حرم مطهر - صفحه 40

حسن وظیفه 12آلبوم عکس و 2000 عکس سیاه و سفید و رنگی دارد که تمام عکس‌هایش را خودش گرفته است. او با دوربین به جاهای بسیاری سفر کرده است. گاهی در محل کار همراهش بوده و گاهی در جبهه و جنگ. هریک از عکس‌ها حرفی برای گفتن دارند. او ما را با هر عکسی به همان زمان می‌برد و ادامه می‌دهد: «تمام روزهای جنگ برایم خاطره است هم تلخ و هم شیرین. هرگاه می‌توانستم از آن صحنه‌ها عکس می‌گرفتم. هنوز هم بعضی از عکس‌ها را برای افراد داخل عکس ارسال می‌‌کنم.»
با اینکه سال‌ها از آن روزگار می‌گذرد، شیرینی دوران نوجوانی و قرائت قرآن با پدر همراهش است و هیچ‌گاه آن را از خاطر نمی‌برد. می‌گوید پدرم و پدربزرگم چنددهه در همین محله طلاب قصابی داشتند. غلامحسین قصاب را تقریبا همه قدیمی‌های طلاب می‌شناسند. شاید بی‌تناسب باشد و کمی عجیب، اما یکی از بهترین سرگرمی‌های من و برادرم در مغازه، آموختن الفبای قرآنی بود و همراهش مشق تنوین و تشدید و مد و گوش‌دادن به تلاوت آیاتی که بیشتر عصر‌ها و در ساعتی خاص از رادیوقرآن پخش می‌شد. من هنوز آن دفتر‌ها و سرمشق‌هایی را که از پدر گرفته‌ام، مثل گنجینه‌ای نگه داشته و حفظ کرده ام.
اصل شکل‌گیری حسینیه به سال1285 برمی‌گردد؛ زمانی که شمشیرسازهای محله عیدگاه تصمیم گرفتند برای دهه اول محرم مراسم عزاداری برپا کنند. چند نفر از آن‌ها دور هم جمع شدند و در زمینی وقفی که اسمی از واقف آن ثبت نشده است مراسم سال اول را با شبیه‌خوانی شروع کردند. جمعیتی که برای دیدن نقش عمه سادات، شمر ملعون، علمدار کربلا و... سرازیر می‌شد، باعث شد تا این رویه در سال‌های بعد هم ادامه پیدا کند.
امید حسینی‌نژاد ماجرای دیدارش با رهبری را اینگونه روایت می‌کند: در سال ۸۴ به عنوان نماینده استان خراسان انتخاب شدم و در محضر آقا سوره مریم را قرائت کردم. این افتخار بزرگ، از بهترین خاطرات زندگی من محسوب می‌شود که همیشه به آن می‌بالم. بعد از ۱۵ سال، چهارم اردیبهشت سال 99، آقای علی سرابی (قائم مقام شورای عالی قرآن) با من تماس گرفت و گفت: «امسال نوبت شماست و برای قرائت در حضور رهبری بیا» عازم تهران شدم. ساعت ۴ عصر به مصلی رفتم. قرائت به صورت تصویری انجام شد و من نفر دوم بودم که خواندم. حس و حال وصف‌ناشدنی داشتم.
ما مشهدی‌ها جزو آن دسته افراد خوش‌شانس هستیم که علامه محمدتقی جعفری یکی از عالمان بزرگ دینی، مشهد را، حتی مدت اندکی، برای زندگی‌کردن انتخاب می‌کند. این علامه بزرگ در سنین جوانی به‌دلیل مهاجرت خانواده‌اش از تبریز به مشهد، در محله بالاخیابان کوچه چراغ‌برق زندگی می‌کرد و بعد از فوتش نیز بنا به‌وصیت خودش در حرم مطهر رضوی دفن می‌شود.
سال 1258 کارخانه برق کوچکی به وسیله «میرزا علی خان امین‌الدوله» که آن موقع «امین‌الملک» لقب داشته در مجمع‌الصنایع جنب خیابان باب همایون تأسیس می‌شود و ناصرالدین‌شاه در رمضان همین سال با روشن کردن چراغی آن کارخانه را افتتاح می‌کند. او چندی بعد در محرم چشم عزاداران تکیه دولت را با این برق روشنی می‌بخشد تا بر شکوه مراسم شبیه‌خوانی شهیدان دشت کربلا بیفزاید. مدتی پس از این هم کاخ گلستان را چراغ برقی نور می‌دهد، اما یکی از نخستین مکان‌هایی که در ایران به صورت رسمی، برق‌کشی می‌شود، آستان مبارک خورشید هشتم است.
