سردار شهید حاجحسین ظریفی یکم مهرماه امسال در درگیری مسلحانه با اشرار در سراوان به شهادت رسید. او در عرصه نبرد با دشمن خستگیناپذیر و در عرصه خدمت به خانواده، مهربان، صبور و باگذشت بود.
محله
لشکر
لشکر۷۷خراسان که حوالی سال ۱۳۵۶ دنبال جایی برای ساخت خانه سازمانی میگشت، زمینهای قاسمآباد به آنها پیشنهاد شد و کلنگ اولین شهرک در قاسمآباد به زمین خورد. حضور۲هزارخانواده نظامی ساکن، این منطقه را آباد کردند. محله لشکر اولین محله منطقه۱۰است که بهدلیل سکونت اولین ساکنانش، «لشکر» نام گرفت.
سال۶۲ موعد سربازی رضا فرارسیده بود. ازخداخواسته کارهایش را درست کرد و رفت منطقه. هرماه برای خانواده نامه میفرستاد. زیر نامه هم مینوشت، دوستدار شما شهیدرضا یعقوبزاده تا اینکه در جبهه، سنگر آنها مورد اصابت آرپیجی قرار گرفت و شهید شد.
آیناز فرامرزی بهتازگی باعنوان نایبقهرمانی از ژاپن برگشته؛ از مسابقاتی که برای او و همتیمیهایش فقط یک رقابت ورزشی نبود، بلکه گذشتن از سدی بود که منجر به پیروزی تیم ملی بزرگسالان کبدی ایران بعد از حدود هشت سال دربرابر یکی از رقبای اصلیاش شد.
سرهنگ طهماسبی، دوستی و مراوداتی تا زمان شهادت رضا سنجرانی با او داشته و از روزی تعریف میکند که شهیدسنجرانی نگذاشت به توزیعکننده مواد مخدر بیاحترامی شود. میگوید: آقارضا ضعیفکش نبود.
نام شهید ابوالحسن مقیمیشهری در تاریخ دفاع مقدس شهرستان گناباد، بهعنوان «اولین شهید» به ثبت رسیده است. مردی که با آغاز جنگ تحمیلی، داوطلبانه به جبهه رفت و پس از ۱۰ روز جهاد در منطقه دهلران به شهادت رسید.
ثریا معافیان مادر شهید عباس معافیان است که در سال ۱۳۶۰ به شهادت رسید هنوز دلش سوز آن روزی را دارد که خبر شهادت عباس در محله پیچیده بود و برخی از منافقانی که آنجا بودند از خبر شهادت پسرش خوشحال شدند.
زندگی صغری مفتاح، قصهای از سادگی، صبر و عشق است. او سالها در روستای بقمج و بعد در مشهد، کنار مردی زندگی میکرد که دلش به مرزها و امنیت مردم گره خورده بود؛ مردی که شهادت را آرزو میکرد و سرانجام هم به وصالش رسید.
حسین مرادیان را با دوربین عکاسیاش میشناسند. جزو عکاسان زمان انقلاب است و صدها عکس از او در مراکز مختلفی همچون بنیاد شهید و آرشیو بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاعمقدس نگهداری میشود.
در مسیر پاگرفتن محله لشگر، هستهای جان گرفت که بعدها هویت اجتماعی منطقه ۱۰ را ساخت؛ پایگاه بسیجی که امروز با نام پایگاه شهیدرجایی شناخته میشود. جواد حاتمی یکی از چهرههای محوری و اثرگذار این مسجد است که گذشته پایگاه را روایت میکند.
مادر شهیدان بختی میگوید: بچهها ازطریق نیروهای ایرانی موفق به رفتن نشدند؛ برای همین تصمیم گرفتند از راهی دیگر به فاطمیون بپیوندند. دوبار خود را افغانستانی جا زدند، اما هر بار لو رفتند، اما آخرین بار بالاخره موفق شدند و آرزوی شهادتشان برآورده شد.
همسرشهید میگوید: محمدرضا ارتشی بود و چندسالی در اهواز خدمت میکرد. تابستان که میشد، من را به شهرمان میفرستاد تا گرمای بیشتر از ۶۰ درجه اذیتم نکند. ولی بعدها حاضر به ترک او نمیشدم و میگفتم: «من هم میمانم؛ مگر خونم از شما رنگینتر است؟».
حسن شریعت آخرین بار که جبهه رفت، به مادرش گفت این دفعه شهید میشود. سه ماه بعد، پیکر بیسرش را آوردند. مادرش میگوید: حسن بلند میشد و مینشست؛ میگفت: «یاحسین (ع)» و آخر سر هم مثل امامش بیسر به شهادت رسید.
در آلبوم خاطرات حماسه و ایثار محله لشکر، نام شهیدمحمدعلی گوهری همیشه میدرخشد. او در کوران عملیات خیبر در جزیره مجنون ناپدید شد و ۱۳ سال مهمان هور بود تا اینکه در روز عاشورای سال۷۵ پیکرش به خانه برگشت.
مسعود کمالآبادی، قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد است. مغازهای واقع در فلاحی ۱۰ قاسمآباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشهای و آیینهای اهالی است.
رهبر شهید انقلاب هربار که به مشهد میآمدند، دیدار با خانواده شهدا جایگاه ویژهای در برنامهشان داشت. خانواده شهید محمدحسن نظرنژاد یکی از آنها بودند که این دیدار هیچگاه برایشان فراموش نمیشود.
سیدجعفر هاشمیمهنه در ایام کودکی کل قرآن را با اهتمام مادرش فرا گرفت و در حالیکه هنوز ۱۳ سال بیشتر نداشت، وارد مبارزات انقلابی شد و به پیروان امام خمینی (ره) پیوست؛ در ۱۵ سالگی وارد جبهههای جنگ شد.
بعد از شهادت ناصر به فکر ساختن فاطمیه افتادم و با کمک خانمهای شهرک لشکر که همسرانشان شهید یا جانباز شده بودند، ۶۰۰ متر زمین فاطمیه را از مسکن و شهرسازی خریدیم و کارهای قانونیاش را انجام دادیم.
نرگس درویشزاده کسی است که در خانه یک مادر نمونه و در محیط اجتماعی نیز یک فعال فرهنگی است. به قول خودش اولین شاگردانش، فرزندانش بودهاند و همه جوانان محله را به دید فرزندانش نگاه میکند.
خیابان شهید فلاحی۸ به نام شهیدان بختی نامگذاری شدهاست و در محله لشکر قرار دارد. مصطفی و مجتبی بختی، دو شهید مدافع حرم، سالها ساکن همین خیابان بودند و سال۹۴ به دست تکفیریها در سوریه شهید شدند.
سرهنگ سیدهاشم موسوی میگوید: همیشه دنبال این هستیم که شعار بدهیم. هیچوقت ابعاد زندگی شهدا را دنبال نمیکنیم و فقط مینویسیم او خوب بود. از ما میخواهید برایتان از خاطرههایمان بگویم و این خاطره حتما باید جذاب و قشنگ باشد.