محله الهیه - صفحه 8

محله

الهیه

محله الهیه

مشهدی‌ها، منطقه ۱۲ را با نام «الهیه» می‌شناسند، محله‌ای نوپا و مهندسی‌ساز که کوچه‌های عریض و ساختمان‌های شیک و نورانی‌اش دلیل اقبال زیاد مشهدی‌ها به آن بوده است. وجه تسمیه محله الهیه برگرفته از نام یکی از محلات پایتخت بوده و ساخت‌وساز در آن از اواسط دهه ۸۰ کلید خورده و در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است.

محله الهیه
محمد تقدیسی‌زاده از قاریان مسجد امام رضا (ع) واقع در الهیه ۲۵ است. با اینکه بیش از ۵ دهه از زندگی‌اش می‌گذرد، اما به قول خودش روزی نیست که تلاوت قرآن را از برنامه‌های زندگی خود کنار گذاشته باشد. او از 5سالگی در حسینیه خیاط‌ها با محمدجواد پناهی آشنا شده و در ۳دهه اخیر پای ثابت جلسه «قرآن، محبان عترت» است. مجری گری در برنامه «به سوی ظهور» و خادمی در «مدرسه پریزاد» از دیگر فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی محمد تقدیسی‌زاده است.
سرتیپ دوم پاسدار مجید توکلی، فرمانده شناسایی عملیات طریق‌القدس، یکی از ۲۲ نفری است که برای شناسایی منطقه به‌مدت ۹۰ روز در شنزار‌های پشت بستان در شرایط سخت زندگی کرده است. او می‌گوید: عملیات آزادسازی بستان، بیشتر شبیه معجزه بود و با هیچ تاکتیک نظامی قابل اجرا نیست، دراین عملیات ده‌ها تانک نظامی که هرکدام بیشتر از 50تن ورزن داشتند باید از تپه‌های شنی با شیب 45درجه عبور می‌کردند، باور همه این بود که تانک‌ها در شن‌زار گیر می‌کنند اما همان جا باران شدیدی شروع به باریدن کرد و مسیر حرکت تانک ها آبپاشی، کوبیده و سفت شد.
در محله الهیه پاکبانی زندگی و کار می‌کند که از هر انگشتش یک هنر می‌ریزد، علاوه‌بر پاکبانی که وظیفه روزانه و حرفه‌ای اوست، خطاطی، شماره‌گذاری روی باکس‌های زباله، تابلونویسی و دیوارنویسی می‌کند. بسیاری از دیوارنگاری‌های منطقه 12 نیز از آثار هنرمندانه این پاکبان است. علاوه‌بر این ذات هنرمندانه، حسین غلامی مربی، داور و استاد حرفه‌ای ورزش‌های رزمی به‌ویژه کاراته بوده و باشگاهش در بولوار توس قهرمانان زیادی را پرورش داده است.
آسیه اکبری در طول 11سال پژوهش و تحقیق و مطالعه، به دنبال پیوندی برای آموزش آسان قرآن کریم همراه با قالب‌های گیمی‌فیکیشن بوده‌ است. او در طول این سال‌ها یک مجموعه بازی‌های هوشمند با عنوان «در پناه قرآن» را طراحی و ابداع کرده‌ است که شامل هفت‌دستگاه روخوانی و روان‌خوانی، پازل هوشمند حفظ قرآن کریم، امام‌شناسی، دستگاه لمسی ویژه روشندلان، نماز و وضو، احکام و قصص قرآنی می‌شود و همه این دستگاه‌ها برای یادگیری آسان قرآن کریم در سنین مختلف کاربرد دارد.
مسعود رحمتی اولین آرایشگاه محله الهیه را دایر کرده است. او می‌گوید: «هرکس وارد آرایشگاه من می‌شود، اصلاح شده به خانه‌اش برمی‌گردد و اصلا مهم نیست که چقدر پول در جیبش دارد. خدا را شکر، همیشه هم نتیجه کار‌های خیر را دیده‌ام و با اینکه مغازه رهن است، هزار مدل قسط و خرج و برج در زندگی‌ام وجود دارد و آرایشگری تنها حرفه و هنر من است، ولی تاکنون هیچ گاه بی‌پول نبوده و همیشه امور من گذشته است».
از همان ورودی، میز کاری جلب توجه می‌کند که تا دوسال پیش به عنوان میز کرسی از آن استفاده می‌شد و حالا کلی ابزار نجاری با نظم زیاد روی آن چیده شده ‌است. داستان شکل‌گیری این کارگاه اسباب‌بازی‌سازی با شیوع بیماری کرونا گره خورده‌ است و سازنده هنرمند محله الهیه توانسته در مدت کمتر از 2سال، بیش از 100نوع سازه چوبی را بسازد و منبع درآمدی برای خانواده‌اش مهیا کند.
