حرم مطهر رضوی نمایشگاهی مصور از فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی است. کاشیهایی زرینفام، معرق، هفترنگی و زیررنگی با نقوش مختلفی از شمسهها و نیمشمسهها تا نقوش هشت، شش و چهارگوش، گلدانی، ستارهای، ناودانی و... جلوه بصری خاصی به حرم بخشیده و معنویت این مکان نورانی را دوچندان کردهاند.
این عاشقان جامانده خودشان را از سراسر کشور به حرم ولینعمتمان رساندهاند تا ناکامیشان از خدمت به زائر امامحسین(ع) را با خدمت به زائر امامرضا(ع) جبران کنند. وعدهگاهشان هم موکبهای برپاشده در خیابان آیتالله طبسی است که ظاهر و باطن آن نمایشی از پیادهروی اربعین در مقیاس کوچک است. گزارش پیشرو روایتهایی است از فعالیت 34موکب جامانده از پیادهروی اربعین
پاگرفتن آتش در پاساژهای قماش، حکایت پنبه و الکل است. کوچکترین خطا در مغازه و راهروهای پر از پارچه میتواند شعلههای آتش را برافروخته کند و ناگهان زبانه بکشد و مانند رودخانهای سوزان و جاری، همهچیز و همهجا را بسوزاند؛ درست مثل بلایی که سر پلاسکوی تهران آمد و جز مچالهای از بلوکهای بتنی و آهنی چیزی از آن باقی نماند. اما گویا سرنوشت غول هفدهطبقه پایتخت، قرار نیست درس عبرتی برای پاساژهایی باشد که تاکنون چندین هشدار قانونی درباره ناایمنبودنشان دریافت کردهاند.
خانهموزه حکام در خانه داروغه بعد از اعلام رسمی ستاد مبارزه با ویروس کرونا درباره بازگشایی مکانهای تفریحی و گردشگری افتتاح خواهد شد.
یکی از این دلتنگیهای حرم برای زائر به سقاخانه اسماعیلطلا خلاصه میشود. سقاخانهای که نوشیدن آب گوارایش را به نیت شفا یا رفع عطش چندینبار تجربه کردهایم. سنگ بنای این سقاخانه را نادر، پادشاه افشاری، از هرات آورد و ساخت، اما این روزها به نام اسماعیلطلا شناخته میشود.
کرکراقخانه مکانی بود که در آنجا پوشاک مورد نیاز پس از خریداری نگهداری میشد و به کسی که وظیفه خرید و حفظ و نگهداری پوشاک و اهدای آنها به افراد مختلف و مستحق را در این مکان برعهده داشته، کرکراق یا صاحب جمع کرکراقخانه گفته میشد. موقعیت مکانی کرکراقخانه بهطور دقیق مشخص نشده است، اما از آنجا که در اسناد، این مکان بهعنوان زیرمجموعه بیوتات آستانه معرفی شده است، بنابراین میتوان گفت که این مکان در مجموعه اماکن متبرکه آستان قدس واقع بوده است.
«3سالی میشود که کنار هم هستیم. با هم تمرین میکنیم، سرود میخوانیم، میخندیم، گریه میکنیم... حالا تبدیل به یک خانواده شدهایم.» اینها را یوسف نیکوخلق میگوید. مؤسس گروه سرود شمیم مهدوی. خودش از همان کودکی دستی در سرودخوانی داشته اما سال٩٧ تصمیم میگیرد بچههای خوشصدای محله را دور هم جمع کند. ابتدا یک گروه کوچک محلی بودند که در مساجد به مناسبتهای مختلف برای هممحلهایهایشان سرود میخواندند. حالا اما اسم گروهشان خیلی جاها پیچیده، در سالنهای بسیاری در شهر اجرا داشته و به هر مناسبتی خواندهاند.
برای کسی که لذت خادمی امام رضا (ع) را تجربه کرده، از دست دادن این نعمت دشوار است. این را اکرم شهیدی، فرهنگی بازنشسته که تا سال گذشته در حرم به عنوان خادم مشغول خدمت بود، میگوید و ادامه میدهد: «متأسفانه به علت مشکلات خانوادگی و بیماری خودم و فرزندم از سال گذشته دیگر نتوانستم خدمت به زائران را ادامه دهم. از روزی که به حرم نرفتم دلتنگ شدم. هر باری که این طوری میشوم لباس خادمیام را میپوشم. لباسی که برایم خوش یمن بود و همیشه گره از مشکلاتم گشوده است.»
بیشتر خانوادههای مشهدی یک خاطره مشترک از حرم امام رضا (ع) دارند و آن مربوط به آغاز زندگی مشترکشان است. بسیاری از خانوادهها با وجود گذشت سالها از شروع زندگی مشترکشان، همچنان هر باری که به حرم میروند با یکدیگر یاد آن روز را گرامی میدارند و خاطرات برایشان تکرار میشود. فاطمه و جواد نوروزی، زوج جوان محله عنصری، هستند که سال ۹۳ با حضور در بارگاه منور رضوی زندگی مشترک خود را آغاز کردند. خانواده نوروزی خاطره جالبی از شروع زندگی مشترک خود در حرم دارند که آن را برای ما بازگو میکنند.
«شهرام تدین» ۱۷ سالی است که افتخار خادمی امام رضا (ع) را دارد. بارها از او پرسیده شده که آیا خودت از نزدیک شاهد شفا دادن مریضی از سوی حضرت رضا (ع) بودهای؟ و او محکم جواب میدهد بله، میگوید دفتری در حرم مطهر رضوی وجود دارد که کراماتی که جزو خاطرات خدام است نیز در این دفتر ثبت میشود و آستان قدس رضوی بر روی این موضوع تأکید و حساسیت ویژه دارد و آنگونه نیست که هر کسی بتواند شفا گرفتن یا هر موضوعی را به حضرت نسبت دهد.