مسجد جوادالرضا(ع) در محله اروند حالا خانه اول و آخر خانواده هفت نفره آقای زارع محسوب می‌شود. صبح و شب اینجا مشغول فعالیت هستند و همه با کمک هم امور مختلف آن را پیش می‌برند. کانون شمیم ولایت، مرکز نیکوکاری جواد الائمه(ع)، کارگاه خیاطی برای زنان سرپرست خانوار محله و.. .این‌ها فقط بخشی از فعالیت‌های این خانواده است که طی سال‌ها برای ارتقای فرهنگی و معیشتی اهالی این منطقه انجام داده‌اند.
سال‌‌های ابتدایی دهه30 به مشهد ‌آمد. آن‌قدر که پس اندازش اجازه داد، نزدیک‌ترین کوچه به حرم مطهر را انتخاب ‌کرد و خانه‌ای پنجاه‌متری در خیابان دریادل ‌خرید و مغازه کوچکی نیز سر خانه برای خود باز ‌کرد. اما تمام داستان احمد موحد و شهرتش به دوختن کت‌وشلوارهای بی‌نقص ختم نمی‌شود. داستان ارادتش به حضرت رضا(ع) و پابوسی هرروزه‌اش و همچنین کتابت 4قرآن را از زبان پسرش در این گزارش می‌خوانید.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سیدمحمدحسن طباطبایی شیرازی، از استادان باسابقه حوزه علمیه مشهد و مدیر مدرسه علمیه الحجه(عج)، 31 تیر 99 دار فانی را وداع گفت. او از مبارزان صاحب‌نام قبل از انقلاب علیه رژیم ستم‌شاهی بود و این مبارزه را از دوران حضور در نجف‌اشرف شروع کرد و از خطیبان، استادان اخلاق و مدیران موفق حوزه علمیه مشهد بوده است.
ما مشهدی‌ها به عنوان شهروندانی که از خوان نعمت وجود امام رضا(ع) بهره مادی و معنوی می‌بریم، باید به زائران و میهمانان ولی نعمتمان امام رضا(ع) خدمت کنیم. من چون به این گفته اعتقاد دارم، از همان دوران کودکی با حضور در موکب‌ها و ایستگاه‌های استقبال از زائر که در مسیر ورودی جاده مشهد به چناران بود به زائران خدمت کرده‌ام و حتی اگر در بین راه با زائری برخورد می‌کردم که خودروش خراب شده یا دچار کم‌پولی شده بود، کمک و راهنمایی‌اش کرده‌ام.
سال72 تولد دیگر زندگی‌ام بود. حرم برایم تازگی خاصی داشت و از همان زمان خدمت من شروع شد. البته به‌دلیل اینکه راهنمای زائران بودم، باید دوره آموزشی و مقدماتی قبل از آن را می‌گذراندم و 3سال اول خدمت معمولا به‌صورت افتخاری است و بعد حکم به تشرفی تغییر پیدا می‌کند. در هفته یک‌بار و 24ساعت نوبت خدمتمان بود، آن هم کشیک دوم. 17سال دربان ایوان طلای صحن آزادی بودم. بعد خیلی از فضاهای دیگر حرم را تجربه کردم، اما دل‌چسبی آنجا را نداشت. آدم در ایوان طلای آن صحن و بعد هم صحن انقلاب، احساس نزدیکی بیشتری با حضرت دارد.
زمانی که در حال تصمیم‌گیری برای کار هنری‌ام بودم دوست داشتم اثری به تصویر بکشم که تاکنون از سوی دیگر هنرمندان کار نشده باشد و حس و حال معنوی خوبی به بیننده منتقل کند بنابراین سر در مسجد گوهرشاد را انتخاب کردم. البته سختی‌های خودش را هم داشت و کشیدن سر دری به آن عظمت در کاغذی 35 در50 سانتی متری کار ساده‌ای نبود اما امام رضا(ع) کمکم کرد و توانستم طرح را به درستی به تصویر بکشم.
وکیل‌آباد، محله‌ای قدیمی با بافت سنتی است. افراد بومی این محله به طور سنتی شغلی را که پدرانشان داشته‌اند ادامه می‌داده‌اند. خادمی مسجد محله یکی از این شغل‌هاست که دارای اهمیت و قداست خاصی بوده است. خانواده جاویدی، از خانواده‌های قدیمی محله وکیل‌آباد هستند که سه نسل خادمی مسجد محله را برعهده داشته‌اند.