خیابان اقدسیه ۳۶ و مجتمع‌های مسکونی‌ای که در دل آن جای دارد، شناسنامه محدوده تازه‌تأسیس الهیه هستند. این خیابان در خاطرات افرادی حضور دارد که بیشتر از ۲۵ سال گذشته به این مکان کوچ کرده‌اند.
اتوبوس‌ها در سکوت پایانه صف کشیده‌اند و اندک مسافران آن‌ها هم با ماسک‎هایی بر صورت، روی سکوهای چوبی نشسته‌اند. مریم عزیزی که دختر کوچکش را در آغوش گرفته است، می‌گوید: سال‌هاست با اتوبوس رفت‌وآمد می‌کنم، اما در 2سال گذشته به‌طور چشمگیری تعداد مسافران کم شده است. شاید یک دلیلش این باشد که با وجود همه تبلیغاتی که می‌شود، بعضی مسافران ماسک نمی‌زنند و با رعایت‌نکردن دستورالعمل‌های بهداشتی، سلامت دیگران را هم به خطر می‌اندازند.
خانواده جیرانی از مفاخر فرهنگی‌هنری مشهد و خراسان‌رضوی هستند که در سینمای ایران درخشیده‌اند و تأثیرگذار بوده‌اند. شاید این خانواده هنرمند و فرهیخته بیشتر با فریدون جیرانی شناخته‌شده باشند، اما هیچ هنردوست و عاشق سینمایی نمی‌تواند خدمات هنری فرزاد، فرامرز و فرزین جیرانی را در تئاتر و سینمای مشهد و حتی ایران نادیده بگیرد. ته‌تغاری این خانواده، فرزین جیرانی 41ساله است که خیلی‌ها او را یک مستندساز تمام‌عیار می‌دانند.
حدیث قائمی‌خور مبارز پنج‌ساله محله الهیه است که در رشته رزمی کن‌شین‌کان‌ کاراته فعالیت می‌کند. کودک بااستعدادی که از یک‌سال پیش به‌واسطه پدر و مادر کاراته‌کارش به این رشته ورزشی علاقه‌مند شد.
امیرمحمد آشنایی که با رتبه150 کنکور سراسری در رشته مهندسی برق دانشگاه تهران پذیرفته شده، معتقد است: تلاش است که زندگی را شکل می‌دهد و انسان را به آرزوهایش می‌رساند. او برای درس‎خواندن و آماده‌شدن برای کنکور شیوه خود را داشته ‌است، از آن دست دانش‌آموزانی نبوده که برای درس‌خواندن در را به‌روی خودش ببندد و تفریح و بگو و بخند با دوستان و خانواده را بر خود حرام کند.
کمبود کاربری‌های آموزشی و فضای سبز از جمله مشکلات اهالی منطقه ۱۲ است. با این حال معبر اقدسیه ۹ از این نوع کاربری‌ها غنی است و خانواده محمودی هاشمی با مشارکت در ساخت یک دبستان ابتدایی و یک مرکز سنگ تمام گذاشته‌اند.
مهدی سراج احمدی می‌گوید: سال99 مسابقات کشوری دانش‌آموزی بود. متین شرط سنی حضور در این مسابقات را نداشت اما من معرفی شدم و به‌دلیل کرونا، فیلم طناب‌زنی‌ام را فرستادم و مقام چهارم کشور را دریافت کردم. می‌خواستم تمریناتم را بیشتر و تخصصی‌تر کنم تا در مسابقه‌های بعدی مقام‌های بالاتر کشوری را به دست آورم اما مربی‌مان مربیگری گروهی در برنامه عصر جدید را برعهده گرفت.بعد از رفتن مربی‌مان هر کجا می‌رفتیم مربی طناب‌زنی پیدا نمی‌کردیم و چون مربی نداشتیم سالن هم در اختیارمان نمی‌گذاشتند.
محمود رجایی می‌گوید برای تولید هر کدام از این محصولات باید به نکات ویژه‌ای دقت کرد و هر محصول را در فصل خودش روانه باز کرد: برای تهیه رب‌انار جنگلی، باید انار جنگلی مرغوب تهیه کرد که در ماه مهر و آبان به‌وفور در شمال کشور یافت می‌شود، قیمت بیشتری دارد اما طعم ترش و ملس به رب‌ می‌دهد که معرکه است و طرف‌داران زیادی دارد. همچنین باید رب‌ به اندازه کافی جوشانده‌ شود چرا که هرچه غلیظ‌تر شود، دیرتر خراب و فاسد می‌شود.
