روی شیشه یک مغازه قدیمی در امام رضای ۸ که قابهای خالی درهای آهنی سفید رنگش با شیشههای صاف و ساده قدیمی پر شده است کاغذی سفید با خط درشت خودنمایی میکند. ویلچر صلواتی! با یک شماره تلفن.
همه آنهایی که از سر ارادت هدیهای به امامرضا(ع) میدهند، خودشان هم میدانند اگر قرار به استفاده از آن هدیه در حرم مطهر است، باید بهنحوی تبدیل به احسن شود. فرقی هم نمیکند هدیه طلا باشد یا تکه پارچه دستباف. هدیه هرچه باشد بعد از جمعآوری و قیمتگذاری بهنحوی فروخته میشود تا پول آن صرف حرم مطهر شود. از زبان حسین حاجیزاده روایتهایی خواهیم خواند که از هدیههای متبرک در مغازه او آغاز میشود و در نهایت به خانه علاقهمندان میرسد.
در حقیقت اولین خادم، اولین خدمتگزار روشنایی بوده است. روشنایی و چراغانی حرم مطهر در اعیاد بهویژه عید نوروز آیین و سنت خاصی دارد و بنا به اسناد موجود نصب و تزیین ریسههای رنگی و بهقول معروف چراغانی در خانواده غفوریها از چندین دهه قبل که برق خانه مشهدیها و حرم مطهر را روشن کرد، شغلی آباواجدادی است.
بر همین اساس با سیدعلی و سیدحسن ۲ پسر سیدعباس غفوری داشتیم که به گفته خودشان بیش از ۶۰ سال است چراغانیهای حرم مطهر را انجام میدهند.
پیرمرد خوشمشرب و مردمی است. سن و سالی از او گذشته و اهل مدارا با مردم است. او از عکاسان قدیم مشهد است و از سال ۱۳۳۸ شاگرد عکاسی بوده است. روبهروی در مسجد گوهرشاد در عکاسی طهرانیها در سرای فاتح اولین رفاقتش با دوربین و فیلم شکل میگیرد.
از وقتی سبک عکاسی متفاوت میشود کار را به فرزندانش میسپارد. دو پسرش حمید و محمد مهدی چراغ عکاسی دوستی را در کوچه کربلا همچنان روشن نگهداشتهاند. علاقه «احمد دوستی»، اما همچنان به عکاسی پابرجاست.
آشنایی با خدمات پستی را مورخان به سفرهایی که ناصرالدینشاه به اروپا داشت، نسبت میدهند. البته قبل از این شاه قاجار، نامههای پستی صادر شده ایران به دیگر کشورها تمبر پستی ایران و روس میخورد و تحویل روسها میشد. گویا تمبر و استفاده از آن دستاوردی بود که ناصرالدینشاه در یکی از سفرهای خود به اروپا آن را به ایران آورد.
هنوز هم کتیبه لاجوردی رواق دارالشکر حکایت استاد خوشذوق و توانای خود یعنی شکرالله خوشدست را میدهد. کسی که به پاس خدمات معماری و مهندسی ارزندهاش به حرم مطهر رواقی که طرحش را داده بود، به نامش میشود.
سید امیرعباس موسوی دوازدهساله و ساکن محله وحید است. هنوز در ابتدای راه است، اما در همین مدت چهار مقام برتر در مداحی کسب کرده است و تلاش میکند با آموزش و تمرین گامبهگام پیشرفت کند و روزی جزو مداحان سرآمد ایران باشد.
امیرعباس از هشتسالگی بهمدت یکسال تمرین کرد تا توانست در یکی از اعیاد ائمه(ع)، میکروفون به دست بگیرد و مقابل چشمان دلدادگان اهلبیت پیامبر(ص) دکلمهخوانی کند.
چایخانه حرم مطهر حتی برای آنها هم که زیاد اهل چای نیستند، گذرگاه خوبی است تا لذت نوشیدن یک نوشیدنی داغ و شیرین را در جایی که دوست دارند، تجربه کنند.
