندتر میکند.
این توصیف، تنها یکی از فیلمهایی است که از مقتلخوانی آیتالله محمدحسین سیبویه حائری باقی مانده است. مردی که سال57 به کشور آبا و اجدادیاش بازمیگردد تا پایههای مقتلخوانی روز عاشورا را در ایران بگذارد.
انتخاب سخت میشود اگر یکسوی قصه عزیزی باشد که تا آن لحظه نمیتوانستی ببینی خاری به پایش برود و سوی دیگر، تصمیمی که گرفتنش ساده نیست. هنگامی که «ابراهیم مهدیزاده» پدر «مهدی» به یاد آخرین لحظههایی که فرزندش را سالم و سرحال دیده میافتد که سوار بر موتور از محل کارش خارج و به سمت خانهشان در طرق رفته، اشک یک لحظه هم امانش نمیدهد. خانواده مهدیزاده از پزشک بیمارستان امدادی میشنوند که مهدی بیستوسهسالهشان مرگ مغزی شده است. پزشکان میپرسند حاضرید اعضای بدنش را ببخشید؟
حسینیه فاطمیه شیرازیها که در کوچه شهیدیگانه3 قرار دارد، یکی از این مکانهای اقامتی است که هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س) شیراز آن را بنا کرده است. این حسینیه که بیشتر با نام فاطمیه شیرازیها شناخته میشود، در همه روزهای سال پذیرای زائران شیرازی در مشهد است.
نوغان9 کوچهای در حوالی بارگاه امامرضا(ع) است که مسجدالرضا(ع) هویتی تاریخی به آن بخشیده است. زنان نوغان هرسال در سالروز فراغ غریبانه حضرت رضا با راهانداختن دستههای عزاداری از این مسجد به سوی حرم مطهر حرکت میکنند و پیکر نمادین امام مهربانی را تشییع میکنند. مراسمشان هم از سالهای گذشته با نام «سوگواره زنان محله نوغان» شهرت پیدا کرده است.
جیانوزی نخستین عکاس خارجی است که از سوی ناصرالدین شاه مأمور شد تا چند مجموعه عکس از ابنیه خراسان و مجموعه آستان قدس تهیه کند. نخستین عکس ثبت شده از حرم مطهر رضوی را هم او گرفته است.
نه تنها در خاطرات مشهدیهای قدیم، که در تاریخ این شهر، نام «روضه خاندان شاهحیدری»یک نماد هویتی است که بیش از یک قرن است در محله سرشور جان دارد و نفس میکشد. تکیهای که نامش را از اسم برپاکنندهاش، «سیداسماعیل شاه حیدری» معروف به «آقای شاه» وام گرفته ونشان این وام داری را میتوان در ماجرایی شیرین و شنیدنی جست وجو کرد؛ روایت است که آقای شاه رامشهدیها به دلیل خصوصیاتی اخلاقی که ویژه او بوده، دوست داشتند و بسیار احترامش میکردند.
هیئت «پارچه بافان آذربایجان» را می توان از قدیمی ترین هیئت های شهرستانی دانست که تأسیس آن به حوالی سال های ابتدایی قرن گذشته برمی گردد. زنجیرزنان این هیئت اغلب از تبریزی ها و اسکوییهای مجاور در مشهد بوده اند که در محله جوادیه و در خانه مرحوم محمدعلی خوشقولی معروف به «مشتی» پارچه بافی می کردند. این هیئت که محل جدید اسکان آن در چهارراه خواجه ربیع است، همچنان چراغش به عشق امام حسین(ع) روشن است و پرچمش به مدد امام رضا(ع) برافراشته.
کوچه آیتالله خزعلی3 یا کوچه روشن که میان دو مسیر شوکتالدوله و مسیر تازهتأسیس آیتا... واعظطبسی قرار دارد، یک راه گذر قدیمی بهسوی حرم مطهر رضوی است که هویتی دیرینه دارد، اما اکنون جز نامش عناصر زیادی از آن باقی نمانده است. پیشترها مرد متمولی به نام حاجیروشن در این محله ساکن بوده که این معبر به اعتبار او معروف شده است. یافتن افراد ساکن و قدیمی در این کوچه مانند دیگر کوچههای نزدیک به حرم دشوار است.
در سرزمین های اسلامی، سبک حجازی و کوفی، نخستین خطوطی هستند که برای نگارش قرآن به کار رفته اند. خط کوفی به لحاظ شکل ظاهری به دو شیوه کلی ساده و تزیینی مرسوم بوده است.
سال ۱۲۰۹ خورشیدی که آقا محمد خان قاجار بــعــــد از شــکــست لطفــعلی خــان و فتح کرمان، دست لشکریانش را در تجاوز و غارت مردم باز می گذارد، عده ای از مردم این شهر برای حفظ جان و ناموسشان و بر سر ارادتی که به امام رضا(ع) دارند، به مشهد مهاجرت می کنند و همه در یک محله ساکن می شوند؛ محله «قبر میر» پایین خیابان( بولوار شارستان خیابانشوشتری8). مدتی که از استقرارشان می گذرد و زندگی روال عادی می یابد، تصمیم می گیرند حسینیه ای را برای عزاداریهایشان بنا کنند.این بنا اولین بنای حسینیه ای است که همه به نام حسینیه کرمانی های مقیم مشهد می شناسند.
