اسنادی که از دوره صفوی و قاجار باقی مانده میگویند، هر سحر ماه مبارک، به دستور متولی آستانه، نقاره چیان پس از خواندن مناجات سحر، وظیفه داشتند ۴۵ دقیقه نقاره بزنند.
خانه شهید اصلانی خانه امید مردم محله سیدی بود. او بین نیازمندان تفاوتی نمیگذاشت و برایش ملیت نیازمند یا اینکه از برادران اهل تسنن یا شیعه باشد، مهم نبود.
حاجی هاشمیان همان فردی است که نامههای محرمانهای که زائران برای امامرضا(ع) نوشتهاند و داخل ضریح انداختهاند را در مغازهاش مانند گنجی نگه میدارد.
سالهاست که همه آقای آسمانی را در میانه آسمان و روی بالابرهای بلند حرم رضوی میبینند. حضورش در این صحن و سرا اولینبار افتخاری رقم خورد.
محسن صباغیانطوسی که اکنون واپسینروزهای شصتویکسالگیاش را پشت سر میگذارد، یکی از مهندسان تأثیرگذار در طراحی رواقهای حرم رضوی است. خودش یکی از پروژههای کاری ماندگارش را «رواق امام (ره)» میداند.
آنچه زائران میبینندآدمی است که ردای خادمی پوشیده و صحن و سرای حضرت را میروبد، اما آنچه دیده نمیشود ارادتی است که در قلب غلیان دارد و تمام نمیشود.حکایت این عاشقی عمری دارد به بلندای ۴۰۰ سال.
تاجماه بیگم در شعبان ۱۲۶۲قمری کتابهای برادرش موسیخان، شامل یکصد و چهل مجلد کتاب، را وقف کتابخانه آستان قدس رضوی کرده است. او در حرم مطهر رضوی و در رواق پشت سر در، کنار برادرش موسیخان مدفون شده است.
مادرش از خادمان و فعالان فرهنگی حرم مطهر رضوی است. او نیز از همان کودکی توانسته است ارتباط معنوی خوبی با امامرضا(ع) برقرار کند. این ارتباط سبب خلق دلنوشتههای زیبا و پرشوروحالی شده است. مهدیه ظهوریان متولد سال1389 ساکن محله ابوطالب است.
جهانپهلوان تختی نمیدانست که این وصیت کوتاه، در سال1368 وقتی بابک بیستوسهسالگی را پشت سر میگذارد، توسط او اجرا میشود تا جرقه شکلگیری یکی از گنجینههای ارزشمند موزه آستان قدس، زده شود. ایجاد گنجینه مدالها حاصل همین چند خط وصیت قهرمان مردم است.
در آخرین سرشماری مشهد در سال 1395، محله شهیدقربانی با داشتن جمعیت بیشاز 71هزارو502نفر بر صدر نشست؛ محلهای پرتراکم که خانههای نقلی کوچک آن در معابر فرسوده و قدیمی کنار هم نشستهاند. بیشتر خانههای این محدوده، قولنامهای است و کمتر از هفتادمتر مساحت دارد.
در آستانه نوزدهمین سالگرد درگذشت شیخمحمدرضا مهدویدامغانی به دیدار فرزندش دکتر حسین مهدویدامغانی در خانه پدریاش رفتهایم. خانهای که سالها نوا و نجوای ملکوتی قرآن در آن جاری بود و جلسات جمعهشبهای تفسیر قرآنش، جوانان زیادی را مجذوب آیات نورانی کرد. او در آخرین جمعهشب زندگی پربرکتش درحالیکه بالای منبر تفسیر قرآن میگفت، ابراز کرد «حالم مساعد نیست!» و دقایقی بعد در مسیر انتقال به بیمارستان به دیار باقی شتافت.
«پنجشش جوان همسنوسالیم که یکسال پیش تصمیم گرفتیم خیمهای بهنام امام حسنمجتبی(ع) بزنیم. هر شب جمعه سر کوچه شهدای حج3 از اذان مغرب تا ساعت23 به زائران امامرضا(ع) چای میدهیم.»
این روایت دوخطی، داستان گزارش ماست که از زبان یکی از جوانهای هیئتی میشنویم.