علی پهلوان که وارد هفتمین دهه از زندگی خود شده اولین بار در ۷ سالگی کفشداری را در حرم امام حسین (ع) تجربه کرده است. خادم حرم امام رضا (ع) درباره اولین تجربه کفشداری خود در حرم امام حسین (ع) میگوید: پدر من خواربار فروش بود و به سفرهای زیارتی علاقه زیادی داشت به طوری که هر سال بین ۴ تا ۶ ماه ما به عراق میرفتیم. اولین بار در کودکی من کفشداری را در یکی از همین سفرها تجربه کردم.
مجلس یا جشن سلام از قدیمیترین آیینهایی است که در حرم مطهر برگزار میشود. مجلس سلام دربار ولایتمدار رضوی هرسال باشکوه هرچه بیشتر و بهطور مخصوص در شب ولادت حضرت رضا(ع) در تالار تشریفات برگزار میشود. در این جشن به حسب دعوت قبلی و کتبی اداره تشریفات آستان قدس رضوی، عدهای از روحانیان، استاندار وقت، رؤسای ادارات دولتی، افسران ارشد لشکری، اعضای عالیرتبه آستان قدس و جمعی از مشاهیر شهر در تالار تشریفات آستانه حضور مییابند.
هرکدام از این گلها هزاران حاجت را با خود به حرم میآورند. هزاران دعا و خواسته را با خود میآورند و حرم مطهر را غرق در عطر دلانگیز خود میکنند. از سراسر ایران میآیند؛ محلات، اصفهان، تهران، رامسر، کرج و... .
در کنار تمام نذرهایی که در حرم مطهر مرسوم است، نذر گل برای ولادت حضرت رضا(ع) از آن نذرهایی است که با نزدیک شدن به روز میلاد منطقه ثامن را به تکهای از بهشت تبدیل میکند. نذری که خیران و بانیان سراسر کشور گلهاشان را همراه با دلهای گرهزده به پنجره فولاد راهی صحن و سرای حرم یار میکنند.
کمبود آب در مشهد ایجاد سقاخانه و شغل سقایی را در سدههای گذشته بیشتر در معرض توجه قرار داده بود. سابقه وجود سقاخانه و سنگاب در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه برمیگردد. در موزه آستان قدس رضوی، سنگاب خوارزمشاهی وجود دارد که گفته میشود پیش از این در راهرو سقاخانه نصب بوده و آب آشامیدنی زوار را تأمین میکرده است.
تا اوایل قرن حاضر، حدود 12باغ مشهور در شهر وجود داشته و حتی به روایتی محله چهارباغ مشهد، نام خود را از 4باغ که پیرامون آن قرار داشته، گرفته است. سرسبزی در مشهد قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع زیرزمینی فراوان بوده است. بر اساس منابع تاریخی، تا اوایل سالهای دهه 1300شمسی مشهد فقط دارای یک خیابان از غرب به شرق شهر بود که به فرمان شاهعباس بزرگ بهصورت چهارباغی با 4ردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود.
خرید و تزریق دارو، تهیه کپسول اکسیژن و... برای یک بیمار کرونایی با دفترچه درمانی حدود یکمیلیون و 300هزار تومان و بهصورت آزاد بیش از 4میلیون تومان میشود. حال اگر در یک خانواده چند نفر مبتلا شده باشند، هزینه درمان خیلی زیاد خواهد بود. آستان قدس رضوی وظیفه خود میداند تا در این اوضاع خاص به کمک مجاوران حضرت رضا(ع) بیاید و بسته به نیاز افراد، هزینههای درمانی خانوادههای کمبرخوردار را تا 100درصد پرداخت کند.
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که با خودرو شخصی به حرم مطهر رضوی رفته باشید. حال تفاوتی نمیکند که جزو زائران یا یکی از مجاوران و مشهدیهایی باشید که برای زیارت به حرم مطهر مشرف میشوید. احتمالا برای پیدا کردن محلی مناسب برای پارک کردن دچار مشکل شدهاید.
سیدحسین هاشمیپناه 45ساله، 20سالی میشود که در کتابخانه مشغول به کار است. او که فعالیت خود را اول با نگهبانی و برچسبزدن به کتابها و چیدمان آنها در قفسهها آغاز کرده است، اکنون در بخش سختافزار حفاظت منابع دیجیتال کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی واقع در حرم مطهر رضوی کار میکند.
یکی از مسیرهای اصلی و قدیمی تشرف مشهدیها به حرم مطهر امام مهربانیها، از انتهای میدان تهپلمحله بود. با گذشت سالها، مسیرهای پیاده و کوچهپسکوچههای اطراف حرم از بین رفت، اما در طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی مصوب شد که مسیر خیابانهای شعاعی به سوی حرم مطهر پس از تقاطع شارستان، به شکل راههای پیاده سبز یا همان رهباغها ادامه یابد.
میدانستند که خودش و زندگیاش وقف امامحسین(ع) بود. خوشبزم بود و خوشمشرب. برای همین بعد از انقلاب که علمش افتاد سر زبانها، همه دوست داشتند شاهحسین بیاید توی هیئتشان. توی ایران علمش شهرت زیادی پیدا کرده بود. وقتی با لامپهای روشن دور طوق میآمد، زیر طاق ورودی صحن انقلاب، شکوه زیادی پیدا میکرد. اما بعد از انفجار حرم در ظهر عاشورای سال1373، این لحظه تا همیشه از جلو چشم شاهحسین و زائران محو شد. خیلی زود آمدن علمها به حرم ممنوع شد.