محمدصارم صفاری باغ ۲۲۰۰ متریاش را برای انجام کارهای فرهنگی مانند کلاسهای مشاوره ازدواج، اردوهای تفریحی دانشآموزی، اردوهای خانوادگی و کلاسهای ورزشی در اختیار شهرداری قرار داده است.
محله
الهیه
مشهدیها، منطقه ۱۲ را با نام «الهیه» میشناسند، محلهای نوپا و مهندسیساز که کوچههای عریض و ساختمانهای شیک و نورانیاش دلیل اقبال زیاد مشهدیها به آن بوده است. وجه تسمیه محله الهیه برگرفته از نام یکی از محلات پایتخت بوده و ساختوساز در آن از اواسط دهه ۸۰ کلید خورده و در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است.
سعید دارات از سال ۱۳۶۸ ورزش هاپکیدو را به صورت حرفهای آغاز کرده است. او قصد دارد روزهای خوبی را برای علاقهمندان به ورزش رزمی و دفاع شخصی هاپکیدو در الهیه رقم بزند.
محمدصدرا دهستانی سهسالی میشود افتخار خدمت در چایخانه قاسمبنالحسن (ع) نصیبش شده است. میگوید: قبلا هروقت ایستگاههای صلواتی را میدیدم، آرزو میکردم یک روز من هم در این ایستگاهها خدمت کنم.
دغدغهمندان مسجد برای ایجاد علاقه اهالی به کتاب و نشر فرهنگ کتابخوانی برنامههای متنوعی دارند؛ از «شنبههای با کتاب» گرفته تا طرح «ببر و بخوان و نیار» و «نذر کتاب».
زهره مشکاتیان میگوید: خانم! پرسهزنی سگها در کوچه و خیابانها شده کابوس شب و روز ما. ما که بزرگ هستیم از این صداها لرزه به جانمان میافتد، چه برسد به بچهها.
تاریخچه شکلگیری معبر الهیه۶ به کمتر از پانزدهسال میرسد. این خیابان در محله الهیه واقع شده است و ساختمانهای آجرسهسانت آن، که در سال۸۹ احداث شده و به بهرهبرداری رسیده است، اولین بناهای آن هستند.
اعضای این مجموعه با همراهی بنیاد عماد لحظات شادی را سپری کردند. برپایی این مراسم کمک کرد تا اعضای مجموعه الهیه، لحظات خوبی را سپری کنند و برای دقایقی از رنجها و سختیهایی که دارند، فاصله بگیرند.
مریم جهانگشته، نویسنده محلهمان مادر دو فرزند نوجوان است، کتابهای «انعکاس»، «نیایش سرخ»، «حجاب فاطمی»، «پابوسی»، «سهم کبوترها» و «تو هم با من بخوان» از جمله آثار اوست.
دخترم دو ساله بود که به دلم افتاد برای اجابت خواستهای ۴۰روز به زیارت حرم بروم و در همان روزها با دختری آشنا شدم که او نیز مرا با دورههای قرآنی که در حرم برگزار میشد آشنا کرد.
یادم میآید وقتی کودک بودم، اسم محمدعلی کاسیوس کِلی را زیاد میشنیدم. از شما چه پنهان گاهی هم خودم را جای او تصور میکردم و به در و دیوار مشت میزدم!
بیبی فاطمه رضایی، ۲۵ سال از همسر جانبازش پرستاری کرد. علی اکبر جرات همسر فاطمه خانم دوماه پس از ازدواجشان در شلمچه شیمیایی شد.
ربابه تقیپور بانوی ناشنوایی است که ۳۰ سال از همسر جانبازش پرستاری کرد، همسری که سال ۹۳ بابت ترکشهای دوران جانبازی ربابه را برای همیشه در سکوتش تنها گذاشت.
محمدکیان محمدزاده تعریف میکند: تا الان شکست خوردهام و هر بار از باختهایم درس میگیرم. اگر فنی را که با آن باختهام بلد نباشم، یاد میگیرم و تمریناتم را بیشتر میکنم.
آتشنشانها همچون یک خانواده هستند، آنها کنار هم غذا میخورند، ورزش میکنند، نماز میخوانند و استراحت میکنند. به همین خاطر است که باهم گرمی و صمیمی هستند.
قرار بود گزارش خانه سلحشوران با تیتر «این خانه سیاه است» چاپ شود، اما در کمتر از دو هفته همه چیز تغییر کرد و این مکان جایش را به حسینیهای داد که اهالی نامش را «بیتالمهدی» گذاشتهاند.
محمدعلی صالحی با کاشت ۱۵۰درخت در اطراف خانه خود سعی در سبز کردن زندگیاش دارد. حتی پیشنهادی هم مبنی بر ساخت دیوار سبز به جای دیوار بتنی در اطراف مجتمعاش مطرح کرده است.
در مرکز توانبخشی «ارم» در محله الهیه ۲۵۰ دختری زندگی میکنند که کوچکترینشان ۷سال دارد و بزرگترینشان همسن مادربزرگها است.
آمنه کفاششمسآبادی، همسر شهید محمدعلی دبوری میگوید: ۱۸ سال بیشتر نداشتم که شهید دبوری رفت و مرا با دوبچه تنها گذاشت. تنها مانده بودم. به اصرار خانواده همسرم، با برادرشوهرم ازدواج کردم.
غلامرضا زاهدی و صدیقه همدانی هر دو معلول هستند و برای گذران زندگی خیاطی می کنند، اما با شدت گرفتن معلولیت آنها خیاطی هم دیگر کفاف دخل و خرجشان را نمیدهد.
محققان دانشگاه خیام مشهد با شبیهسازی حرکت پای قورباغه، روباتی برای بازتوانی مغز بیماران دچار سکته، پارکینسون و اوتیسم عرضه کردند.