حرم مطهر - صفحه 32

اینجا در دل یکی از فرعی‌های محله پایین‌خیابان، کلکسیون ضبط و رادیو احمد عطایی نوشین قرار دارد و خودش می‌گوید «اگر از روی شناسنامه بخواهید بدانید، 72سالم است، اما خودم فکر می‌کنم 10سال جوان‌ترم!» عطایی کسی است که کار جمع‌آوری کلکسیون ضبط و رادیو را از 40سال پیش و با دست‌فروشی شروع کرده است و حالا هم از عشقش به دستگاه‌های صوتی قدیمی می‌گوید.
ورودی غربی حرم امام‌رضا(ع)، درست نقطه‌ای که باید با گذر از بازار فرش قدیمی به آن رسید، با مسجدی زینت یافته‌ که هرکسی آن را به یک نام می‌شناسد؛ یکی «شاه» می‌نامد و دیگری «هفتادودوتن». در حقیقت این مکان قبل از مسجد شدن، آرامگاه «امیر غیاث‌الدین ملک‌شاه» بوده و گویا سال‌ها بعد از فوت و دفنش در سرداب مقبره، تبدیل به مسجد شده و از زمان ساخت محراب کج داخل آن (برای تبدیل شدن به مسجد) نام «شاه» -برگرفته از لقب خود امیر غیاث‌الدین- گرفته است.
چه کسی فکر می‌کرد یک برگه بی‌ارزش در داد و ستد روزانه بازار محلی، یک روزی سند تاریخی و هویتی برهه‌ای از زمان بشود؟ برگه‌هایی که با دورریختنی‌ها همراه نشده‌اند و در صندوقچه‌های انباری باقی مانده‌اند، این روزها سندی شده‌اند و سر از اتاق‌های ایزوله درآورده‌اند و بار هویتی یک زمان به‌خصوص را به دوش می‌کشند. شمار این اسناد کم نیست و به بیش از 200 هزار رسیده‌ است. به طور کلی در تعریف سند باید گفت سند تاریخ، هویت ملی، فرهنگی و اقتصادی یک شهر و کشور است و یکی از منابع تجدیدناپذیر برای تدوین تاریخ گذشته است.
«یادم می‌آید وقتی هفت‌هشت سالم بود، در حیاط خانه‌مان تئاتر یوسف و زلیخا اجرا شد. خانه سیصدمتری‌مان پر شده بود و حتی پشت‌بام همسایه‌ها هم مردم جمع شده بودند. هنوز هم صحنه‌ها و نورپردازی‌های عجیب آن را یادم می‌آید. حالا اما به‌جای آن خانه بزرگ و آدم‌هایش هتل و مهمان‌سرا ساخته‌اند.» این‌ها را جعفر منسوب‌آستانه می‌گوید؛ کسی که به‌سبب ۲۸سال خادمی گنبدخشتی، شده است صندوقچه اسرار و تاریخ سال‌های ۱۳۳۰ به بعد.
شهیدسیدعلی اندرزگو اصالتش تهرانی بود، اما سال1351 به سبب فعالیت‌هایش علیه رژیم شاه مخفیانه راهی مشهد شد. او مدت زیادی در مشهد ماند و برای اینکه ساواک شناسایی‌اش نکند، بارها خانه‌اش را عوض کرد. یکی از همین خانه‌ها که مخفیانه در آن زندگی می‌کرد، در محدوده خیابان سرشور(فرعی دوازدهم خیابان خسروی‌نو قدیم) قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی، درحالی‌که هنوز یک‌سال از شهادت او نگذشته بود، محدوده خانه‌اش، یعنی خیابان خسروی‌نو به نام او تغییر کرد و تابلوگذاری شد.
ضریح مطهری که تا آغاز دهه هشتاد، دست‌به‌سینه مقابلش خم می‌شدیم تا از سر ارادت سلامی به سلطان خراسان بدهیم، هنر اندیشه مردی بود که ارادتش به اهل‌بیت(ع) مثال‌زدنی بود؛ بزرگ‌مردی که از سر همین ارادت طرح نخستین ضریح طلایی امام‌رضا(ع) را در سال‌های ابتدایی دهه1330 داد تا جای ضریح فولادی را بگیرد؛ عارفی به نام علامه سید ابوالحسن حافظیان که اقدامات افتخاری‌اش برای جدش حضرت‌رضا(ع) بود.