هر سال هزاران نفر برای تماشای مراسم شبیهخوانی محله قرقی زیر پرچم هیئت متحده ابوالفضلی جمع میشوند.
عیدغدیر امسال طرح احیا و مرمت هشت گذر تشرف به حرم رضوی هم قوت گرفت؛ طرحی که قرار است با اجرای مبلمان شهری، فضای سبز، نورپردازی و ایجاد برخی امکانات موردنیاز زائران پیاده در قالب پروژه سهساله، جداره های شهری را سامان دهد.بر این اساس از میان شانزده کوچه تاریخی و هویتدار، در گام نخست هشت گذر تشرف ازجمله گذرهای «نوغان»، «مخابرات»، «آستانهپرست»، «حمام باغ و حوض امیر»، «شهیدسالاری مقدم»، «حاجنوروز»، «محمدیه» و «عیدگاه» مشخص شدند و برای شروع کار، با مداخله حداقلی و فضاآرایی، آسانسازی امکان تشرف زائران به سوی بارگاه حضرت رضا(ع) فراهم شد.
در تابستان های قدیم، وقتی حرم مطهر رضوی دارای فضای گسترده امروزی با تهویه هوا نبوده، بوی تن زائران سبب آزار می شده است؛ بنابراین خادمان و واقفان آستان مقدس رضوی به دنبال راهی برای خوشبو کردن فضای حرم برمی آیند.
آنهایی که فرصت حضور از طریق خطوط ریلی را برای بودن و ماندن در مشهد انتخاب میکنند از این ایستگاه دل نمیکنند. راهآهن مشهد در همه فصلهای سال شلوغ است اما در تابستان و با تعطیلی مدارس، این شلوغی بیشتر میشود. تابستان راهآهن تماشایی است.
ربابهخانم از همهچیز مشهد راضی است. این را بدون تعارف میگوید و ادامه میدهد: «معمولا با قطار مسافرت میکنیم. خیلی هم راضی هستیم. زمان حرکت قطار دقیق و سر وقت است. هیچوقت معطل نشدهایم.» راهآهن مشهد به اعتقاد او یکی از خاطرهانگزترین ایستگاهها را دارد. شاید بخشی از آن به حرم مطهر و زیارت امام رضا(ع) برگردد اما یک بخش هم به تلاش مدیران شهری ربط دارد.
محمد عرفان بعد از کسب رتبه دوم مسابقات زیرنظر استاد قرآن، دوباره از همان ابتدا حفظ قرآن را با اصول تجوید شروع میکند. دراینباره میگوید: یکبار دیگر با جزء30 قرآن شروع کردم. این مرتبه در کنار حفظ لفظی آیات، تجوید و دیگر قواعد صرف و نحوی را هم یاد گرفتم. سیدعلی مؤمنیان استاد از همان کلاس سوم تا امروز معلم و همراهم بوده است. با توجه به تجربه گذشته، حفظ برایم خیلی آسان شده بود و در مدت چند ماه بیش از نصف قرآن را از بر شدم.
محسن حاجیحسنیکارگر قبل از آنکه در فاجعه منا به شهادت برسد، برای ما مشهدیها و البته زائران هر چهارشنبه صبح بهصورت زنده در حرم امامرضا(ع) اذان میگفت یا با آن صوت دلنشین قرآن قرائت میکرد. او که در خانهای در همسایگی حرممطهر بزرگ شده بود، از سهسالگی قرآن میخواند و نفر اول مسابقات جهانی تلاوت قرآن بود.
جوانی عشق قرآن که بعد از آخرین تلاوتش، در حج سال1394 نزدیک کعبه به شهادت رسید. در پاسداشت یاد او، شهریور1396 بخشی از بولوار شارستان رضوی در خیابان شهید نوابصفوی9 به نام او شد.
در روزهایی که با اوجگرفتن گرمای هوا، مصرف برق درحال رکوردشکنی است و هر لحظه بیم قطعی برق میرود، میخواهیم از روزهایی یاد کنیم که صفویان برای تأمین روشنایی حرممطهر به استفاده از روغنهای گیاهی رو آوردند و با پیشرفتشان در این راه، در تشکیلات دیوانی خود محلی را با نام «عصارخانه» راه انداختند. محلی که افراد شاغل در آن، دانههای گیاهی را از مزارع جمع میکردند و برای روغنگیری به عصارخانه میآوردند.
از هر رهباغی پیاده راهی حرم بشوید، نمایی از حرم امامرضا(ع) چشمتان را پر میکند. البته در کنار این مهم تقویت پیوند فرهنگی زائران، تدارک گذر سبز و برخورداری از آرامش برای ورود به حوزه زیارت، تداوم حرکت ایمن و آسوده عابران پیاده، افزایش کیفیت زیستمحیطی با استفاده از عنصر آب و گیاه، خروج راحت زائران در شرایط اضطرار و دسترسی آسان زائر به فضایی برای استراحت از دیگر اهداف احداث رهباغهاست.