اما برای آنها که چای جزوی از زندگی روزمرهشان است، حضور در این چایخانه طعم دیگری به نوشیدنی دلخواهشان میدهد. چایخانه حضرت که پیوند میان خادمان و زائران است، در مدت دوسالونیمی که بر پا شده، توانسته است جای خودش را باز کند و در ایام نوروز نیز میتواند یکی از خاطرههای شیرین زائران را بسازد.
نیمه اسفند که میشود رختی نو بر تن شهر میکنند تا زیباییهایش به همه نوید آمدن بهار را بدهد. طراحی و ساخت المانهای نوروزی و نمادهایی از رسیدن فصل زیبای بهار، همین جامه زیباست. منطقه7 ورودی شهر مشهد است و زیباییهایش تنها اختصاص به شهروندانش ندارد و برای تمام زائران و مجاوران چشم نواز است. امسال هم مانند سالهای گذشته شهرداری منطقه7 با ارائه خدمات در حوزههای مختلف به استقبال بهار ۱۴۰1 رفته است.
از پنجسالگی شروع به حفظ و تلاوت قرآن کرد، اول مادرش با خواندن سورههای کوچک قرآن او را تشویق به اینکار میکرد اما مدت زیادی نگذشت که دلش میخواست بیشتر از چند سوره کوچک را حفظ کند، بنابراین مادر او را در کلاسهای قرآن حرم امام رضا(ع) ثبتنام کرد، هفت سال از آن زمان میگذرد و الان «فائزه قربانپور» در دوازدهسالگی، علاوه بر اینکه حافظ کل قرآن است توانسته برای پنجسال مقام اول مسابقات حفظ قرآن مدارس ناحیه2 مشهد را کسب کند.
اگر قرار به رسم شکل باشد، امروز تهپلمحله را باید ذوزنقهای کشید که در شمالغربی حرممطهر قرار دارد. محلهای قدیمی که طبق نوشتههای کتاب «مطلعالشمس» چون درگذشته بخشی از نوغان بهحساب میآمده، در منابع کهن بهنامش اشارهای نشده است. اما نام آن از پلی که در انتهای خیابان نوغان بود گرفته شده و محل سکونت مردم آنطرف پل، در لهجه مشهدی به «تهپل» معروف شده است. این محله این روزها چهلتکه شده است و بیشتر از هرچیزی ساخت هتلهای بزرگ در آن به چشم میآید.
«حاجحسین حاجیزاده» را نهتنها اهالی محله نوغان و تهپلمحله بهخوبی میشناسند، بلکه او آشنای زائران زیادی نیز هست. کاسبی پنجاهساله که در تهپلمحله به دنیا آمده است و این روزها مغازه کوچکی در کوچه حمامباغ دارد. محلیها او را «حاجحسین» صدا میزنند و آنهایی که یکبار از در مغازهاش رد شدهاند، او را متبرکفروش میشناسند.
قبل از گفتن از کارش باید از خود حاجحسین گفت که یکسر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در مغازه کوچکش میرسد و هم در رسیدگی به زائر دست خیر دارد. بزرگترین خیرش در این راه هم روشن است؛ آمادهبودن هرروزه سماور چای مغازهاش.
دهخدا نقاره خانه را «جایی که در آن نوبت نوازند» می نامد. در گذشته به نقاره خانه «نوبت خانه» هم می گفتند و نوازندگان را «نوبت نواز» یا «نوبت زن» می نامیدند. حتی نقاره را «نوبت» می خواندند یا باز هم به تعبیر معین، «طبل بسیار بزرگی که در ساعات معین از شبانه روز می نواختند.» درنتیجه، نقاره خانه مکانی است که در زمان های مشخصی از روز به ویژه هنگام طلوع و غروب، سازهایی چون نقاره و کوس و کرنا و در شکلی کلی سازهای بادی و کوبه ای می نوازد.
محله جلالیه از میدان شهدای مسجد گوهرشاد یا همان پنجراه پایین خیابان در ضلع جنوب غربی آغاز میشود، از یک سو وارد خیابان سرخس میشود و سمت چپ آن خیابان را تا پایان پوشش میدهد.
