حرم مطهر - صفحه 35

عباس هریری می‌گوید: نماز را که خواندیم، عزم رفتن کردیم. در راه دیدم آقایی صدایم می‌زند. وقتی برگشتم، آن آقا گفت رئیس‌جمهور هدیه‌ای برای شما داشتند و گفتند آن را به شما برسانم. دستش را که باز کرد، یک انگشتری عقیق در دستش بود. آن را به من داد و رفت.
حضور پرنده‌ها در روضه منوره، قدمتی به اندازه سال‌های ساخت این بنای مقدس دارد؛ البته این فرضیه به هیچ سند تاریخی مشخصی پیوند نمی‌خورد.
محمدرضا قربانی می‌گوید: یچ‌وقت کشیک خدمت در حرم را فدای شغلی دیگر یا مجالس یا سفری نکرده‌ام. هیچ‌موقع بی‌علت مرخصی نگرفته‎‌ام. حتی مواقعی که درگیر مشکلی یا مسئله‌ای بوده‌ام.
می‌گوید: مادرم روزی با دلی شکسته نذر کرد که اگر خدا پسری به او بدهد و برایش نگه دارد، اسم حضرت رضا (ع) را رویش بگذارد و او را بفرستد برای خادمی امام رضا (ع).
عباس آقا فراش ثالثی که خادم حرم مطهر امام رضا(ع)، وقتی که دید با حقوق بازنشستگی نمی‌تواند کار خیر بزرگی انجام بدهد، تصمیم گرفت طبقه منزلش را به زائرسرا تبدیل کند.
شهید صابر زمانی هرسال تاسوعا و عاشورا را در حرم می‌گذراند و آن سال هم تاسوعا به همراه همسر و پسر دو ساله‌اش حرم رفته بودند؛ روز عاشورا، اما انگار می‌دانست قرار است اتفاقی بیفتد، تنهای تنها رفت.
این مداح نوجوان می‌گوید: چند بیت را به‌صورت شمرده و آهسته خواندم. نفهمیدم چقدر طول کشید، اما صدای تشویق خانواده را که شنیدم، احساس کردم که به‌خوبی از پس کار برآمده‌ام.