مرحوم حاج غلامحسین بااخلاق، پدر شهید هادی بااخلاق یک قطعه زمین ۱۰ هزارمتری در حاشیه بولوار شاهنامه و در اراضی مهدیآباد را برای ساخت مدرسه، حوزه علمیه، زینبیه و درمانگاه وقف کرد. بخشی از این مکانهای وقفی مانند درمانگاه که بعدها به خانه بهداشت تغییر کاربری پیدا کرد و به نام شهید «هادی بااخلاق» نامگذاری شد، در زمان حیات حاج غلامحسین بااخلاق و با هماهنگی و نظارت شخص وی ساخته شد و به بهرهبرداری رسید، اما عمر مرحوم کفاف نداد و فرزندانش در ادامه، جا پای پدر گذاشته و راه او را ادامه دادند.
محله کلاتهبرفی با حدود ۴ هزار نفر جمعیت از محلات شلوغ بولوار شاهنامه است. دلیل نامگذاری این محله پستی بلندیهای فراوانی که مدتزمان ماندگاری برف را در اینجا زیاد میکرده است. پیشه بیشتر مردم درگذشته، کشاورزی بوده و هنوز هم مهمترین کاربری اراضیاش همین است. بیشتر ساکنان کلاتهبرفی سنی مذهب و مهاجرانی از سیستان و بلوچستان هستند.

محمد علی سمیعی، مدیر عامل و مؤسس خیریه انصارالحجه (عج) میگوید: هر زمان که من این افراد موفق و البته خیّر را درکنار خودم میبینم، احساس غرور و افتخار میکنم و از اینکه زحمات ۵۰ سالهام به هدر نرفته است، خوشحال هستم، دیدن موفقیت این بچهها از بهترین خاطرات زندگی من است و هر زمان که با یکی از آنها برخورد میکنم، از اعماق وجودم خداوند را به این دلیل که من را واسطه رشد و ترقی آنها قرار داد، شکر میکنم. امثال این بچههای موفق زیاد هستند.
بهمن گرگیج، شهروند ساکن شاهنامه18، درباره مشکلات بهداشتی میگوید: این زمین در مجاورت یک قبرستان قدیمی واقع شده است و فرزندان ما در چنین شرایط مشغول مسابقه و بازی میشوند که به لحاظ روحی و روانی مناسب سن آنها نیست اما چون فضای جایگزینی برای آنها نداریم نمیتوانیم مانعشان شویم. بهجز بهداشت روان، بهداشت محیط هم در این فضا وضعیت خوبی ندارد. در فصل گرما پشههایی از جمله سالک در این زمینِ رهاشده فراوان هستند.
خیابان شاهنامه18، از معابر اصلی و پرتردد محله کلاتهبرفی است. این معبر شهری از سالها پیش میزبان هموطنان ما از استان سیستان و بلوچستان است و بیش از 5هزار شهروند بلوچ در کنار ساکنان قدیمی این خیابان روزگار میگذرانند. انتهای این معبر شهری که «آریا» نامگذاری شده است مرکز ساخت باغویلاها شده است که مشکلات بسیاری از جمله ترافیک زیاد و افزایش تصادفات را برای ساکنان محله به وجود آورده است.
ساکنان میگویند: مشکل ما در زمان وصل بودن آب هم کم نیست. چرا که اینجا اصلا شرایط عادی نیست. در بسیاری از مواقعی که آب وصل است شاهد این هستیم که آب گلآلود از شیرها خارج میشود یا فشار آب به اندازهای کم است که فقط واحدهای همکف میتوانند استفاده کنند. قطعی آب فقط در این محدوده وجود دارد و پیگیریهای ما تاکنون نتیجهای نداشته است و حدود 1000خانواده که جمعیتی بیش از 4000 نفر دارند با این مشکل دست به گریبان هستند.
هر وقت نازنینزهرا غیبش میزند، میتوان او را در لابهلای گیاهان باغچهاش پیدا کرد. او برای گیاهان موسیقی پخش میکند، گلها را نوازش میکند، خودش باید باغچهاش را آبیاری کند و هر موقع امتحان و درس سختی دارد به فضای آرامشبخش گلخانه پناه میآورد. دراین باره میگوید: همیشه خرید گل، نگاهکردن و کاشتن گل، سبب خوشحالی، دوری از غم و آرامشم میشود، رنگهای گوناگون و رایحههای متفاوت انواع گلها و گیاهان را خیلی دوست دارم و از بودن در اینجا احساس شادی میکنم.
از زمانی که به یاد دارم زندگی من با هنر شروع شد و حس و علاقه درونی مرا بهسوی هنرهای دستی سوق داد. شاید بهتر است که بگویم هنر صنایع دستی من را انتخاب کرد، از کودکی ساختن را دوست داشتم و همیشه با اسباببازیهایی سرگرم بودم که آخرش منجر به خلق چیزی میشد. لوازم نقاشی، چرخ خیاطی اسباببازی، خمیربازی، لگو، اسباببازی مشاغل، اسباببازی جواهرسازی و... گوشهای از بازیهای کودکانه من بود.