اتفاق دیگری که در روزهای اسارت آرامش را در وجود حاج امیرفرخ فرحمند قرار داد و تحمل روزهای سخت اسارت را ممکن کرد، ملاقات مادربزرگ و مادرش بود که خود را به عراق رسانده بودند: از کودکی ارتباط عاطفی ویژه‌ای با مادربزرگم داشتم، دست نوازش او را همیشه و تا زمانی که در قید حیات بود به خاطر دارم، این لطف او در دوران اسارت هم شامل حال من شد و همراه مادرم عازم سفر عتبات عالیات و از آنجا به عیادت من آمده بودند. البته این‌طور که خودشان بعدها گفتند برای این ملاقات افراد زیادی را دیده و هزینه زیادی صرف کرده بودند.
مریم دربندی 52ساله و متولد تهران است، او همسر جانباز و آزاده سرافراز«سید امیر فرخ فرحمند» است و به دنبال حضور موفق درمسابقات قرآنی همسران جانبازان و آزادگان حفظ قرآن را نیز شروع می‌کند: من و سید امیر در سال 1362 با یکدیگر ازدواج کردیم. او یک‌سال بعد از ازدواج و درحالی که دختر بزرگ ما به دنیا آمده بود یعنی در سال 1363 به اسارت نیروهای بعثی درآمد. اسارتی که 4سال طول کشید و امیر را بیمار و نحیف به خانه فرستاد. او درگیر بیماری سختی شده بود اما با توسل به قرآن، امام رضا(ع) و البته تلاش پزشکان بیماری همسرم بهبود پیدا کرد. بسیار خوشحال بودم و تصمیم گرفتم به شکرانه سلامتی‌اش حفظ قرآن را آغاز کنم.
علی می‌گوید: آدم در هرجایی که باشد، اگر آستین همت را بالا بزند، حتما نتیجه‌اش را می‌بیند. مگر آدم‌ها در زندگی‌شان چند تا آرزوی خیلی بزرگ دارند؟ چندتا آرزو دارند که شب ‌و روز به آن فکر کنند و برایش رؤیا ببافند؟ بیشتر از 3،4تا که نیست، اگر برای رسیدن به همین چندتا هم تلاش نکنیم، پس دیگر برای چه زنده‌ایم؟! من تلاش کردم و توانستم.
علی پیراسته هم‌زمان با قیام مردمی به گروه‌های انقلاب می‌پیوندد و در جریان انقلاب سعی و تلاش زیادی دارد که پدرش را جذب نیرو‌های انقلاب کند. او می‌گوید: من تنها پسر خانواده بودم و پدرم برای زندگی و آینده‌ام برنامه‌های زیادی داشت، اما از طرف دیگر من با روحیه مذهبی و انقلابی بزرگ شده بودم. اوج تناقض اینجاست که من در حال پخش اعلامیه بودم و در تظاهرات شرکت می‌کردم، درحالی که پدرم به عنوان یک ارتشی وظیفه حفاظت از باغ ملک‌آباد را برعهده داشت. گاهی اوقات که فرصت حرف‌زدن با پدر را پیدا می‌کردم، از جریان وقایع انقلاب برای پدرم و اینکه همکاران او چگونه انقلابیون را به گلوله می‌بندند، صحبت می‌کردم، پدرم با ناراحتی می‌گفت: «پسر جان ما داریم نون شاه را می‌خوریم، باید به این روزی احترام بگذاریم»
سعید امیدوار که نگران استفاده‌های نادرست از گیاهان دارویی در درمان کروناست، بیان می‌کند: داروهای گیاهی، بیشتر جنبه پیشگیری دارند. در مراحل اولیه بیماری هم می‌توانند موجب بهبود شوند اما وقتی بیماری پیشرفت کند دیگر این داروها جواب‌گو نیست و مردم باید از درمان‌های شیمیایی زیرنظر پزشک استفاده کنند.
زندگی با جانباز 70درصد سخت است، برخی از آن‌ها نیاز به کمک فراوان دارند. باید به‌طور مداوم پیشش بود تا کارهایش را انجام داد. بالأخره من هم انسان هستم و ظرفیتم محدود، بعضی وقت‌ها خسته می‌شوم اما پشیمان هرگز! آسیه خانم با بیان این جملات می‌گوید: چرا دروغ! گاهی اوقات خسته می‌شوم، اما خدا خودش کمک می‌کند و صبر تحمل مشکلات را می‌دهد. 38سال با هم زندگی کردیم و تلاش کردیم روحیه خودمان را حفظ کنیم. سعی کردیم همیشه شاد و صبور باشیم، خیلی غر نزنیم. سعی می‌کنیم با امکانات خودمان بسازیم و نمی‌خواهیم زندگی را تلخ کنیم.