داستان حسینیه ممد(محمد) سرخه شنیدن دارد. حسینیه‌ای که 100سال پیش ساخته شده و یکی از حسینیه‌های به‌نام محله عیدگاه است. دلیل انتخاب این حسینیه معماری آن نیست، چرا که این حسینیه معماری خاص یا معمار به‌نامی ندارد، بلکه دلیلش به خاطر نام حسینیه است. حسینیه‌ای که تا دلتان بخواهد، حرف و روایت دارد. روایت‌ها از بانی و خیری که اتفاقا مشهدی هم نبوده و در این شهر غریب بوده است
محمدتقی میرحافظ که معلم خیلی از بزرگان مشهد و شخصیت های برجسته در کلاس اولشان بوده است. معلم آیت الله سیدابراهیم رئیسی، رئیس جمهور کشورمان، در کلاس اول نیز بوده است.
حالا از زمانی که اسماعیل یوسفی‌مقدم به‌دلیل علاقه‌اش به فوتبال، به جرگه کارهای تولیدی پوشاک ورزشی پیوسته است، 25سال می‌گذرد و با وجود همه فرازونشیب‌ها و مشکلاتی که این روزها بر سر راه تولیدکنندگان هست، می‌گوید: اگر زمان به عقب برگردد، باز هم این مسیر را بدون ذره‌ای پس و پیش طی خواهم کرد.
نام «حاج‌نائب علی‌اکبرخان» که بیش از ۱۳۰سال از فوتش می‌گذرد، هنوز هم در اسناد تاریخی مشهد پررنگ است؛ نه به‌دلیل کارگزاری‌اش در حکومت قاجار، بلکه بیشتر به‌سبب دست خیری که داشت و دو مسجدی که در بالاخیابان ساخت. یکی از مساجد او «نائب» نام داشت که این روزها مردم آن را به نام امام‌جماعت سابقش، یعنی «ملاهاشم»، می‌شناسند. این مسجد که خشت‌به‌خشتش با روح مردم گره خورده و هر صبح صدای اذان از گلدسته‌هایش بلند می‌شود، عمرش به حدود 180سال پیش می‌رسد.
نگاهی داریم به فعالیت‌های گروهی مردم در محله عیدگاه که از سال1358 تاکنون راهپیمایی روز قدس آن‌ها تعطیل نشده و عکس‌های متفاوتی از این حضور در آلبومشان به یادگار مانده است تا راویان صادقی باشند برای نسل‌های امروز. سیدمحمد بامشکی، از قدیمی‌های محله عیدگاه که این عکس‌ها را ثبت و تبدیل به آلبوم کرده‌است، هم‌زمان با فرارسیدن روز قدس، از این جریان که زیرنظر فعالیت‌های مسجد «معتمد» است، روایت‌های مختلفی دارد.
تحولات دهه های گذشته در سرزمین های اشغالی، قدس را بیشتر به کانون هم دردی و همراهی ها کشاند آن چنان که آستان قدس رضوی نیز در طرح توسعه حرم مطهر تصمیم گرفت نمادی از قدس در حرم مطهر رضوی ایجاد کند که در نهایت به ساخت «صحن قدس» منتهی شد؛ صحنی که هم زمان با نوسازی و گسترش حرم مطهر،در دو طبقه به سال 1370پا گرفت وسه سال بعد نیز به سرانجام رسید. این صحن که در جنوب مسجد گوهرشاد و شمال صحن جامع رضوی یا پیامبر اعظم(ص) کنونی واقع شده است، یکی از هشت صحن حرم مطهر رضوی و درواقع کوچک ترین آن هاست، به دستور آیت الله واعظ طبسی، ساخته شد، در واقع، نخستین صحنی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده و می‌توان کاشی کاری های آن را سرآغازی بر کاشی کاری های پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانست.
یک سال بعد سند برادری میان مشهد و یکی از شهر‌های فلسطین در حرم مطهر امام رضا (ع) قرائت می‌شود. رویدادی که روایت آن در مطبوعات آن دوره ثبت شده، ولی از یاد‌ها رفته است.
