یکی از عناصری که از بخش های اصلی معماری اسلامی است و زائران بسیاری را در بارش و آفتاب پناه می دهد، «رواق» است. رواق را ایوان، پیشگاه خانه و سایه بان تعریف کرده اند و در حرم به بناهای سرپوشیده ای گفته می شود که در اطراف بقعه مطهر قرار دارند. این مکان ها بسته به نیاز و هدف ساختشان، در ابعاد متفاوت و معماری های خاص، در دوره های مختلف به همت بانیان و معماران متعددی بنا شده اند.
محمود منظم تولایی، دوم اردیبهشت سال ۱۳۱۴ در مشهد به دنیا آمد. او در ابتدای جوانی با عنوان سرباز پیمانی وارد ارتش شد؛ این حضور ۹ سال طول کشید تا به دانشکده افسری رفت و به عنوان دانشجوی ممتاز با مدرک لیسانس دانش آموخته شد.
با اینکه او در زمان پیروزی انقلاب، می توانست بازنشسته شود، اما ترجیح داد بماند؛ می گفت: «حالا خدمت برای ارتش و دفاع از میهن و اسلام ناب محمدی ارزش دارد، نه زمان طاغوت.» عراق که به ایران حمله کرد، او از همان نخستین روزهای جنگ به عنوان یک فرمانده مسئول و نظامی متعهد در فکر رفتن به جبهه بود و چنین حضوری را وظیفه خود می دانست.
جواهرات در قابهایی بهنام خوانچه و ترنج بنا به وصیت و سفارش واقف بالای سر حضرت نصب شدهاند. اگر شما هم اینبار که به حرم مطهر مشرف شدید و پای ضریح ایستادید، بعد از زیارت و درددل با آقا نگاهتان را کمی بالاتر ببرید، کتیبهها، خوانچهها و ترنجهای طلایی و باارزش را خواهید دید. این جواهرات چگونه سر از روضه منوره در آوردهاند و چه کسانی راه این جواهرات را به این مکان مقدس باز کردهاند.
داستان زندگی عباسقلی صابر که صاحب بزرگترین و معتبرترین برند فرش در کشور و دنیا بود، از همین کارگاه در نزدیکی حرم مطهر آغاز میشود و بعدها به بافت فرشهای نفیس برای بارگاه منور رضوی میرسد. داستانی که احمد بزمیمقدم که اکنون ادامهدهنده راه صابر و برند اوست، آن را از ششسالگی خود، یعنی همان موقع که مشغول به بافندگی در کارگاه صابر میشود شروع میکند و تا آخرین روزهای او و خدماتش برای مشهد که بخشی از آن در حرم مطهر خلاصه میشود، روایت میکند.
کوچه آیت الله شیرازی3، 100سال پیش صاحب حمامی شد که در تاریخ برقکشی مشهد از آن به عنوان نخستین حمام برقدار شهر یاد شدهاست. آن زمان مرحوم حاججواد توکلی یزدی سرمایهاش را صرف ساخت حمام کرد. این بنا حدود 40سال بعد از آمدن برق به ایران بهعنوان نخستین حمام عمومی مشهد برقکشی شد.
جمیله که تازه به هجدهسالگی پا گذاشته است، با لهجه غلیظ افغانستانی میگوید: برادرم کوچک بود که برای کارگری به ایران آمد، اما در فضای معنوی که قرار گرفت، کار و زندگی را رها کرد و برای دفاع به سوریه رفت. من هم خیلی کوچک بودم و سالها او را ندیدم و خاطره زیادی از او ندارم، اما احساس میکنم باید برای زنده نگهداشتن یاد و راه او تلاش کنم.
یکی از بزرگترین آرزوهایم خادمی امام رضا(ع) بود، اما تحصیل و درس مانع رسیدنم به این آرزو بود، از طرف دیگر ساکن مشهد نبودم و نمیتوانستم افتخار خادمی حرم را داشته باشم. سالهای تحصیل در دانشگاه با سرعت گذشت، روزهای پایانی تحصیل و فارغالتحصیلی از دانشگاه برایم سخت و ناراحتکننده بود، چون بعد از پایان تحصیل ناچار باید به شهر زادگاهم برمیگشتم و این یعنی فراق و دوری از امام رضا(ع). دلکندن و دورشدن از همجواری ایشان برایم سخت و حتی دردآور بود. دوباره به حرم رفتم و به امام رضا(ع) متوسل شدم و به زبان تضرع و التماس به او گفتم:«حالا که مجاورت شدهام، من را از خود مران، بگذار که در همسایگی تو بمانم، ای امام مهربان که ضامن آهو شدی، ضمانت من را هم بکن.» خوشبختانه اینبار نیز امام رضا(ع) کمکم کرد و در سال 1375 به استخدام شهرداری مشهد درآمدم و اندکی بعد ساکن شهر مشهد شدم.
عیدگاه که زمانی از جنوب شهر تا بست مقدس امتداد داشت، امروز در یک کوچه و 14فرعی آن خلاصه میشود؛ محدودهای که ساختمانهای نوشده آن دیگر تصویری از نمای پیشین را ندارند، اما نام قدیمی عیدگاه همچنان در آن زندهاست. همچون گذشته سیروس، زنجیر، باغحسنخان و شمس از فرعیهای معروف آن است.
