مرحوم حاجاستاد محمدحسین حجارحسینی زنجانی مانند دیگر اجداد ما در کار سنگ و حجاری بود. او که از اواخر دهه1290 تا پایان عمرش خادم حرممطهر ماند، یک شب خواب میبیند که در شاندیز سنگی ارزشمند پیدا کرده و آن را به حرممطهر داده است. در همان زمان موضوع را با اسدی، نایبالتولیه آستانه، در میان میگذارد و به او میگوید که قصد دارد از هنرش بهره ببرد.
محمدامین کهن از آن دسته نوجوانانی است که با راهنمایی والدین و استادان خود در این مسیر گام برداشته و آوازه افتخارات قرآنی او باعث شده است به کشورهای مختلفی سفر کند. کسب عناوین مختلف داخلی و بینالمللی برای این قاری نوجوان حاصل تمرینهای فشردهای است که زیرنظر استادان قرآنی انجام میدهد. عنوان برترین پدیده قرآنی نوجوان کشور در اختتامیه جشنواره ملی ترنم وحی در اسفندماه سال گذشته یکی از آنهاست.
این کوچه ترکیبی است از چند خانه قدیمی که در میانشان دهها آپارتمان و هتل نوساز نیز به چشم میخورد. نامش در کلام پیرهای محل «حوضخرابه» است. محمد احمدی که 57سال پیش در همین کوچه به دنیا آمده، حوضخرابه را ندیده است، اما نقلش به خاطرات مرحوم پدرش برمیگردد و میگوید: «محل کنونی هتل گلشن در حدود صد سال پیش حوضخرابه بود.»
این روزها به این عطر و بوی غذا در حرم مطهر، بوی نان تازه بربری هم اضافه شدهاست؛ بویی که از نخستین نانوایی راهاندازیشده حرممطهر بلند میشود و خبر از گذاشتن نان تازه و داغ سر سفره مهمانسرا برای زائران آقا را میدهد.
قصه پاکبان پاکدست شهرمان که می گوید حتی در هفت سال دست و پازدنش در اعتیاد، به مال مردم دست درازی نکرده است، به روزهای سخت خود رسیده است، روزهایی که با تمام در به دری هایش مقدمه آشتی دوباره او با امام مهربانی ها شد؛ « چابهار، ایرانشهر، ... برای کارگری به شهرهای مختلفی رفتم. مدتی بعد که به مشهد برگشتم، شب ها را در خانه های نیمه مخروبه می گذراندم، گاهی هم در خانه بقیه مصرف کننده ها.
حرم مطهر رضوی به عنوان آخرین پناهگاه مردم این دیار همیشه کانون وقایع و رویدادهای مهم و سپر بلای آنها بوده است. این را میتوان در گلولهباران و حملههای مکرر به آن در بزنگاههای مهم تاریخی دید. در جنگ جهانی اول و پیش از آن، در قیام مسجد گوهرشاد، در سال 1314 و روزهای مبارزاتی مردم به سال1357 که تلخترین آنها 29آبان همان سال رخ داد و نهتنها مشهد که همه ایران را تا چند روز بعد در عزای عمومی فرو برد.
امیرسام شرکت، نوجوان دهههشتادی است که در کلاس دهم رشته ماشینافزار هنرستان شهیدمهدیزاده در خیابان آیتالله بهجت درس میخواند. آنچه او را خاص میکند، غنچه اشتیاقی است که از کودکی میان او و دوچرخه جان گرفته و اکنون به ثمر نشسته است. او یک ماه پیش در مسابقات کشوری رده سنی نوجوانان متولد1386 رتبه نخست دوچرخهسواری کوهستان را کسب کرده است تا از هماکنون گزینه حضور در تیمملی جوانان ایران باشد.
حسن توکلی، عکاس پیش کسوت مشهدی که او را بیشتر با عکس های حرم و زیارت می شناسیم، از بعد بازنشستگی اش از آستان قدس رضوی در سال 89، به عنوان عکاس باشی این آستان، بیشتر وقتش را در اتاق سبز می گذراند. این عنوانی است که او به اتاق کاری که در منزل دارد داده است؛ اتاقی که در واقع نمایشگاهی دائمی است از عکس هایی که در طول سی سال خدمتش در مجموعه حرم مطهر رضوی گرفته است و بیشتر آن ها را به صورت ترانسپارنت و در قاب های نفیس بزرگی چاپ کرده و بر درودیوار پوشیده شده از پارچه های سبز نصب کرده است. اتاق سبز عکاس شبیه هیچ آتلیهای نیست.
خانهها ساخته میشوند و خانوادهها برای سکونت به اینجا میآیند و کوچه هم آباد میشود. نزدیکبودن آن با حرم مطهر رضوی، سالها پیش زائران عاشق اهل بیت(ع) را وسوسه میکند که در آن هیئتشان را بنا کنند. مراسم مذهبی چهار هیئت یتیمان حضرت زهرا(س)، بیتالعباس، هیئت ابوالفضلی بشرویه و هیئت ابوالفضلی روستای نوزاد بیرجند در این کوچه کوچک حال و هوای معنوی به آن بخشیده است.