خدام حرم به چهار گروه رسمی موروثی، رسمی، افتخاری و تشرفی تقسیم می‌شوند. اگر در حکم رسمی کسی کلمه موروثی قید شده باشد، نسل آن شخص هم خادم می‌شود و البته ابتدا به پسر ارشد خانواده می‌رسد. صاحبان این نوع حکم‌ها کسانی هستند که جد یا پدر جد آن‌ها در سال‌های بسیار دور خدمات ارزشمندی برای دین اسلام انجام داده‌اند یا هدیه بسیار بزرگی مانند ملک و زمین وقف حضرت رضا(ع) کرده‌اند یا اینکه از علمای بزرگ بوده‌اند. حکم این خادمان پس از مرگشان به پسر بزرگ آن‌ها می‌رسد. خادمان رسمی دارای دو قبر در حرم هستند. فرق خادمان رسمی موروثی و غیرموروثی در این است که حکم خادم غیرموروثی پس از مرگش به شخص دیگری منتقل نمی‌شود. خادم افتخاری هم صاحب یک قبر در حرم است و پس از مرگش، حکم وی اعتباری ندارد.
گسترش امور مربوط به خزانه در دوره‌های مختلف موجب به وجود آمدن مشاغلی چون خازن، خزانه‌دار، صاحب‌جمع خزانه، تحویل‌دار خزانه، کلیددار خزانه، خزانه‌دار نقدی و خزانه‌دار کالا شد . بعضی از اسناد به‌جامانده از تشکیلات اداری آستان قدس از دوره صفوی تا قاجار که در آرشیو مدیریت اسناد و مطبوعات آستان قدس نگهداری می‌شود، مربوط به این موضوع است. از این میان حدود ۲۳۳۰شماره اموال راجع به خزانه، ۱۲۲۳شماره اموال درباره شغل خزانه‌دار و ۷۶۴شماره اموال درباره شغل خازن است.
اولین آیینی که نشان از حال‌وهوای محرم در بارگاه رضوی دارد، اجرای مراسم اذن عزا در 28ماه ذی‌الحجه است. در این مراسم پرچم گنبد، پوشش ضریح و گلدسته‌های حرم مطهر رضوی به نشانه آغاز ماه محرم تعویض می‌شود و به رنگ مشکی درمی‌آید و این پرچم‌ها تا سوم ربیع‌الاول، 3روز پس از شهادت امام رضا(ع) برافراشته خواهد بود.
تنها تصویری که از میرزافتحعلی‌خان صاحب‌دیوان به‌جا مانده، تصویری ایستاده از اوست که در قابی آویخته در تالار موزه آستان قدس رضوی خودنمایی می‌کند.تصویری ساده که شاید به چشم همگان یکی از رجال معمولی دربار قاجارها می‌آید، اما او صاحب وقف‌نامه‌های بزرگی ازجمله وقف‌نامه پرآوازه سوم شعبان است؛ همانی که سفره سنت وقف‌نامه‌اش به ناهار اغنیا شهره شده است. تمام نام و آوازه این صاحب‌منصب قاجاری به وقف‌نامه سوم شعبانش نیست. او وقف بزرگ دیگری را نیز در مشهد انجام داده که ادامه وقف موروثی خاندان بزرگ قوام‌های شیرازی است و مخصوص عزاداری سیدالشهدا(ع) در ماه محرم و صفر است.
شهروند تهرانی مجموعه ارزشمندی شامل بیش از 50سکه از سکه‌های دوره ساسانی را به گنجینه سکه موزه آستان قدس رضوی اهدا کرد.
یکی از مدارس علمیه مهم و معروف مشهد مدرسه نواب است. مدرسه‌ای که درواقع صدقه جاریه میرزا محمدصالح رضوی است. میرزا محمدصالح رضوی، ملقب به صدرالممالک، پسر میرزا محسن نواب است که نسبش با 18واسطه به‌‌‌ امام جواد(ع) می‌رسد و در مشهد، نقیب‌الاشراف سادات رضویه تقویه به حساب می‌آمده است.
هرسال در آستانه ورود به ماه محرم، صحن و سرای حرم مطهر حضرت رضا(ع) با آیین‌ها و مراسم‌های خاصی سیاه‌پوش می‌شود. آیین‌هایی که قدمت صدهاساله دارند و برگزاری آن‌ها حتی در این ایام تعطیلی موقت حرم مطهر همچنان به همان سبک و سیاق قدیمی خود برگزار می‌شوند.