همزمان با روز پرستار سری به دارالشفای امامرضا(ع) زدیم و با مهدی شجاع، قدیمیترین پرستار آن، گفتوگو کردیم؛ کسی که طرح ساخت ساختمان کنونی دارالشفا را به آستان قدس رضوی داد و پیگیر آن تا زمان افتتاح بود. شجاع با 30سال کار در این مرکز درمانی، معتقد است همه بیمارهایی که سر از دارالشفا درمیآورند، نیت شفاگرفتن از امام رضا(ع) را در دل دارند.
با نزدیکشدن به چهلوسومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، نگاهی داریم به تعدادی از حرکتهای انقلابی مؤثر از مهر تا پایان آذر1357 که نتیجه آن شکلگیری نخستین تظاهرات میلیونی مردم مشهد در 19آذر بود. این گزارش براساس 2منبع روزنامه آفتابشرق و اسناد سازمان پژوهشهای آستانقدس رضوی گردآوری و فراهم شده است.
سوز پاییزی است و باد، اما زیر سقف حرم، دستِ دل، گرم است. عاشق شوق حضور دارد و در این تردیدی نیست ولی وسعت حرم با یک میلیون متر مربع همیشه این سؤال را توی ذهن هر آمده و رونده ای یک بار نشانده است که اینجا در فصل های سرد، خاصه در قدیم که اواخر پاییز و زمستانش، زمین را برف فرش می کرده، در نبود امکانات امروزی چطور گرم می شده است؟
مؤذنی، مکبری، نوحهخوانی و معاون امور قرآنی بسیج، بخشی از فعالیتهای مختلف حسین ١2ساله است، نوجوان فعال محله چهنو که از همان دوران کودکی با قرآن و قرآنخوانی مأنوس بوده و ادامه فعالیتهایش را در مسجد محله پیش گرفته است. او بهتازگی به عنوان مؤذن در حرم مطهر هم فعالیت دارد که این را مهمترین دستاورد زندگیاش میداند.
اگر گذرتان به پارکینگ شمارهیک حرم مطهر افتاده باشد، حتما صدای کوبیدن چکش روی آهن را شنیدهاید. صدایی که از گوشهای بلند میشود که درِ کرمرنگ آن با تابلویی روی سرش میگوید اینجا کارگاه اداره خدمات فنی است که خادمی در آن شکل دیگری دارد. این محیط پرسروصدا در دست خادمان افتخاری است که نوع خدمتشان به حرم مطهر رضوی در تعمیر وسایل خراب شده این آستان خلاصه میشود تا از اشیای موقوفه نهایت بهرهبرداری شود.
یکی از شاهکارهای هنر دست استاد حبیبالله بنایرضوی مرمت و بازسازی آیینهکاریهای بالا سر حضرت است.
درهای چوبی حرم که حلقه دلهای بسیاری را هر روز به دست میگرفتند جایشان را به آهنها و فلزها دادهاند و هر کدام به رنگی و شکلی نقش خوردند تا آیینه ارادت زائران و مجاورانی باشند که هر ساعت و دقیقه منتظرند تا در آیینه خشتبهخشت و چوببهچوب حرم جلوه محبوب ببینند.
کوچه آیتالله محمد واعظزاده را هنوز هم خیلیها با این نام نمیشناسند. چون تا همین یکسال پیش تابلوهای خیابان شهید کاشانی27 نام بیهقی داشت و به گفته سنوسالدارهای کوچه، قدمت این نام به هفتادهشتاد سال میرسید. نام آیتالله واعظزاده مؤسس دانشگاه مذاهب اسلامی و نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که در گذشته از ساکنهای همین محدوده بود، زمستان سال1399 روی تابلوها نشست.
عبدالله خان وظیفه داشته هر روز به نیابت از شاه وقت، یعنی ناصرالدین شاه، به زیارت حرم مطهر رضوی برود و به جای شاه که در پایتخت بوده است، آستان حضرت رضا(ع) را بوسه دهد.
طرح خیابان طبرسی برای نخستینبار در سال ۱۳۰۸ از سوی محمدولیخان اسدی نایبالتولیه وقت آستان قدس در گفتگو با تقیزاده، استاندار خراسان، مطرح شد. آن زمان اسدی به تقیزاده طرحهای خیابانکشی در اطراف حرممطهر را داد تا آستانه را از بنبست درآورد. این طرح شامل کشیدن فلکه و خیابان جنوبی و شمالی بود. با موافقت تقیزاده او برای کشیدن این خیابانها از محل بودجه آستانه برای رضاشاه نامهای نوشت و در آن از اینکه بافت اطراف حرم نامناسب است و رفتوآمد در داخل حوزه حرممطهر به سختی انجام میگیرد، گفت.
در قفسههای کتابخانه آستان قدس رضوی ۵ میلیون نسخه کتاب در دسترس است. کتابخانهای که با داشتن ۱۰۵ هزار و ۶۲۳ نسخه خطی، ۶۲ هزار و ۷۰۷ کتاب چاپ سنگی و ۴ میلیون و ۸۱۱ هزار و ۶۹۴ نسخه چاپی از کهنترین کتابخانههای ایران و مجموعهای غنی از گنجینههای خطی دنیا به شمار میرود.
اداره امور امانات و اشیای پیدا شده حرم مطهر رضوی یک نفر با عنوان جمعآور دارد که روزانه ۵ تا ۶ نوبت به بخشهای مختلف امانات سر میزند و اشیای پیدا شده را تحویل میگیرد و به دفتر مرکزی میآورد.