ستاره هشتم آسمان امامت وقتی قدم به خاک خراسان گذاشت، با خود آبادی را برای مردم سناباد قدیم به ارمغان آورد. پس از او در ابتدای قرن سوم هجری نیز شیعیان و امامزادگان بسیاری به شوق زیارت، بادیه های بسیاری را طی کردند تا دامن از دایره جور حکام برچینند و در سبزی مهر رضا(ع)، سایه آرامشی بیابند؛ این مهاجرت ها سبب شد بعدها خراسان، سهپری باشد که گرداگرد خورشید امام هشتم(ع) چرخ می زند. همین است که هر ساله، هر مسافری که راه سمت این دیار می گیرد، چمدانی از حاجت و راز و نیاز بر می دارد و با کوله باری از امید و آرام دل باز می گردد. در سطرهای پیش رو برخی از این اماکن مذهبی- از مشهد تا خراسان- معرفی شده اند.
موکبشهدای بولوار شاهنامه بزرگترین موکب ورودی غرب مشهد است. تمام زائران پیادهای که از محور شهرستان چناران وارد مشهد میشوند، در ابتدای ورودی غرب مشهد، به این موکب وارد شده و از خدمات ارائه شده در این ایستگاه همانند، وعده غذایی گرم، نماز جماعت، خدمات پزشکی و پرستاری، خوابگاه مجزا برای بانوان و آقایان، حمام و سرویسهای بهداشتی، کفاشی، خیاطی، تعمیرات موبایل و... بهرهمند میشوند. عباس باروتکوب از بانیهای راهاندازی این موکب میگوید: «اربعین 5سال قبل تعداد زیادی از اهالی بولوار شاهنامه راهی مراسم پیادهروی اربعین حسینی شدند. این افراد که در مسیر پیادهروی نجف تا کربلا با صحنههای بهیادماندنی و خاطرهانگیزی از میهماننوازی شهروندان عراقی مواجه شده بودند بعد بازگشت از همایش عظیم اربعین حسینی تصمیم گرفتند تا از مهمانان امام رضا(ع) پذیرایی کنند».
شروع حرکت از مسجد حضرت ابوالفضل در طبرسی58 واقع در محله رسالت است. در بین راه خیلی های دیگر به جمعیت می پیوندند. از مسجدهای مختلف المهدی، قبا، بلال، خمسه طیبه، ابوذر، چهارده معصوم(ع) و فقیه سبزواری. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شود و تعدادشان به بیش از هزار نفر می رسد. نمی شود گفت همه بومی همین محله هستند. حاج آقا برغمدی و یساقی پرچم دار هستند و جلودار و پیشاپیش همه می روند. دو سال است ایام کرونا کاروان تعطیل بوده است. و حالا دوباره فعال شده است.
سال های سال پشت میله ها در سلول هایشان روزگار گذرانده بودند. هیچ کدام قاتل نبودند. سابقه دار هم نبودند. با این حال پولی نداشتند تا بتوانند بعد از اشتباهی که کرده اند، آزادانه زندگی کنند. اما حالا آمده بودند جلو در زندان و به آن ها گفته می شد بروید سر خانه و زندگی تان. معجزه نجات در این کلیپ با تصویری دور از این زندانی ها، درست جلو در زندان رخ می دهد. اشک شوق می ریزند.
باغ حمید بن قحطبه که اکنون حرم مطهر امام رضا(ع) در آن قرار دارد، در واقع یک ارگ حکومتی و محل اجتماع و اسکان حکما و خلفا در دوران مختلف بوده که قدمت آن به پیش از ایجاد مشهد می رسیده است. این کاخ در دل باغی در قریه سناباد و در واقع در یک میلی قراء نوغان توس بوده است.
خیابان رضوان تاریخی نیست، بلکه از آن معبرهای تازهتأسیس است که با تملک و تخریب 110پلاک ساخته شد تا از طریق آن ایستگاه راهآهن مشهد اتصال مستقیمی به حرممطهر پیداکند. در کنار این ویژگی وقتی سال1397 روبان افتتاح آن بریدهشد، بهعنوان هفتمین خیابانی یاد شد که دید مستقیم به حرممطهر دارد؛ تا به این ترتیب، از اندوه ساکنان تهپلمحله و نوغان بهدلیل نابودی بخشی از هویت این محدوده کاسته شود