درخت تناور دانشگاه «علوم اسلامی رضوی» که در دل حرم سقف و ستون خورده، در واقع از ریشههای در خاک مانده دو مدرسه قدیمی آب میخورد که قدمتشان به عهد صفوی در مشهد میرسد. دو مدرسه تخریب شده که این روزها تنها بخشی از معماریشان در دل دانشگاه علوم اسلامی رضوی به یادگار مانده و اندک کاشیهای معرق هفترنگ بقا یافتهشان بر دیوارهای فرسوده، تنها شاهدانِ شکوه گذشته آنها هستند.
حاجرمضان حدادقرقی را با همین دو ویژگی، قفلساز سنتی و پهلوان قدیم، سال1396 در یک مغازه قدیمی آهنگری درست در میانههای خیابان نوغان پیدا کردم. کسی که آهنگری را از پدر به ارث برده بود و افتخارش این بود که قفلهای دستساز او امروز در دکور خانهها جا دارد.
مرحوم حاجاستاد محمدحسین حجارحسینی زنجانی مانند دیگر اجداد ما در کار سنگ و حجاری بود. او که از اواخر دهه1290 تا پایان عمرش خادم حرممطهر ماند، یک شب خواب میبیند که در شاندیز سنگی ارزشمند پیدا کرده و آن را به حرممطهر داده است. در همان زمان موضوع را با اسدی، نایبالتولیه آستانه، در میان میگذارد و به او میگوید که قصد دارد از هنرش بهره ببرد.
محمدامین کهن از آن دسته نوجوانانی است که با راهنمایی والدین و استادان خود در این مسیر گام برداشته و آوازه افتخارات قرآنی او باعث شده است به کشورهای مختلفی سفر کند. کسب عناوین مختلف داخلی و بینالمللی برای این قاری نوجوان حاصل تمرینهای فشردهای است که زیرنظر استادان قرآنی انجام میدهد. عنوان برترین پدیده قرآنی نوجوان کشور در اختتامیه جشنواره ملی ترنم وحی در اسفندماه سال گذشته یکی از آنهاست.
این کوچه ترکیبی است از چند خانه قدیمی که در میانشان دهها آپارتمان و هتل نوساز نیز به چشم میخورد. نامش در کلام پیرهای محل «حوضخرابه» است. محمد احمدی که 57سال پیش در همین کوچه به دنیا آمده، حوضخرابه را ندیده است، اما نقلش به خاطرات مرحوم پدرش برمیگردد و میگوید: «محل کنونی هتل گلشن در حدود صد سال پیش حوضخرابه بود.»
این روزها به این عطر و بوی غذا در حرم مطهر، بوی نان تازه بربری هم اضافه شدهاست؛ بویی که از نخستین نانوایی راهاندازیشده حرممطهر بلند میشود و خبر از گذاشتن نان تازه و داغ سر سفره مهمانسرا برای زائران آقا را میدهد.
قصه پاکبان پاکدست شهرمان که می گوید حتی در هفت سال دست و پازدنش در اعتیاد، به مال مردم دست درازی نکرده است، به روزهای سخت خود رسیده است، روزهایی که با تمام در به دری هایش مقدمه آشتی دوباره او با امام مهربانی ها شد؛ « چابهار، ایرانشهر، ... برای کارگری به شهرهای مختلفی رفتم. مدتی بعد که به مشهد برگشتم، شب ها را در خانه های نیمه مخروبه می گذراندم، گاهی هم در خانه بقیه مصرف کننده ها.
حرم مطهر رضوی به عنوان آخرین پناهگاه مردم این دیار همیشه کانون وقایع و رویدادهای مهم و سپر بلای آنها بوده است. این را میتوان در گلولهباران و حملههای مکرر به آن در بزنگاههای مهم تاریخی دید. در جنگ جهانی اول و پیش از آن، در قیام مسجد گوهرشاد، در سال 1314 و روزهای مبارزاتی مردم به سال1357 که تلخترین آنها 29آبان همان سال رخ داد و نهتنها مشهد که همه ایران را تا چند روز بعد در عزای عمومی فرو برد.