قرارمان را در یکی از روز های ماه رمضان، بعد از نماز صبح جمعه در مسجدگذاشته‌ایم؛ مسجد امام علی(ع) در محله شقایق یک. امروز روز زیارتی مخصوص امام رضا(ع) است و قرار است با گروهی از زنان محله، راهی حرم امام رضا(ع) شویم؛ سفر معنوی کوتاهی که به همت این بانوان و ابراهیم براتی و البته وجود مینی‌بوسش، بیش از 20سال است که هر هفته انجام می‌شود. جلو مسجد چند نفری منتظرند و گمان می‌کنم با همین اندک نفرات به زیارت می‌رویم. محبوبه سادات موسوی که در همه این سال‌ها رهبر و مادر معنوی گروه بوده است، می‌گوید: راننده از ساعت5 منتظر است. به سمت مینی‌بوس حرکت می‌کنیم.
در مشهد درخت توت را وقف عام می دانسته و معتقد بوده‌اند این درخت از ازل متعلق به عموم مردم بوده است و تا ابد، از آن همه مردم خواهد بود.
تولید سوغات زیارت از آن موضوعاتی است که همیشه از حد حرف فراتر نرفته و کمتر مشهدی به‌صورت تخصصی به آن ورود کرده است. به‌همین ‌دلیل وقتی تولیدات یک گروه جوان مشهدی را در فضای مجازی می‌بینیم، توجهمان جلب می‌شود. ساخت گنبد و بارگاه امام رضا(ع)، زینبیه، تندیس سردار سلیمانی، شمعدان رضوان تنها بخشی از محصولات آن‌هاست که ازسوی زائران با استقبال روبه‌رو شده است.
20دی1362 آخرین دیدار تنها فرزند و همسر جوانش به وداعی بی‌بازگشت تبدیل شد. این بخشی از سرگذشت همسر شهیدمسلم وظیفه‌دان است که یک‌سال‌ونیم بیشتر از زندگی مشترکش نگذشته بود که خبر مفقودالاثرشدن همسرش را به او دادند و سال‌ها در انتظار خبری برای دیداری دوباره نشست. گفت‌وگوی این هفته را با صفیه عشقیان 58ساله در ادامه می‌خوانید که بعد از آمدن خبر مفقودالاثرشدن همسرش در همه سال‌های انتظار و تنهایی قرآن مونسش شد.
سده هاست که در حرم مطهر رضوی هر مرتبه با رؤیت هلال ماه صیام، نقاره خوانی سحر و مناجات گویی افطار دم می گیرند تا تأکیدی باشند بر لحظه های عبودیت و بندگی. این نوا اما در سه شب خاموش است. در واقع با رسیدن ساعت شب قدر وهنگامه عزای امیر مومنان، خادمان به تکاپو می افتند تا نخستین رسم حرم را در این شب ها به جا آورند و آن تعویض پرچم بالای گنبد است.
با اینکه محمدجواد شیرزاده 15سال بیشتر ندارد اما صحبت‌کردنش متأثر از محیطی که در آن قرار گرفته همانند بزرگسالان است. سال‌هاست قاری قرآن است و مکبر مسجد محله‌شان؛ مسجد قدس در خیابان ارغوان محله طالقانی. به‌دلیل تسلط خوب و کافی به زبان عربی و صوت و لحن زیبا، در روزهای ماه مبارک رمضان برای جزء‌خوانی قرآن کریم به مسجد می‌رود اما به گفته خودش بزرگ‌ترین افتخار زندگی از موقعی نصیبش شد که امام رضا(ع) به او اجازه داد مکبر نمازهای حرمش باشد.
سید مرتضی سادات فاطمی متولد ۱۳۲۸ خورشیدی،قاری برجسته و از برگزیدگان مسابقات بین‌المللی قرآن کشور است. او پس از کسب رتبه نخست مسابقات سراسری قرآن کریم کشور در سال ۱۳۶۰، در دومین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران که از ۱۲ تا ۱۷ فروردین ۱۳۶۲ در حسینیه ارشاد تهران برگزار شد، شرکت نمود و موفق به کسب رتبه ممتاز و مقام اول رشته قرائت تحقیق شد.