محله الهیه - صفحه 2

محله

الهیه

محله الهیه

مشهدی‌ها، منطقه ۱۲ را با نام «الهیه» می‌شناسند، محله‌ای نوپا و مهندسی‌ساز که کوچه‌های عریض و ساختمان‌های شیک و نورانی‌اش دلیل اقبال زیاد مشهدی‌ها به آن بوده است. وجه تسمیه محله الهیه برگرفته از نام یکی از محلات پایتخت بوده و ساخت‌وساز در آن از اواسط دهه ۸۰ کلید خورده و در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است.

محله الهیه
حدود یک‌ماه قبل، آتش آشوب‌ها به ماشین یکی از شهروندان محله الهیه گرفت و بخشی از سرمایه زندگی‌اش سوخت و این همشهری، غم بزرگی را در این مدت تحمل کرد. بعد از این اتفاق، محلی‌ها به یاری این فرد رفتند و بخشی از خسارتش را جبران کردند.
سیدمصطفی مصطفوی که معلم بازدنشسته است به‌دلیل آرامش الهیه ساکن این محله شد، می‌گوید: با ساخت هر‌ بنا در زمین‌های خالی، یک اتفاق عمرانی خوب هم در محله می‌افتاد و همه حوزه‌ها کم‌کم رشد کرد.
معصومه هراتی‌صادق در آستانه شروع پنجمین دهه از زندگی‌اش، بهترین و درست‌ترین کار عمرش را انجام داده و مشغول نوشتن شده و کتاب‎‌های «رؤیای ابریشم» و «غریبه‌ای در کوهستان» دو اثر اصلی اوست.
هاشم‌آقا، ۱۵ سال قبل راهی محله الهیه شد. در آن زمان امکانات این محله، از روستا هم کمتر بود، اما آرامشی داشت که نظیرش در هیچ جای شهر پیدا نمی‌شد. البته کار خانواده آموزگار جنبه سرمایه‌گذاری هم داشت.
مجتمع مسکونی فرهنگیان پس از «طاش» و «سامان» سومین مجمع مسکونی محله الهیه و این محدوده از شهر محسوب می‌شود؛ مجموعه‌ای که با وجود تغییر یکی‌دو نسل از ساکنان، هنوز فضایی صمیمی دارد.
زهره موسوی با دیدن کار‌های ون‌گوگ دل‌باخته نقاشی شد، با دوست‌داشتن زمین و خاک انگشتانش را لابه‌لای گِل‌ها بازی داد و از دنیای نقاشی و سفال به خلق آرت‌موزائیک روی‌آورد. این میان کمی هم مجسمه‌سازی کرد.
مرضیه قدیمی می‌گوید: در خانه سالمندان به صورت افتخاری کار‌هایی مانند کوتاه و رنگ کردن مو‌هایشان و بیرون بردن آن‌ها برای تغییر روحیه را انجام می‌دهم. گاهی هم غذاهای دلخواهشان را در منزل درست می‌کنم.
زهرا ربانی می‌گوید: در سال‌۱۳۹۰ ابتدای اقدسیه بیابان بود. روز‌هایی که دنبال خانه می‌گشتیم، نقشه‌ای در یک بنگاه دیدیم و متوجه شدیم برای این محدوده، کلی کاربری خدماتی تعریف شده و خانه را خریدیم.
این نوجوان اهل‌مطالعه به واسطه ارائه طرحی در حوزه نجوم، در جشنواره جابربن‌حیان، مقام دوم ناحیه‌۷ آموزش‌وپرورش مشهد را کسب کرده است. او می‌گوید: بیشتر بازی‌ها و مطالب و فیلم‌های مرتبط با نجوم را می‌بینم.
خاطره امجدی می‌گوید: از همان اول وقتی داستان می‌خواندم دوست داشتم آخر داستان‌ها جور دیگری تمام شود، برای همین تصمیم به نوشتن گرفتم. او ادامه می‌دهد: داستان‌های تخیلی را دوست دارم.
خیابان سجادیه ۳۵ که از یک سو به امیریه‌۲۴ می‌رسد، معبری است که دسترسی‌های لازم برای ساکنانش فراهم شده است. این معبر فرعی پر از مجتمع‌های مسکونی تراکم‌بالا‌ست و مدرسه و بازار و همه امکاناتش در همین پنج‌سال اخیر فراهم شده است.
ملیحه قرچه قهرمان رشته دوومیدانی است. او سال ۹۰ عنوان اول منطقه ۱۲ و مقام دوم مسابقات دوومیدانی بانوان مشهد را به دست آورده است.
شاگردان امیرمحمد جامی، مربی هاپکیدو به تازگی از مسابقات کشوری با دست پر برگشتند. این مربی باانگیزه سه شعبه ورزش هاپکیدو را در مشهد تاسیس کرد تا بین شاگردان بااستعدادش، شیرینی قهرمانی جهانی را جست‌و‌جو کند.
برای مهری وفادار که از بیست‌سال قبل در راه خیر قدم گذاشته و برای خرید گوسفند پول جمع کرده و گوشتش را بین نیازمندان محله توزیع کرده است، بیش از هرچیزی دعای خیر مردم ارزش دارد.
در محله الهیه، اولین ساکنان، گویی ارج و قرب بیشتری بین مردم دارند. بیشتر آنها بین اهالی به‌عنوان معتمد شناخته می‌شوندو مثل نخ تسبیح همسایه‌ها را به هم وصل می‌کنند.
زهرا حداد هنر بافندگی‌اش را بهانه‌ای قرار داد برای رفت‌وآمد بیشتر با همسایه‌ها و آموختن آنچه در چنته دارد به عنوان زکات علمش به آن‌ها. البته این به تعبیر خودش یعنی «یک تیر و چند نشان».
فاطمه دلیجانی از سال ۷۲ جلسات قرآنی را در مناطق مختلف شهر برگزار می‌کند و در این جلسات، تفسیر، قرائت قرآن تا حد تجوید عالی و ترتیل را آموزش می‌دهد.
حجت‌الاسلام حسن رضایی از نخستین افرادی است که برای زندگی به الهیه آمده است. او کفش آهنی به پا کرد تا امکانات حداقلی را به این سمت، در غربی‌ترین نقطه مشهد بکشاند و بانی اتفاقات خوب در این محله شد.
مشهدی‌ها، منطقه ۱۲ را با نام «منطقه الهیه» می‌شناسند، محله‌ای که وجه تسمیه‌اش برگرفته از نام یکی از محلات پایتخت است. این محله بر روی اراضی روستای امامیه قرار دارد و ساخت‌وساز در آن از اوایل دهه ۸۰ کلید خورد.
ناصر قفلی، مردی سخاوتمند و بنیان‌گذار هشتاد‌مدرسه که بلد بود چگونه باید با آجر، آینده ساخت، سوم خردادماه ۱۴۰۴ از میان ما رفت. او حالا با میراثش در گوشه‌گوشه ایران نفس می‌کشد، زنده است.