چیزی از فوت پسرش «علی» نگذشته بود که خواب دید: «بانویی با چادر سیاه وارد خانه شد. با تأکید از من پرسید: «تو مادر دو شهیدی؟» تا این را گفت، هراسان از خواب پریدم! خبری از کسی نبود. پسرم احمد، برادر بزرگتر مهدی، چند روزی برای مرخصی از جبهه به مشهد آمده بود. خوابم را برایش تعریف کردم.»
محرابهایی که به استناد کتیبههای حک شده بر کاشیهای زرینفام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته و در دورانهای مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شدهاند. در این میان اما محرابهای زرینفام ساخته شده به دست خاندان محمدبنطاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبههای برجسته زرین و لاجوردی تزیین شدهاند.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانیترین کوچههای منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچهای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته میشد؛ مردی مردمدار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه بهدلیل باریک و پرپیچوخمبودن و همچنین طولانیبودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
چادرش را روی سرش مرتب میکند و با همان نفسهای منقطعش، میگوید: بهخاطر قلبم دارو مصرف میکنم و صبحها دیرتر بیدار میشوم. با صدای ناگهانی زنگ دچار اضطراب شدم. تصمیم میگیریم زمان دیگری برای مصاحبه برویم که پدر شهید سه صندلی برایمان میآورد تا بنشینیم. در آن هوای ابری و پاییزی، چه بهتر از اینکه زیر درخت انگور که یکدرمیان برگهایش ریخته بنشینیم. هنوز صحبتمان را شروع نکردهایم که پدر شهید باز هم خجالتمان میدهد و با یک سینی چای داغ به حیاط میآید.
همیشه شنیده بودیم پیکر شهدا از مسجد بناها(خیابان خسروی)، ساختمان جهاد کشاورزی(خیابان جهاد)، معراج شهدا و سپاه ناحیه مقاومت مشهد (انتهای نخریسی) تشییع شدهاند، اما تا به حال نشنیده بودم که اتاق بازرگانی هم در برههای محل تشییع شهدا بوده است.اینبار سوژه رنگوبوی دیگری دارد. بهطور حتم بسیاری از همسنوسالهای من و حتی بزرگترها هنگامی که به اتاق بازرگانی نگاه میکنند، به خاطر نمیآورند که در روزگاری نهچندان دور این مکان، محل استقرار نظامیان بوده و شهدایی مانند شهید چراغچی، شهید کاوه و شهید برونسی از این مکان تشییع شدهاند.
نامش را که امروز 101سال از درگذشتش میگذرد، میتوان در فهرست آزادیخواهان مشروطه دید. چند صباحی را هم کنار میرزا کوچکخان در جنگلها پی مبارزه با استعمار اسب تاخته است اما در مشهد، او را «حیدرخان برقی» صدا میزنند تا نامش همردیف خدمتی که کرده است، ماندگار شود. در واقع «حیدرخان عمواوغلی» را باید نخستین مهندس برق در مشهدو «اولین مهندس راهاندازی کارخانه برق حرم مطهر رضوی» معرفی کرد که توانسته الکتریسیته را به شهر امامرضا(ع) بیاورد و در آستان ملائک پاسبان حرم حضرت دوست، چراغ بیفروزد.
قصه این اتفاق به سال1392 برمیگردد.«دمدمای صبح بود. رو به امامرضا(ع) کردم و گفتم: یا امامرضا(ع)، خودت دو ماشین زائر را که مشکل جا دارند، به من حواله کن! با همین حسوحال وارد محوطه پارکینگ خدام شدم. هنگام خروج از زیرگذر خیابان طبرسی، خودرویی را دیدم که سرنشینانش سرشان را به شیشه ماشین تکیه داده و خوابیده بودند.
غلامحسین رجبزاده که به اعتبار شناسنامهاش متولد سال1314 و تاریخی زنده است، برایمان از روزهایی که گذرانده است و دیروزِ کوچه معروف دریادل با نام مهدیه میگوید که تا پیش از آمدن او بهجای ردونشان خانه و خیابان و اهالی فقط زمینهای بایر و کشاورزی پیدا بود.
از لحاظ موقعیت جغرافیایی این مکان در نزدیکی مراکزی مانند بازار بزرگ اطلس و پمپ بنزین و پایانه مسافربری امام رضا(ع) قرار گرفته است. آنطور که اهالی محله میگویند تا قبل از پیروزی انقلاب بهواسطه قرارگیری میدان «ضد» خیابان اصلی که در حال حاضر امام رضا(ع) است به نام ضد شناخته میشد و خیابانهای منشعب هم به نام اول ضد، دوم ضد نامگذاری شده بود. این خیابان هم به نام بیست و یکم ضد شناخته میشد.
اکنون 42سال از آنزمان میگذرد و «عباس لسانی» متولد 1347 به یکی از اوستاکاران حرفه انگشترسازی تبدیل شده است، هر چند تعداد انگشترهایی که در این سالها ساخته را به خاطر ندارد، اما لبخند و رضایت مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. با این شهروند محله عنصری ساعتی در بازار رضا، محل کسب و کارش، همصحبت شدهایم.
بررسی سفرنامه ها و کتب تاریخی نشان می دهد که پیشینه استفاده از فرش در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه بازمی گردد.